کوی دانشگاه تهران به خاک و خون کشیده شد؛ حمله نیروهای مهاجم به خوابگاه دختران؛ ۳ دانشجو کشته شدند

دوشنبه ۲۵م خرداد ۱۳۸۸
خبرنامه امیرکبیر: اعتراضات دانشجویان دانشگاه تهران به تقلب اشکار در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، دیشب برای دومین شب متوالی در کوی دانشگاه تهران ادامه یافت.

شب گذشته دانشجویان معترض به این نتایج در محوطه خوابگاهی حضور یافتند اما با یورش وحشیانه نیروهای امنیتی روبرو شدند. نیروهای مهاجم در ابتدا چندین بار قصد ورود به محوطه داخل کوی را داشتند اما با مقاومت دانشجویان این امکان را نیافتند. در نهایت این نیروها با استفاده از ابزارهای گسترده ای چون نارنجک صوتی و گاز فلفل و گاز اشک آور، موفق به ورود به داخل شده و دانشجویان را آماج حملات وحشیانه خود قرار دادند.

در تهاجم وحشیانه نیروهای لباس شخصی به دانشجویان، از سلاح گرم بطور گسترده ای استفاده شد و در نتیجه دهها تن از دانشجویان مجروح و مضروب شدند. مجروح و زخمی شدن دانشجویان در کوی دانشگاهد در حالی بود که امکان ورود امبولانس و کمک های پزشکی برای رسیدگی سریع به وضعیت مجروحان وجود نداشته و بسیاری از دانشجویان خود مجروحان را به نقاط امن منتقل می کردند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، نیروهای مهاجم بلافاصله پس از ورود به ساختمان شماره ۲۳ کوی وارد شده و آنجا را به کنترل کامل در آوردند. این ساختمان پیش از آن با هوشیاری دانشجویان تخلیه شده بود.

پس از استقرار نیروها امنیتی، درگیری های گسترده تری اغاز شد. نیروهای مهاجم پس از آن به ساختمان های دیگر کوی وارد شدند و به زخمی و مضروب کردن دانشجویان پرداختند.

به گفته برخی دانشجویان، تعداد دانشجویان مجروح با سلاح های گرم مهاجمین به ۱۵ نفر می رسد. حال تعدادی از دانشجویان مجروح نیز وخیم اعلام شده است و چندین نفر از دانشجویان مجروح شده از ناحیه صورت و برخی دیگر از ناحیه پا و دست مورد اصابت گلوله قرار گرفته اند.

یکی از دانشجویان دانشگاه تهران اظهار داشت که بسیاری از دانشجویان در هنگام خواب و در تخت های خود مورد هجوم وحشیانه انصار حزب الله قرار گرفته اند. به گفته ی دانشجویان مقاومت مظلومانه دانشجویان کوی در حالی بود که تمامی مسئولین کوی دانشگاه تهران، دانشجویان را در مقابل این تهاجم وحشیانه تنها گذاشته بودند.

از سوی دیگر این نیروها تنها به حمله به کوی پسران بسنده نکرده و خوابگاه دختران دانشگاه را نیز مورد هجمه قرار دادند. دختران دانشجوی ساکن در خوابگاههای فیض و فاطمیه دیشب نیز در محوطه خوابگاهی در اعتراض به نتایج انتخابات دست به اعتراض زدند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، در ساعات پایانی شب، نیروهای انصار حزب الله با یورش به داخل محوطه خوابگاهی دختران، تعداد زیادی از آنان را مورد ضر ب و شتم شدید قرار دادند. در نتیجه این یورش وحشیانه تعداد زیادی از دانشجویان به درمانگاه کوچک مستقر در خوابگاه چمران منتقل شدند.

گفتنی است دیشب در هنگام وقوع چنین تهاجمی، امکان ارتباطی دانشجویان با بیرون از خوابگاه قطع شده بود.

شنبه شب نیز دانشجویان دختر و پسر کوی دانشگاه تهران با تجمع در خیابان امیراباد به همراه مردم ساکن این خیابانف با راهپیمائی در خیابان امیرآباد، بدست به اعتراض زده بودند.

یکی از دختران دانشجوی حاضر در تجمع آن شب اظهار داشت که با یورش پلیس به تجمع کنندگان، انتظامات کوی پسران با گشودن درب ها به روی دانشجویان، اجازه ضرب و شتم شدید آنان را توسط نیروهای امنیتی نداد. وی ادامه داد که به همراه تعداد دیگری از دانشجویان دختر با پریدن از روی نرده های حفاظ بین کوی علوم پزشکی و کوی دختران، موفق به فرار شده اند.

شنبه شب دانشجویان دختر سکان خوابگاه فاطمیه نیز با شکستن درب های خوابگاه به مردم تجمع کننده پیوسته و به همراه انان اعتراض کردند.

بنابر گزارش های دانشجویان در اثر حمله وحشیانه انصار، ۳ دانشجو از جمله یک دانشجوی دختر کشته شده اند و حال بیش از ۵ دانشجو به شدت وخیم است.





حمله وحشیانه گارد ویژه به خوابگاه های دانشگاه صنعتی اصفهان

یکشنبه ۲۴م خرداد ۱۳۸۸
خبرنامه امیرکبیر: در پی اعتراض دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان به تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری، شب گذشته ماموران گارد ویژه و لباس شخصی با حمله به خوابگاه های دانشجویان آنان را به طرز وحشیانه ای مورد ضرب و شتم قرار داده و تعدادی از دانشجویان را نیز با خود بردند.

نیروهای یگان ویژه و انصار حزب الله، بیش از ۶۰ نفر از دانشجویان را بازداشت و توسط دو دستگاه اتوبوس به مکان نامعلومی منتقل کردند. طی این حمله چند تن از دانشجویان به شدت مجروح گشته اند. یکی از دانشجویان در اثر ضرب و شتم از پنجره اتاق خوابگاه به پایین پرت شده و از ناحیه هردو پا دچار شکستگی گردیده است.

همچنین یک نفر نیز به شدت از ناحیه سر مجروح شده و وضعیت جسمی وی وخیم گزارش شده است.

این حمله پس از آن صورت گرفت که مامورین گارد ویژه در پاسخ به اعتراضات دانشجویان، در محوطه صحن خوابگاه های دانشگاه صنعتی اصفهان حضور یافتند که در پی آن درگیریهایی بین دانشجویان و ماموران صورت گرفت.

نیروهای یگان ویژه همچنین با ورود به یکی از خوابگاه ها و با شکستن درهای اتاقها با استفاده از باتوم، اسپری فلفل، شیشه نوشابه دانشجویان را به شدت مورد ضرب وشتم قرار دادند. مامورین تعدادی از دانشجویان را از خوابگاه به بیابان های اطراف منتقل کرده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

بنابر گزارش ها در حمله شب گذشته بیش از ۱۰۰ نفر از دانشجویان این دانشگاه مجروح شده و به درمانگاه فرستاده شدند.

متن کامل قطعنامه دفتر تحکیم وحدت: اولویت با کروبی است


دفتر تحکیم وحدت (اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان سراسر کشور) در تاریخ یکم خرداد 88 با صدور قطع نامه پایانی نشست خود که هفته پیش در تهران برگزار گردید، از مهدی کروبی حمایت کرد.

«معتقدیم حضور یک دولت میانه رو که دست به سرکوب وسیع جامعه مدنی وجنبش های اجتماعی نزند و در عین حال خود را در جایگاه متولی جامعه مدنی و رهبری جنبش اجتماعی نبیند و تنها نقش یک دولت تسهیل گر را ایفا کند می تواند زمینه ساز رشد جامعه مدنی و گذار به دموکراسی شود»

«از سویی دیگر شکست احمدی نژاد ارزشی استراتژیک در بازدارندگی روند گسترش گرایش های میلیتاریستی و بیناد گرایانه در حاکمیت دارد که علاوه بر بعد ملی، پژواکی بین المللی نیز خواهد یافت.»

«از نظر ما تغییر مدیریت اجرایی کشور در جهت منافع ملی امری ضروری است و با تأکید بر بیانیه ۵۴ انجمن اسلامی عضو اتحادیه خواهان این هستیم که: “احمدی نژاد بایدبرود”»

«از نظر ما هیچ یک از کاندیداهای حاضر درصحنه، نمایندگان ایده آل افکار عمومی نبوده و تنها برخی از آنها را می توان کاندیدایی برای گذار از شرایط اضطراری و ایجاد تغییرات حداقلی دانست.»

«با توجه به گفتگوها و رایزنی اعضای دفتر تحکیم وحدت با کاندیداها، احزاب و گروه های حامی آنها و همچنین سایر احزاب و شخصیت های برجسته سیاسی و با در نظر گرفتن نظرات اکثریت انجمن های اسلامی عضو و نیز گزارش نهایی کمیته انتخابات اتحادیه و نهایتاً با استقبال از پاسخ آقای کروبی به نامه ارسالی به کاندیداها، ضمن احترام به آقای میرحسین موسوی اعلام می داریم از نظر ما برنامه ها و تیم اجرایی ایشان به مطالبات دفتر تحکیم وحدت نزدیک تر بوده و در این مرحله از انتخابات اولویت با آقای مهدی کروبی است

«درنهایت از هر دو کاندیدا و احزاب حامی و هواداران آنها نیز می خواهیم از هرگونه تخریب که سود آن نهایتاً به نفع اقتدارگرایان خواهد بود بپرهیزند.»

متن كامل اين بيانيه به شرح زير است :‌

«جامعه مدنی، مطالبه محوری، دولت پاسخگو»
قطعنامه پایانی نشست دفتر تحکیم وحدت

مقدمه

نشست سراسری انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) در تاریخ ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ در شرایطی برگزار شد که عباس حکیم زاده دبیر سیاسی این اتحادیه و چند تن دیگر از اعضاء آن همچنان در بازداشت به سر می برند و اخبار نگران کننده ای از وضعیت آنها در زندان به گوش می رسد.

برگزاری موفقیت آمیز این نشست پس از زمستان سرد جنبش دانشجویی و در شرایطی که کیهان و کیهان نشینان همه تلاش خود را برای تضعیف بزرگترین اتحادیه دانشجویی منتقد و دموکراسی خواه به کار برده بودند، موجب دلگرمی فعالان جنبش دانشجویی گردید.

در این نشست چهره های مختلف سیاسی و مدنی به ارائه دیدگاه ها و نظرات خود پیرامون انتخابات ریاست جمهوری دهم پرداخته و در نهایت با بحث و بررسی اعضاء شورای عمومی تصمیمات لازم برای نوع مواجهه دفتر تحکیم وحدت با انتخابات اتخاذ گردید.

گام های پیشین: از تحریم تا مشارکت انتقادی

ورود دفتر تحکیم وحدت به بحث انتخابات دهم ریاست جمهوری از نشست آبان ۸۷ این اتحادیه کلید خورد. در این نشست اعضاء اتحادیه پس از بحث و بررسی جوانب مختلف تصمیم به مشارکت انتقادی در فرآیند انتخابات گرفتند و بر همین اساس واحد سیاسی دفتر تحکیم وحدت با تشکیل کمیته ای ویژه به بررسی مسأله انتخابات و گفتگو با صاحبنظران سیاسی پرداخت. نتیجه ۳ ماه کار فشرده واحد سیاسی، شورای مرکزی و نیز انجمن های اسلامی دانشگاه های سراسی کشور دراسفند ۱۳۸۷ به صورت بیانیه ای مفصل همراه با ۴ ضمیمه منتشر و در اختیار افکار عمومی قرار گرفت.

این بیانیه در ۴ ضمیمه خود به ترتیب به نقد عملکرد ۸ ساله اصلاح طلبان در قدرت، بررسی تحریم به عنوان یک استراتژی در انتخابات ۸۴، تحلیل شرایط کلی انتخابات و نیز طرح اولیه مطالبات دفتر تحکیم وحدت پرداخت و ۴ محور زیر را به عنوان دستور کار آتی اتحادیه اعلام نمود:

۱.تأکید بر انتخابات آزاد و سالم
۲.تأکید بر مطالبه محوری
۳.ادامه گفتگوی انتقادی
۴.پرهیز از فضای احساسی و هیجانی کاذب

اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در اواخر فروردین سال جاری با انتشار متن کامل مطالبات اتحادیه از کاندیداهای ریاست جمهوری در ۲ سرفصل مطالبات دانشگاهی و مطالبات کلان سیاسی، اجتماعی وارد فاز گفتگو و رایزنی با کاندیداهای نزدیک به جریان اصلاحات شدند که در این میان دیدار با مهدی کروبی انجام شد و دیدار با میرحسین موسوی به دلایل نامعلوم میسر نگردید.

سرانجام در تاریخ ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت با برگزاری نشست شورای عمومی و ارائه گزارش کمیته انتخابات گام آخر در تصمیم گیری دفتر تحکیم وحدت برداشته شد و مقرر گردید تا پس از ارسال نامه ای به ۲ کاندیدا و درخواست اظهارنظر صریح پیرامون مطالبات فعالان دانشجویی تصمیم نهایی گرفته شود که این تصمیم به شرح زیر اعلام می شود:

۱- تأکید بر نگاه حداقلی و تاکتیکی به انتخابات

همچون سالهای اخیر بر این باوریم که اصلاحات انتخابات محور، که نقش مردم را تنها به حضور در پای صندوق های رأی محدود می کند، به دلیل موانع ساختاری راهگشای مسیر دموکراسی، توسعه و حقوق بشر نخواهد بود و راهبرد مناسب برای عبور از بن بست فعلی را اصلاحات جامعه محور با تکیه بر جنبش های اجتماعی و نهادهای مدنی می دانیم. با این حال معتقدیم حضور یک دولت میانه رو که دست به سرکوب وسیع جامعه مدنی وجنبش های اجتماعی نزند و در عین حال خود را در جایگاه متولی جامعه مدنی و رهبری جنبش اجتماعی نبیند و تنها نقش یک دولت تسهیل گر را ایفا کند می تواند زمینه ساز رشد جامعه مدنی و گذار به دموکراسی شود. بنابراین ضرورتاً نگاه به انتخابات یک نگاه حداقلی بوده و کمک به حضور نیروهای میانه رو در دولت را به عنوان یک تاکتیک برای راهبرد اصلاحات جامعه محور می دانیم.

در نگاهی واقع بینانه پیروزی اصلاح طلبان درانتخابات آتی به معنای شکل گیری دموکراسی پایدار و حل همه جانبه معضلات کشور نیست ، بلکه این استعداد را دارد تا با باز کردن نسبی فضای سیاسی ، از فشار های موجود بر نیروهای جامعه مدنی بکاهد و بدین ترتیب فضا را برای رشد و تجدید سازمان انها هموار کند.

۲- توجه به ضرورت تغییر

اگر چه دولت و سایر نهادهای انتخابی در ساختار حاکمیت ایران تنها بخش کوچکی از قدرت را در دست دارند و بخش بزرگتر در اختیار نهادهای انتصابی است، با این حال حضور ۴ ساله محمود احمدی نژاد در رأس دولت نشان داد که یک اقتدارگرای تمام عیار با همین درصد کوچک از قدرت می تواند شریانهای حیاتی جامعه مدنی و فعالین سیاسی منتقد را یک به یک قطع کند و با اتخاذ سیاست های ماجراجویانه در عرصه بین الملل و بی توجهی به نظرات کارشناسان درحوزه اقتصاد، کشور را در لبه پرتگاه قرار دهد و البته که این شرایط پیش از آنکه به ضرر حاکمیت باشد زندگی را برای مردم سخت تر می کند. گسترش روزافزون فساد و قانون گریزی از سوی دولت باعث افزایش بی اعتمادی وافزایش شکاف دولت ملت گردیده و روحیه ماجراجویی و عقل ستیزی حاکم در سیاست خارجی به افزایش بی اعتباری در صحنه بین المللی منجر شده است.

از سویی دیگر شکست احمدی نژاد ارزشی استراتژیک در بازدارندگی روند گسترش گرایش های میلیتاریستی و بیناد گرایانه در حاکمیت دارد که علاوه بر بعد ملی، پژواکی بین المللی نیز خواهد یافت. اینک انتخابات ریاست جمهوری دهم ایران صرفنظر از اینکه با معیار های انتخابات آزاد، منصفانه و موثر تعارض بنیادین دارد، به بستری برای رویارویی مدافعان و دشمنان دموکراسی ، حقوق بشر، خرد گرایی و میانه روی در سطح جهانی تبدیل شده است. همچنین این شکست، عزم و اراده ملی در مخالفت با برنامه ساختار قدرت در بلا موضوع کردن انتخابات و تعطیلی کامل بعد جمهوریت نظام را نیز به نمایش می گذارد.

بنابراین از نظر ما تغییر مدیریت اجرایی کشور در جهت منافع ملی امری ضروری است و با تأکید بر بیانیه ۵۴ انجمن اسلامی عضو اتحادیه خواهان این هستیم که: “احمدی نژاد بایدبرود”

۳- مطالبه محوری به جای رأی آوری

برخورد مطالبه محور با انتخابات که نخستین بار توسط فعالان این اتحادیه در آبان ۸۷ مطرح گردید، امروز تبدیل به گفتمان غالب جنبش های اجتماعی و جامعه مدنی و حتی تشکل های سیاسی شده است. از نظر ما مطالبه محوری راهکاری مناسب برای فرار از دوگانه همیشگی تحریم یا مشارکت بی قید و شرط بوده و می تواند به شیوه ای دقیق تر تصمیم به تحریم یا مشارکت انتقادی را منجر شود. از سوی دیگر با درس گیری از انتخابات ۲ خرداد ۷۶، مطالبه محوری با عبور از شخص محوری سبب تنظیم صحیح رابطه ی جامعه مدنی و احزاب و گروه های سیاسی که برای حضور در قدرت با یکدیگر رقابت می کنند خواهد شد. دراین رابطه دو طرفه ما فعالان جامعه مدنی با طرح مطالبات خود تلاش می کنیم تا دولت را پاسخگو کرده و کاندیداها با اعلام تعهد به مطالبات در جهت جلب آرای ما تلاش می کنند. بدیهی است پیروزی کاندیدای نزدیک تر به مطالبات جامعه مدنی موجب تثبیت این رابطه خواهد شد.

از نظر ما حضور هر دو کاندیدای نزدیک به جریان اصلاحات در مرحله اول انتخابات سبب می شود تا با جمع آوری آرای اقشار مختلف و بالا رفتن میزان مشارکت مردم، احتمال دو مرحله ای شدن انتخابات بیشتر شود. بنابراین می بایست هر جریان اجتماعی در این مرحله کاندیدای نزدیک تر به خود را مشخص کرده و به او رأی دهد و در مرحله دوم همه آنها پشت سر رقیب احمدی نژاد بسیج شوند. بدین سبب در این مرحله شیوه مناسب برای مقایسه کاندیداها را پاسخ آنها به مطالبات و نه احتمال رأی آوری بیشتر قرار دادیم.

لازم به ذکر است کمیته انتخابات دفتر تحکیم وحدت با تحلیل محتوای گفتمان دو کاندیدا و بررسی سخنرانی ها و بیانیه های آنها و نیز سنجش وزن و احتمال تحقق مطالبات از طریق نظرسنجی از اعضای شورای عمومی به شیوه ای علمی اقدام به مقایسه ۲ کاندیدا نموده است که گزارشهای آن در روزهای آینده منتشر خواهد شد.

۴- کاندیدای اضطراری و نه کاندیدای ایده آل

در یک انتخابات آزاد در نظام های پایبند به دموکراسی مردم از طریق رأی دادن می توانند آزادانه کاندیدایی را برگزینند که به طور کامل نماینده افکار عمومی خواهد بود.

این نکته مشخص است که در ایران به دلیل وجود نهادی مانند شورای نگهبان که حتی عملکرد تنگ نظرانه آن فراتر از قانون اساسی است، بخش بزرگی از جامعه نمی تواند سخنگویان واقعی خود را در میدان رقابت ببیند. از نظر ما هیچ یک از کاندیداهای حاضر درصحنه، نمایندگان ایده آل افکار عمومی نبوده و تنها برخی از آنها را می توان کاندیدایی برای گذار از شرایط اضطراری و ایجاد تغییرات حداقلی دانست.

در این میان آنچه مهم است ضرورت حفظ هویت مستقل و متمایز نیروهای جامعه مدنی و جنبش های اجتماعی از جناح های میانه رو و اصلاح طلبان حکومتی است به گونه ای که کاندیداهای اصلاح طلب حداکثر در قامت بخش میانه روی قدرت مورد توجه قرار گیرند نه به عنوان رهبران جنبش اجتماعی و یا متولی جامعه مدنی.

۵- نگرانی نسبت به سلامت انتخابات

متأسفانه برخی اخبار و شواهد حاکی از آن است که نمی توان چندان نسبت به سلامت انتخابات امیدوار بود. لغو برنامه کاندیداهای منتقد، توقیف نشریات آنها، برخورد جانبدارانه صدا و سیما، ورود رسمی نظامیان به بحث انتخابات و تجربه انتخابات چند سال اخیر همگی نشان دهنده این است که گروهی عزم جدی برای انتخاب دوباره محمود احمدی نژاد حتی به قیمت جابجایی آرای مردم نموده اند.
از همه کاندیداها و هواداران آنها می خواهیم تا برنامه ای جدی برای صیانت آراء مردم داشته باشند و در صورت بروز تقلب اکتفا به شکایت به خدا نکرده و دست به اعتراضات عملی بزنند. از فعالین دانشجویی نیز می خواهیم تا به صورت نیروهای داوطلب به همکاری با “کمیته صیانت از آراء” بپردازند.

جمع بندی:

با توجه به گفتگوها و رایزنی اعضای دفتر تحکیم وحدت با کاندیداها، احزاب و گروه های حامی آنها و همچنین سایر احزاب و شخصیت های برجسته سیاسی و با در نظر گرفتن نظرات اکثریت انجمن های اسلامی عضو و نیز گزارش نهایی کمیته انتخابات اتحادیه و نهایتاً با استقبال از پاسخ آقای کروبی به نامه ارسالی به کاندیداها، ضمن احترام به آقای میرحسین موسوی اعلام می داریم از نظر ما برنامه ها و تیم اجرایی ایشان به مطالبات دفتر تحکیم وحدت نزدیک تر بوده و در این مرحله از انتخابات اولویت با آقای مهدی کروبی است.

امیدواریم که ایشان با پایبندی به تعهدات شان در پیگیری مطالبات مطرح شده، در عرصه ریاست جمهوری نیز پذیرای نقد جریان دانشجویی نسبت به امور مختلف کشور باشند.

درنهایت از هر دو کاندیدا و احزاب حامی و هواداران آنها نیز می خواهیم از هرگونه تخریب که سود آن نهایتاً به نفع اقتدارگرایان خواهد بود بپرهیزند.

اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور
دفتر تحکیم وحدت
اول خرداد ۱۳۸۸

مناظره دوم حامیان کروبی و موسوی: کرباسچی – تاجیک


به گزارش خبرنامه امیرکبیر، در مناظره دوم حامیان مهدی کروبی و میرحسین موسوی، آقایان محمدرضا تاجیک و غلامحسین کرباسچی به مناظره پرداختند، که متن آن به شرح زیر است:

مجری: انجمن های اسلامی دانشجویان ۵۴ دانشگاه کشور با صدور بیانیه ای اعلام کردند که ادامه شرایط موجود کشور را به نابودی خواهد کشان ولذا احمدی نژاد باید کنار گذاشته شود و علی رغم مسائل گوناگون در مورد تفاوت کانیداهای موجود با مطلوب،ایرادات ساختاری و شبهاتی که در مورد سلامت انتخابات مطرح است باید از انتخاب مجدد احمدی نژاد جلوگیری کرد. این جمع بندی است که تاکنون داشتیم اما برای پاسخ به این سوال که به چه کسی رأی بدهیم در خدمت آقای تاجیک و کرباسچی هستیم تا بعد از شنیدن سخنان و پرسش و پاسخ تصمیم گیری کنیم.

محمدرضا تاجیک: باید نسبت به آینده ایران حساس باشیم و باید فکر کرد چگونه می توان تغییر ایجاد کرد

با امید به روزی که دیگر دانشجویی در بند نباشد شروع می کنم. من در فضای جنبش اصلاحات صحبت می کنم و به همین دلیل برای برشمردن برتری های آقای موسوی قصد ندارم اساعه ادبی نسبت به آقای کروبی بکنم و معتقدم باید در شرایط کنونی تمام شخصیت هایی که در فضای اصلاحات حضور دارند را پاس بداریم.

در شرایط حساس کنونی ما به عنوان دانشجو چه باید بکنیم و چه نباید بکنیم. در سخنانم تلاش می کنم به این پرسش پاسخ بدهم.

شرایط کنونی شرایط تصادم بزرگ سیاسی است که این تصادم نابرابر است و رقابتی است که طرفین بازی از کارت های متعددی که در دست دارند استفاده می کنند و بعضی از بازیگران کارت های بسیاری دارند و برخی نه تنها از قدرت گفتمانی که از قدرت پشت گفتمان هم بهره می برند و شبکه های انسانی، امکانات و رسانه های گوناگون بهره می برند اما هدف باید پیروزی باشد.

بارها از قول ماکیاولی گفته ام که قدرت در عده و عده نیست چه بسا یک فرمانده با عده کمتر بر دیگری پیروز می شود و ما باید امروز تلاش کنیم از استراتژی ها قدرت بسازیم و از گفتمان ها قدرت بسازیم.

یکصد سال در جامعه ما برای تحقق یک نظام دموکراتیک تلاش می شود و بتوانیم انتخابات را در جامعه نهادینه کنیم وبه همین دلیل باید انتخاب را پاس بداریم. در هر شرایطی باید حضو داشته باشیم. و گناه به گردن کسانی است که در لحظات تاریخی قائم هستند. باید در شرایط خاص حضور داشته باشند و گرنه تاریخ بی حضور آنها رقم می خورد و وقتی تاریخ ورق خورد دیگر وقت غر زدن نیست. پس باید اولین هدف ما خود انتخاب باشد.

دومین حرکتی که در شرایط کنونی باید انجام داد این است که جنبش اصلاحات را باید انتخاب کنیم و نگذاریم بی حضور تو این جنبش بمیرد. نگذارید این درخت تناور خشکیده شود. اگر آلترناتیو جامعه ما برای تغییر یک جنبش اصلاحی است و دیگر به انقلاب نمی اندیشیم باید به تغییر اصلاحی فکر کنیم و باید جنبش اصلاحات را پاس بداریم. نفس حضور شما نشان می دهد که روزنه های تغییر وجود دارد و از رهگذر گفتمان می توان حرکت توفنده ایجاد کرد. دیگر نمی توان منطق تغییر را از لوله تفنگ دید و جریان های رادیکال از راه گفتمان به دنبال تغییر هستند. ما هم باید بیندیشیم که این جنبش باید پابرجا بماند. مسئله اول ما انتخاب جنبش اصلاحات است و با هر فردی جنبش زنده می ماند باید به آن توجه کرد. باید بیندیشیم چگونه می توان جنبش را حفظ کرد و این موضوعی است که آقای خاتمی روی آن تأکید داشتند.

آیا زمان این نرسیده که مردم را متوجه قهرمانی های خودشان کنیم و ما باید سیاستی را راه بیندازیم که هر دانشجویی با زبان خود سخن بگوید، نه اینکه عده ای به جایش یا برایش سخن بگوید. ایده هایش را تئوریزه کند و آن را هژمونی دهد و به صورت آوانگارد بتواند حرکت کند.

بحث سوم هم این است که گفتمان را انتخاب کنیم. قبل از انتخاب فرد گفتمان را باید انتخاب کرد. گفتمان معنا و رنگ و بو دارد. گفتمان یک نظام معنایی است و ترکیبی از علائم روانشناختی و ماوراء روانشناختی است. آیا گفتمان منطبق با روح زمانه و آینده جامعه ما هست یا نیست؟ منطبق با متغیرهای بی بدیلی که در جامعه ما دارد ظهور می کند هست یا نیست؟ آیا چنین نظام گفتمانی می تواند تولید معنا کند؟ آیا چنین نظام گفتمانی می تواند هویت های متکثر جامعه ما را مانند یه زنجیر به هم وصل کند؟ نه اینکه همه یک هویتی شوند. چگونه می توان گفتمانی ایجاد کرد که همه آحاد جامعه را در خود جای دهد. بعضی از گفتمان ها سطح فراگیری شان جغرافیا نمی شناسد.

باید به گفتمانی توجه کرد که در شرایط کنونی جامعه ما از استعداد هژمونی شدن برخوردار باشدو بتواند گزینه اول جامعه باشد و پیروز شود و در لایه های مختلف جامعه نفوذ کند. و اینکه این گفتمان بتواند نقش کلید داشته باشد و مشکلات جامعه امروز را پاسخگو باشد. گفتمانی که کارآمد باشد. وقتی که انتخاب می کنید گفتمانی را انتخاب کنید که این خصوصیات را داشته باشد. گفتمانی باشد که امکان تحقق آن وجود داشته باشد.

چهارم اینکه باید جامعه را انتخاب کرد و به فکر آینده جوانان باشیم. باید نسبت به آینده ایران حساس باشیم و باید فکر کرد چگونه می توان تغییر ایجاد کرد. باید شرایطی را به وجود بیاوریم که یک گام به جلو برداریم و آهسته و پیوسته شرایط را تغییر دهیم. باید بتوانیم که یک حرکت را به انتها برسانیم. باید فکر کنیم تغییری که می خواهیم به وجود بیاوریم که انتها داشته باشد.

در مرحله آخر هم فرد را انتخاب کنید که من فکر می کنم باید آقای موسوی را انتخاب کرد اما شخصیت هایمان را نباید دچار خودشیفتگی کنیم. باید شخصی را انتخاب کرد که حامل این گفتمان باشد و کارگزار آن باشد و بتواند تغییر ایجاد کرد.

باید شرایطی ایجاد کرد که همه با شور و امید پای صندوق های رأی بیایند.

غلامحسین کرباسچی: باید مطالبه محوری را جدی تر از کاریزما سازی بگیریم

آرزو می کنم که بتوانیم همه دانشجویان زندانی را از بند آزاد کنیم و شرایطی به وجود بیاوریم که هیچ وقت چنین شرایطی برای دانشجویان پیش نیاید.

من با گفته های آقای تاجیک موافقم و گزاره های کلی را قبول دارم و شخصا خوشحالم که دوستان پیشگام آزادی خواهی و مطالبات دانشجویی در این مسیر گام برداشتند و این را از برکات دولت آقای احمدی نژاد می دانم. ما در ستاد آقای کروبی از زمانی که آنجا بودیم تلاش کردیم که یک سری اسنادی را تهیه کنیم که با چشم باز حرکت کنیم. اولین برگ این سند را آوردم که نشان دهم که با گزاره های آقای تاجیک موافق هستیم و اهداف ما به این شرح است:

۱)عبارت است از رئیس جمهور نشدن آقای احمدی نژاد
۲)رئیس جمهور شدن آقای کروبی
۳)تبدیل شدن جناحی که فعالیت می کند به مجموعه ای که نمایانگر اصلاحات باشد
۴)یکپارچه کردن نیروهای اصلاحات
۵)تقویت نهاد انتخابات به معنای واقعی کلمه به مثابه یک راه حل دموکراتیک

برای خودم آثار انتخابات و فضای آن از خود انتخابات مهمتر است. اگر در سی سالگی کشور بعد از تجربه های نه گانه در تجربه دهم بتوانیم، برنامه محوری و مقایسه آن با مطالبات را انجام دهیم این گام بزرگی در جهت یک انتخاب واقعی است و نه فقط یک رأی گیری.

باید مطالبه محوری را جدی تر از کاریزما سازی بگیریم و قطعا به لحاظ شخصی علاقه بیشتری به آقای موسوی دارم اما برای انتخاب با توجه به برنامه ها آقای کروبی را انتخاب می کنم. در بین خودمان نباید دچار احساسات شویم و اگر ما دنبال برنامه محوری نباشیم نباید امیدوار بود جامعه را بتوان به سمت مطالبه محوری سوق داد.

در دست جناح چپ غیر ازعنوانش و بحث هایش و انگیزه ای که می تواند در بین مردم ایجاد کند چیزی وجود ندارد. نه پول، نه دستگاه های اداری و… . قطعا اگر این شرایط تحقق پیدا کند و بتوانیم در نیمه راه شخصی را که شرایط دشواری به وجود آورده از قدرت پیاده کنیم نشان داده ایم که بخشی دموکراسی از قدرت پیاده کردن است نه فقط به قدرت رساندن. در درون گفتمان باید خیلی شفاف باید آن را مطرح کنیم که بخش زیادی از آن صنفی است که باید برای ان جواب داشته باشیم و بخشی هم مربوط به کل کشوراست. چند بحث مهم وجود دارد که اگر بتوانیم کاندیداها و مشاورین آنها را مجبور به پاسخگویی کنیم شفاف می توانیم تصمیم بگیریم چه کسی را انتخاب کنیم:

۱)چالش هسته ای که باید شفاف بگوییم که چه می خواهیم بکنیم. آیا ادامه روال موجود؟
۲)بحث روابط خارجی
۳)پرداختن به سیاست اصلی در گرایش دولت و اینکه یک اقتصاد آزاد خواهیم داشت یا دولتی؟در مورد سرمایه گذاری خارجی چه خواهیم کرد.
۴)کاهش تمرکز قدرت و گرایش واگذاری کارها به مدیران محلی، شوراها و مردم در قالب ان جی او و جمعیت های تخصصی و به نوعی حرکت به سمت فدرال اداره کردن کشور.
اینها را از کاندیداها شفاف باید پرسید.

در شرایط موجود باید اعلام کنیم تغییر قانونی اساسی سخنی که اسمش را نباید آورد نیست. همان طور که در زمان انقلاب بعد از ده سال تغییر اساسی در قانون اساسی در مورد تغییر نخست وزیری به رئیس جمهوری شکل گرفت و به اداره کشور و تثبیت نظام کمک کرد. الآن هم می توانیم بگوییم بعد از بیست سال مثلا چند اشکال دیگر هم وجود دارد که تغییر آنها به اداره بهتر کشور کمک می کند. بنابراین در این زمان انتخابات اگر این بحث را زمینه ذهنی اش را در جامعه فراهم نکنیم به صورت کاری که تثبیت حاکمیت و نظام جمهوری اسلامی می تواند باشد فرصت از دست می رود. البته تثبیتی که با اراده مردم باشد و با خدمت بهتر کردن نه با مسائل امنیتی و بگیر و ببند. اینها آثار و نتایج انتخابات است.

من پیشنهادم در این جمع که معقول ترین، با خواست ترین آدم هایی هستند که با انرژی جوانی خودحضور دارند و می توانند بسیاری را برای حضور به صحنه بیاورند، حتما بر تغییر شرایط موجود، بر مطالبات و مقایسه آنها حرکت بکنیم.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در مناظره دوم نیز سوالاتی برای آقایان کرباسچی و تاجیک مطرح شد که در ادامه آمده است:

مجری: در ستادهای آقای موسوی افراد متعددی حول ایشان حضور دارند. دوستانی که از انتهای جریان راست و چپ هستند. بعد از رأی آوردن آقای میرحسین کدام یک این افراد برنامه های خود را در دولت اجرا می کنند؟ اگر گفتمان هایی دچار تناقض باشند در مرحله عملیاتی شدن خیلی راحت تناقضات را نشان می دهد و پس از آن هم طرفداران کنار خواهند رفت.آقای موسوی می گویند بنده اصولگرای اصلاح طلب هستم. چه مولفه هایی از این دو کنار هم قرار گرفتند؟

تاجیک: ما که دغدغه تغییر گفتمان ایشان داریم توجه دوستان را به مانیفست آقای موسوی که این هفته منتشر خواهد شد جلب می کنم. اگر از من سوال می کنید که یک چهره شناخته شدم و بیشترین ادبیات را در زمینه اصلاحات منتشر کردم. الآن مشربی داریم که پست مدرن هستیم که تمام دوانگاری ها را به هم می ریزد. گفتمانی که که بین دوگانه ها ایجاد کرده ایم. آیا اینکه یک گفتمان هویت های مختلف را در خود جای دهد اختلاطی محسوب می شود؟ آیا معیاری داریم که میزان اختلاطی و کدر بودن آن را نشان دهیم؟ آیا گفتمانی که از دموکراسی، حقوق شهروندی، توزیع قدرت و کثرت گرایی استفاده می کند کدر نیست؟

جمهوری اسلامی گفتمانی است که هم در آن جمهوری است هم اسلامی. بگذارید منشور بیرون بیاید و بعد قضاوت کنیم در مورد میزان اصولگرا و اصلاح طلب بودن آن.

درون گفتمان ها هویت های متعددی وجود دارد و گفتمان شفاف وجود ندارد و بیشتر توهم است. گفتمان آقای موسوی از فراگیری برخوردار است و ذیل آن شهروندان گوناگون می گنجند. گفتمانی موفق است که اینقدر دامنه فراگیری آن وسیع باشد که دگرها را خودی کند.

به هیچ وجه معنای این اختلاط این نیست که ناگهانی شیرجه می رویم در گفتمان اصوگرایی یا بالعکس.

مجری: خیلی خوشحالیم که آقای تاجیک می گویند قرار است منشور آقای موسوی بیرون بیاید که خطوط کلی را مطرح می کند .و یکی ازاصول در پست مدرنیسم بسیار مطرح است قدسی زدایی است. بعدا با سوال های شفاف تری که خصیصه پست مدرنی است به سراغ آقای تاجیک می رویم. اما در آقای مورد کروبی ایشان شعارهای بسیار رادیکالی را مطرح می کنند و این در حالی است که موانع زیادی مانند سپاه و نهاد های امنیتی و شورای نگهبانی وجود دارد . آیا آقای کروبی فقط برای اخذ رأی این شعارهای رادیکال را می دهند یا به این مسئله اندیشیده اند که چگونه آنها را اجرایی کنند؟

کرباسچی: تاکنون ۴ تا بیانیه و ۳۵ سیاست در مورد اقتصاد و فرهنگ و سیاست داخلی و خارجی آقای کروبی داده اند و ما بررسی کرده این که همه اینها برای رئیس جمهوری که از مردم رأی بگیرد در یک زمان بندی قابل پیگیری است. هم اجرایی بودن و هم شفاف بودن مفاهیم مطلق نیستند ولی انتخاب گر باید نسبی انتخاب کند. همه شعارها را ببینید که کدام شفاف تر است و کدام نیست و کدام اجرایی تر است و کدام نیست.

اینکه ما از حوض گرم رادیکالیزم ناگهان به حوض سرد اصولگرایی شیرجه بزنیم خیلی بد است ولی بدتر از آن این است که بخواهیم یک پا در حوض اصولگرایی و یک پا در حوض رادیکالیزم شنا کنیم. این کار نشدنی است. هر مدیری باید جهت گیری هایش در این جامعه ای که یک عده اصولگرا هستند و یک عده اصلاح طلب مشخص باشد. در کشور ما همواره مفهوم چپ و راست وجود داشته و تغییر نیروها نیز داده است اما آیا ما به اسم تغییر شرایط موجود و تحولخواهی ما تحولخواهی داریم یا می خواهیم شرایط موجود حفظ شود؟

حتما باید نسبی نگاه کرد. اما کشور با درست کردن یک مخلوط اداره نمی شود. می توان کار را یک مدت دست انسان هایی داد که ادعای اصلاح طلبی دارند داد و اگر توانستند دوباره رأی بگیرند حاکم باشند.

اما درست کردن مخلوط در کجای دنیای امروز است؟ کجای پست مدرنیسم است؟ در دنیای امروز دمکراسی که با احزاب کار کند، احزاب می توانند غیر شفاف باشند؟ با درست کردن حزب رستاخیز می توان همه مردم را جمع کرد. اما وقتی حزبی می خواهد از مرد رأی بگیرد باید شعارهایش دقیق و شفاف باشند. اگر قرار است ما دموکراسی داشته باشیم و دموکراسی هم دموکراسی احزاب باشد باید شفاف باشیم.

مجری: خیر مقدم به آقای کروبی. البته ما از آقای میرحسین موسوی هم دعوت کرده بودیم که تشریف بیاورند. در مورد آقای میرحسین موسوی تک گفته هایی وجود دارد. مثل اظهاراتی که در مورد قانون مطبوعات و یا رد صلاحیت های مجلس هفتم داشتند. اما آقای موسوی بارها تأکید کردند که به قانون اساسی پایبند هستند و به نظر ما قانون اساسی علی رغم نقدهایی که به آن داریم ظرفیت های بسیاری دارد .اما آقای تاجیک طبق این قانون اساسی راهپیمایی و تجمع اگر بدون حمل سلاح و بدون زیر سوال بردن مبانی مقدسات و اسلام آزاد است، مطبوعات آزاد هستند و هیچ شخصی حق ندارد دیگری را به اتهام داشتن عقیده ای به زندان بیندازد.بنابراین اگر آقای موسوی رئیس جمهور شود و دفتر تحکیم وحدت درخواست مجوز تجمع برای ۱۶ آذر در مقابل سر در دانشگاه تهران کند، آیا وزارت کشور ایشان قبول می کنند؟ آیا وزیر علوم ایشان ۷۰ تشکلی را که در دولت نهم تعطیل شدند و یا غیرقانونی اعلام شدند به رسمیت خواهد شناخت و اجازه فعالیت به آنها خواهند داد؟

تاجیک: بله، این کار را خواهیم کرد.

مجری: در دولت نهم به ناحق و برخلاف قوانین تشکل هایی چون انجمن های اسلامی و حتی کانون های فرهنگی تعطیل شدند. در دانشگاه علوم پزشکی شیراز همین چند ماه پیش انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه را طی روندی غیرقانونی تعطیل کردند و یک شبه انتخابات برگزار کردند نشست طیف جعلی شیراز نیز آنجا برگزار شده است. گاها افرادی از طیف جعلی شیراز و یا کسانی که انجمن های دانشجویان را تعطیل کردند در ستاد آقای موسوی مشغول به کار هستند. آیا با روی کار آمدن آقای موسوی این تشکل ها با وجود اینکه جعل کنندگان آن در ستاد آقای موسوی هستند به دانشجویان برگردانده می شود؟

تاجیک: از نظر من آقای موسوی مبنای کار را قانون می دانند. و به هر تشکل و حزبی که در چارچوب قانون و مجاز باشند اجازه فعالیت می دهند. آقای موسوی صریحا اعلام کردند که با تعطیلی تشکل ها مخالف هستند و با زندان رفتن دانشجویان به دلایل سیاسی هم مخالف هستند. خانم رهنورد هم پشت تریبون رفتند و اعلام کردند که اگر ما بیاییم تمام زندانیان سیاسی را آزاد خواهیم کرد. آقای موسوی در چارچوب قانون تشکل هایی که آزاد هستند را پاس می دارند و تلاش می کنند هیچ تعرضی به آنان صورت نگیرد.

مجری: از آقای موسوی در مورد اعدام سال ۶۷ پرسیده شده است و ایشان فرمودند که شرایط انقلابی در کشور وجود داشته و گروه هایی خرابکاری می کردند و تفکیک قوا هم وجود دارد. اما دفاع آقای موسوی گاها در روزنامه و رسانه های خود آقای موسوی انعکاس پیدا نکرد. اما در دوران نخست وزیری آقای موسوی انقلاب فرهنگی صورت گرفته بوده و ایشان هنوز عضو شورای انقلاب فرهنگی هستند، اما موضع ایشان نسبت به آن اتفاقات چیست؟

سوال بعدی از آقای کرباسچی است که آقای کروبی در قانون مطبوعات حکم حکومتی را پذیرفتند. اما آقای کروبی شعارهایی می دهند که امکان دارد به حکم حکومت دیگری بینجامد. در آن زمان آقای کروبی چه کار می کنند؟

کرباسچی: در مورد حکم حکومتی اگر می گوییم در اداره کشور خوب نیست یعنی اگر کسی را با حکم حکومتی خواستند امتیازی به او بدهند او هم نپذیرد، مثلا اگر شخصی رد شد با حکم حکومتی خواستند بیاورند بگوییم نه. ما هیچ وقت به این مسئله ایراد هم نگرفتیم و آن طرف قضیه هم کسی نگفته که حکم حکومتی است. در زمانی به رئیس مجلس تلفن شده است که به مصلحت نیست این لایحه الآن مطرح شود، اگر شخص دیگری جای ایشان بود حتی ابراز نمی کرد که این حکم حکومتی است و خودش بر عهده می گرفت. اتفاقا این شفافیت آقای کروبی است که مسئله را بیان می کند که علاقه ندارد خواست نمایندگان مجلس را از دستور کار خارج کند اما چون رهبری این موضوع را اعلام کردند و قائل به قانون اساسی هستم آن را می پذیرد. این شفافیت دو خاصیت دارد. اول اینکه اگر باری در این قضیه هست چه خوب یا بد معلوم شود که چگونه است و بعد از بحث قانون مطبوعات چند لایحه دیگر با این موضوع وجود داشت که مثلا لایحه ای با حکم حکومتی به مجلس نیاید؟ هر مسئول دیگری هم می خواست با سیاست و عاقلانه تصمیم بگیرد و شفاف باشد راه دیگری غیر از این نداشت و ما بنا نداریم در کشور که یک مرتبه رفتارهای غیر معقول و به هم ریخته ایجاد کنیم. به هر حال قاون اساسی است و باید به آن تن داد اما شفاف و عاقلانه باشد. بدون اینکه بخواهم اسمی ببرم اما مسئولان زیادی بودند که مورد علاقه ما هستند این کار را انجام داده اند اما علنی نکرده اند کسی هم نمی داند.

آقای کروبی بارها گفتند که بنده در اداره کشور مثل زمان آقای موسوی، هاشمی و خاتمی بوده است، قصد ندارم به هیچ وجه از حکم حکومتی استفاده کنم.

تاجیک: آمار در کشور ما نشان می دهد که به نظر ۶۰ درصد مردم ما مسئولین قبل و بعد انتخابشان دو فرد هستند. قبلش مواضع شفاف دارند و مردمی هستند ولی بعد از آن اینطوری نیست. اما من می گویم که اگر شخصی روایت بعد از انتخابش کاملا متحول شد هیچ الزامی ندارم که پابرجا باشم. حتما آقای موسوی شخصی نیست که حرفی بزند که نخواهد انجام دهد و به نظرم گفته های ایشان هم پوشانی اش با گفتمان اصلاحات کاملا مشخص است. دیدگاه های اصولگرا هم دارند و همه دارند. اینکه شما می فرمایید که این مسائل باید شفاف بیان بشود موافقم اما نباید کاری کنیم که تقاضاهای جامعه تشدید شود و بعد که عملی هم نشد، نا امیدی در همه جا پخش شود.

مناظره اول حامیان کروبی و موسوی: عبدی – تاجزاده


خبرنامه امیرکبیر: نشست دفتر تحکیم وحدت در حالی در روزهای ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت در تهران برگزار گردید که دبیر سیاسی این تشکل و ۵ عضو آن همچنان در زندان به سر می برند. روز اول این نشست با حضور فعالین سیاسی و مدنی مختلف از جمله عبدالله نوری، عزت الله سحابی، عماد الدین باقی، ابراهیم یزدی، حبیب الله پیمان، رضا علیجانی، تقی رحمانی، هدی صابر، بابک احمدی، عیسی سحر خیز، محمد عطریانفر، هاشم صباغیان، حسین رفیعی، محمد بسته نگار، هرمیداس باوند، عیسی خان حاتمی، احمد زیاد آبادی، یوسف مولایی، محمد ناظری و فعالان حوزه زنان چون شهلا لاهیجی، مینو مرتاضی، نوشین احمدی خراسانی، شادی صدر و نسرین ستوده، رضوی و سخنرانی برخی از آنها و با پیام دکتر سروش آغاز شد

در روز دوم نمایندگان انجمن های عضو این اتحادیه که در هفته گذشته با صدور بیانیه ای شامل امضا ۵۴ انجمن اسلامی، بر لزوم کنار گذاشتن احمدی نژاد تاکید کرده بودند، با دعوت از حامیان میرحسین موسوی و کروبی از آنها خواستند تا به بیان نظرات خود بپردازند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر بر این اساس عباس عبدی و غلامحسین کرباسچی از حامیان کروبی و مصطفی تاج زاده و محمدرضا تاجیک از حامیان میر حسین موسوی در این نشست حاظر شدند. البته مهدی کروبی و همچنین دکتر حاضری و دکتر نجفقلی حبیبی به نمایندگی از ستاد میر حسین موسوی از دیگر حاضرین این جلسه بودند. در نهایت در دو جلسه جداگانه نخست عبدی و تاجزاده به مناظره پرداختند و سپس تاجیک و کرباسچی در پنل دوم شرکت نمودند. شرح کامل این مناظرها در ادامه می آید.

عباس عبدی: رقابت بین کروبی و موسوی مثبت است

اولین اصلی که در مورد آن صحبت می کنم این است که وظیفه جنبش دانشجویی چیست؟ دو گزاره کلی وجود دارد: ۱) دفاع از حقوق بشر و دموکراسی و ۲) دفاع از دانشگاه و حقوق صنفی.

منظورم از دفاع از حقوق بشر این است که اگر در جامعه ای بودیم که به صورت نسبی حقوق بشر رعایت شود و یا دمکراسی حاکم شود جنبش دانشجویی فعال نمی شود و همه در احزاب و گروه ها فعالیت می کنند. و منظورم از جنبش دانشجویی صفت حقوقی قضیه است نه صفت حقیقی وگرنه هر دانشجویی می تواند گرایش خاص خود را داشته باشد. بنابراین اگر دموکراسی و حقوق بشر محقق شود چیزی به نام جنبش دانشجویی نخواهیم داشت.

اما در انتخابات چه کار باید بکنیم که اول باید بین انتخابات و رأی گیری تفکیک قائل شویم. انتخابات فضا و شرایطی را وجود می آورد که فضای بحث و گفتگو را فراهم می آورد و تبعات و آثاری دارد. فضایی باز می شود برای کنش جمعی سیاسی و طرح مطالبات و ایده ها. چون در نظام های بسته امکان فعالیت سیاسی به صورت عادی وجود ندارد در زمان انتخابات متمرکز می شود. انتخابات بهترین فرصت است که جنبش دانشجویی برای تحقق دو هدفش فعال شود اما اینکه در رأی گیری شرکت کنیم یانه بستگی دارد به اهدافی که داریم. اگر انتخاباتی باشد که نهاد دمکراسی را خطری تهدید نکرده باشد جنبش دانشجویی نباید به صفت جنبشی شرکت کند. اما حالتی است که دموکراسی و حقوق بشر تحت خطر هستند اما مجموعه ای که رقابت می کنند رقابتشان ربطی به این موضوع ندارد و تأثیری ندارد و در آن صورت هم دلیلی ندارد که به صورت حقوقی جنبش دانشجویی حمایت کند. اما حالتی که جنبش دانشجویی باید در آن دخالت کند دو شرط است که یکی این است که بنیان های دموکراسی در خطر باشد که باید آنها را بازسازی کرد و دوم اینکه انتخابات و خود رأی گیری نتیجه اش به صورت روشن در این هدف تأثیر داشته باشد. در آن صورت به صفت همان وظیفه نه سهم خواهی در رأی گیری شرکت کند. در انتخابات موجود به دلیل وجود آقای احمدی نژاد بنیان دموکراسی به خطر افتاده باید از نفی احمدی نژاد وارد شد. مثل همین بیانیه ای که اخیرا صادر کرده اید. گام اول سلبی است که در رأی گیری به این شکل است اما در انتخابات باید روی امور ایجابی دست گذاشت، روی طرح مطالبات و پاسخگو کردن افراد.

در مورد اصل رأی آوری و این که چگونه می توانیم به عنوان دانشجو بین انتخابات و رأی گیری تلفیق ایجاد کنیم. اگر چنانچه یک طرف آقای احمدی نژاد بود و طرف دیگر شخص دیگری باید بدون توجه به طرف دیگر فعالیت انتخاباتی کرد و دفاع کرد از رأی گیری به طرف مقابل و منطق هم سلب فرد حاکم است. اما وقتی کاندیداها چند نفر می شوند قضیه فرق می کند. نتیجه این انتخابات هم از چند فرض خارج نیست اول اینکه آقای احمدی نژاد فارغ از خواست من و شما قادر هست که بیش از پنجاه درصد آراء را بیاورد و بالا برود. که در این صورت در رأی گیری باختیم. اما باید کاری کرد که در انتخابات بازنده نشوید و آن هم مشروط به این است که در بین کاندیداها طرح مطالبات را جدی بگیرید. اینکه کدام یک رفتارشان متناسب تر با بنیان دموکراتیک و حقوق بشر است. حالت دیگر هم این است که یکی از این دو نفر پنجاه درصد آراء را می آورد و آقای احمدی نژآد حذف می شود. در اینجا هم مثلا آقای موسوی رأی می آورد که در این صورت هم شما نقشی در رأی گیری ندارید و باید انتخابات را پیش ببرید. اینجا باید ببینید کدام یک با این ایده های شما نزدیک تر هستند. اما می بینیم که امکان دارد هیچ کدام دور اول بالا نروند و به دور دوم کشیده می شود که در اینجا هم دو حالت است؛ یکی اینکه احمدی نژاد هست و می رود دور دوم و حالت دیگر هم اینکه احمدی نژآد نیست. اگر چنانچه حالت اول شود باز هم مشخص می شود که شما نقشی در رأی گیری در دور اول ندارید چون می روید از کسی حمایت می کنید که غیر احمدی نژآد است اما در دور اول باید مبنا روی همان انتخابات و کنش سیاسی باشد. یا اینکه در دور دوم هر دو یعنی موسوی و کروبی می روند دور دوم که باز هم رأی گیری موضوع نیست و رقابت هم بین این دو نفر است و در دور اول و دوم باید انتخاباتی رفتار کرد و از کسی که دوست دارید حمایت کنید. بنابراین دو مرحله شدن انتخابات یعنی اینکه نقش شما را در منطق رأی آوری بلاموضوع می کند. اگر آراء نسبی بود یعنی هر کی بیشتر رأی می آورد انتخاب می شد اینجا دقیقا باید به منطق رأی آوری توجه کرد اما چون انتخابات دو مرحله ای است در دور اول مطلقا نیازی نیست به منطق رأی آوری نگاه کرد. از این زاویه مطلقا به کسی نمی گویم در دور اول که چون رأی فلانی بیشتر است بیایید به او رأی دهید. ضمن اینکه این منطق در دور اول اشکال دارد. در دور اول پایه رفتاری تان باید انتخاباتی باشد نه رأی گیری. از هر چیزی که به دموکراسی و حقوق بشر کمک می کند باید دفاع کرد نه فقط از نفی احمدی نژاد. اما عبور کردن از منطق رأی آوری به نفع منطق رأی آوری در دور اول است. چگونه ممکن است که احمدی نژاد در دور اول رأی نیاورد و راه آن این است که سبد رأی را بالا ببریم و مشارکت را افزایش دهیم. سیاست سیستم این است که مشارکت را پایین بیاورد. وقتی سیاست این است این کار با سیاست رأی آوری که ما بخواهیم وارد انتخابات شویم نمی خواند. چون مردم براساس سلب رأی نمی دهند و نمی گویند این بد است بلکه براساس ایجاب هم رأی می دهند. رقابت بین موسوی و کروبی کلیدی ترین مسئله دور اول است، رقابت مثبت است. تصور من این است که آقای موسوی طی دو ماه پیش آرایش عمق پیدا نکرده است و خوب است که یک رقیب از این جناح دارد چون نشان می دهند که رأی مجانی به کسی داده نمی شود و گرنه ما همه می رفتیم طرفداری موسوی می شدیم. آقای موسوی باید مطالبات را جواب دهد. و می شود شرایط تأسف بار دوستان در مشارکت که می خواهی به شخصی رأی دهی اما در ستاد ایشان حتی راهتان نمی دهند. این اشکال آقای موسوی نیست اشکال دوستان ماست که این رفتار را نهادینه می کند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر عباس عبدی در ادامه سخنان خود گفت: انتخابات دهه ۶۰ به همین شکل بود که شخصی می آمد و می گفت به ما رأی دهید. اما اینکه از مردم رأی بخواهیم به این معناست که ما دیگر از جای دیگری مشروعیت نمی گیریم. اینکه می گویم از بنیان انتخابات و دموکراسی دفاع کنید دفاع از این ارزش ها است. در این انتخابات باید این ایده ترویج شود که کاندیداها طالب رسیدن به قدرت باشند اما رفتار شان باید مبتنی بر قواعد حقوقی، اخلاق و انسانی برای رسیدن به قدرت باشد. اینکه بگوییم اصرار می کنند و ما نمی خواهیم بیاییم درست نیست. طرح من این بود که احزاب نیایند از یکی از این دو کاندیداها حمایت کنند و بگذاریم که هر دو رقابت مثبت کنند و حتی در ستاد ها فعال شویم اما هر شخصی مطالبات را بهتر جواب داد و شیوه های بهتری داشت از آن دفاع کنیم و بازی را بین این این دور دربیاوریم. این بحث که فلانی رأی ندارد و استدلال کردن اینکه نباید حمایت کرد اشتباه است. از اول انتخابات با این استدلال که فلانی رأی دارد پیش آمدند و در نهایت آن شخص کنار رفت و فقط وقت را هدر دادند. انتخابات در ایران از ۱۵ فروردین شروع شد. اینکه می گویید از شیخ خوشتان نمی آید که درست نیست و پتانسیل هایی وجود دارد که باید آن را راه بیندازیم.

این مشارکت ما است که قضیه انتخابات را پیش می برد نه حمایت. دفاع از زندانیان و دانشجویان تبدیل می شود به طرح حقوق شهروندی. ما با مشارکت خودمان است که فضا را می سازیم. برای همین است که دوستان در ستاد آقای موسوی گیر دارند یا باید حمایت کنند که نمی شود یا باید مشارکت کنند که باز هم نمی شود. برای همین است که دوستان با خودشان هم مسئله پیدا کردند.

الآن مطلقا به رأی نگاه نمی کنم و تخصص من در نظر سنجی است ولی تا به حال در مورد نظر سنجی ها اظهار نظر نکرده ام. روی نظر سنجی ها حساس نیستم چون ۱۰ خرداد نشان می دهم چه نظری می سازیم. آدم منفعل همه اش دنبال نظر سنجی است و ما باید اطمینان داشته باشیم که می توانیم بسازیم. دور اول بنای ما باید روی انتخابات باشد و دور دوم رأی آوری است و هر کسی رفت ما هم به او ملحق می شویم.

مصطفی تاج زاده: نظارت استصوابی از کاندیداها گذشته و به شهروندان رسیده است

از یک جهتی بسیار خوشحال هستم که تحکیم وحدت در انتخابات می خواهد فعال باشد. این را گام مثبتی می دانم. از سال ۸۰ تا الآن این دیالوگ را با دفتر تحکیم وحدت داشتیم که استراتژی دوری از قدرت خوب است اما منافاتی با فعالیت در انتخابات ندارد. توصیه ام این است که انتخابات را نباید نادیده گرفت چون اثر گذار است. فکر می کنم اصلاحات جامعه محور هم منافاتی با انتخابات ندارد.

در ادبیات سیاسی هم اصلاح طلبان حکومتی و غیرحکومتی می آمد که من توضیح می دادم که در ایران که دولت همه کاره است و نهادهای مدنی ضعیف است اساسا اصلاحات سیاسی بدون حضور در قدرت و یا تلاش برای پاسخگو کردن قدرت امکان ندارد و این تقسیم بندی ها شما را به سمتی نکشاند که چون احیانا نمی خواهید از جناح، فرد یا گروهی حمایت نکنید فرصت بسیار بزرگ برای اصلاح جامعه را از دست دهید.

راهبرد شرکت در انتخابات می تواند تکمیل کننده راهبردهای دیگر شما باشد. امروز شاید همه به یک مسئله اساسی تر رسیدیم و آن این است که نظارت استصوابی از کاندیداها گذشته و به شهروندان رسیده است. امروز تیغ حذف دارد کندتر می شود. و به دلایل داخلی و بین المللی این تیغ خیلی بیشتر از این کارایی ندارد و دو انتخابات دیگر به سمتی می رویم که این مشکل حل شود. اتفاق مهمی که با ورود شما دارد می افتد این است که نظارت استصوابی به شهروندان رسیده است و هدف حذف شهروندان توسط اقتدارگراها است و می خواهند میزان کمتری از مردم در انتخابات شرکت کنند. تا الآن هیچ مناظره سازنده ای بین کاندیداها برای روشن شدن مواضع از صدا و سیما پخش نشده است و برنامه هایی هم از شبکه ها پخش می کنند که ضد تبلیغ است.

همچنان در روش تبلیغ از توزیع پول استفاده می کنند در تبلیغات هم در رسانه ها از روش های غیرانسانی بهره می گیرند. برای اینکه مردم را از صحنه حذف کنند. ورود شما به انتخابات موثر است که دانشگاه را بسیج کنید و بیانیه بدهید و می تواند با استراتژی کاهش مشارکت مقابله کنید. سقف آراء آقای احمدی نژآد محدود است و هر چه قدر مشارکت کمتر شود احتمال پیروزی بیشتر است و هر چه بیشتر شود احتمال رفتن کاندیدای اصلاح طلب به مرحله دوم بیشتر می شود.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر مصطفی تاج زاده در ادامه سخنان خود گفت: انتخابات سه مرحله دارد: یک مقطع زمانی وقتی است که نامزد ها به صحنه می آیند وسخنرانی می کنند تا روز برگزاری این انتخابات که باید حداکثر استفاده از آن بشود و مستقل از این است که در انتخابات چه می گذرد. در این دو ماه بسیار در مورد دانشجوی ستاره دار بحث شده است و هیچ کس هم از ستاره دارها دفاع نمی کنند حتی اگر اصولگرا باشند. از مطالبات دانشجویی شروع و پر رنگ می شود که حتی اگر کاندیداهای اصلاح طلب رأی بیاورد می گوید با این شعارها رأی آورده ام و حتی اگر رأی نیاورد تبدیل به مطالبات مردمی شده است و ارتباط خوبی با مردم برقرار کند. سم این فرصت این است که به همدیگر بپردازیم و یا تخریب کنیم. هر کاندیدایی نقطه ضعفی دارند اما به هم نپردازیم و هر چه قدر می توانیم باید برای صیانت آراء بکوشیم. بسیج جدی برای روز انتخابات می تواند سلامت آن را حفظ کنید.

نکته سوم هم برای بعد از انتخابات است و باید به گونه ای عمل کنیم که بعد از انتخابات بتوانیم در چشم هم نگاه کنیم. چون سرنوشت مشترک در سرکوب داریم باید از هم دفاع کنیم در برابر موج سرکوب. برای اینکه بتوانیم مقاومت کنیم.

اگر بتوانید مشارکت را افزایش دهید و گام اساسی را برای پیروزی اصلاح طلبان بردارید به نفس کشیدن جامعه کمک کرده اید. سعی کنید بدون تخریب دیگری تبلیغ کنیم چون در دور دوم و بعد از انتخابات باید با هم کار کنیم و در دور دوم یک کاندیدا باید رأی بیاورد و به گونه ای نباشد که اگر از آن کاندیدا حمایت کردید همه تعجب کنند. چه ببریم و چه ببازیم باید فکر کنیم یک کار اخلاقی کار کنیم.

اینکه در ۲۲ خرداد چند درصد مردم شرکت کنند ما در آن موثریم ولی دست ما نیست، اینکه به چه کسانی رأی بدهند ما در آن موثریم ولی عنصر تعیین کننده نیستیم و عوامل دیگری در آن دخیل هستند. اینکه قبل از انتخابات چکونه رفتار کنیم که بعد از آن احساس کنیم کار خودمان را کرده ایم، وحدت بیشتری ایجاد کردیم مسئله مهمی است. من فکر می کنم اگر آقای احمدی نژاد در دور بعد رأی بیاورد خیلی از کارهایی را می کند که در دور اول انجام نداده است چون دیگر نگران دور بعد انتخابات نیست. من تصورم این است که یک احمدی نژآد ضعیف برای این از کانون قدرت حمایت می شود که در مرحله دوم می تواند به طور جدی ابزار تحقق خواسته هایی باشد که حتی در این ۴ سال نتوانستند اجرایش کنند چه برسد به ۲۶ سال گذشته.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در ادامه مراسم مجری برنامه سوالاتی رو از آقایان عبدی و تاج زاده پرسیدند که متن آن به شرح زیر است:

مجری: دو سوالی که پرسیده می شود در مورد آقای کروبی و موسوی کابینه این دو کاندیدا است که بسیار برای دانشگاهیان مهم است و اینکه تیم آقای کروبی تیم خوبی است ولی ذخیره ندارد و تیمی که بخواهد جایگزین شود وجود ندارد چون با مجلس هشتم هم روبرو هستیم. از سوی دیگر بحث کابینه ترکیبی آقای موسوی است که وزارت علوم، اطلاعات و کشور به دست اصولگرایان قرار است بیفتد یا اصلاح طلبان؟

عبدی: به نظرم این مسئله امروز ما نیست و حتی به این سوال فکر نکرده ام و مسئله این است که این انتخابات را چگونه به ۲۲ خرداد برسانیم اما پاسخ آن برایم هم روشن است. دو تا عنصر روی پاسخ شما تأثیر دارد که اولی این است که اینها چگونه رئیس جمهور شوند و با چه قدرتی بالا بیایند خیلی موثر است و دومی این است آن فرد تا چه حد توانایی چانه زنی داشته باشد. به نظرم توان چانه زنی آقای کروبی در این قضیه بالاتر است.

تاجزاده: در این مرحله آنچه مهم است داستان ۲۲ خرداد است چون احتمالا اگر هر دو کاندیدا رأی نیاورند قطعا کابینه ای نخواهد بود که مورد نظر من یا شما باشد. این حرف درست است که هر چه رأی کاندیدا بیشتر باشد مطمئنا قدرت بیشتری خواهند داشت. اما آقای موسوی در مورد وزارت کشور دو تا مسئله را حساسیت دارند که یکی مسئله شوراها است که معتقدند این شورایی که الآن است شورایی نیست که در قانون اساسی بوده و باید شیوع پیدا کند. دوم مسئله انتخابات و نظارت استصوابی است که آقای موسوی بارها گفته اند با نظارت استصوابی مخالف اند و وزیری خواهند گذاشت که مدافع حقوق کاندیداها باشد. در مورد علوم هم آقای موسوی صراحتا گفته اند که دنباله کار آقای خاتمی را می گیرم که مدیریت دانشگاه را باید اعضای هیئت های علمی تعیین کنند و تردید هم ندارم. با دانشجوی ستاره دار و انحلال تشکل ها هم مخالف است. در مورد وزرات اطلاعات هم خارج از اشل آقای یونسی نمی گذارند.

مجری: آقا تاجزاده فکر نمی کنید مشارکت در حمایت از آقای موسوی عجله کرد و بهتر بود صبر می کرد و بعد برنامه ریزی می کرد و آیا تنها ملاک حمایت می تواند رأی آوری باشد؟ از طرف دیگر از آقای عبدی می پرسیم که رأی آوری چه می شود با توجه به اینکه آقای کروبی روحانی هستند؟

عبدی: من با صحبت های آقای تاجزاده مخالفم و اعتراضم هم به آقای موسوی نیست بلکه به دوستانی است که تلاش می کنند تصویر دیگری از آقای موسوی ارائه کنند و این خطرناک است. در مورد دانشگاه نباید به اظهارات شفاهی استناد کرد بلکه باید برنامه داده شود. آقای کچوییان از دانشکده علوم اجتماعی نزدیک ترین فرد به آقای موسوی است. اگر قرار باشد یک نفر وزارت علوم را نابود کند آقای کچوییان است.در مورد نظارت استصوابی اصلا موضع آقای موسوی این نیست. آقای موسوی می گوید این نظارت قانونی است و انجام می دهیم. ما از نظارت استصوابی دفاع می کردیم و معتقدیم کار شورای نگهبان غیرقانونی است و دعوا سر نظارت استصوابی و استعلایی نیست سر این است که کارهای صورت گرفته غیرقانونی است. شورای نگهبن کاری دارد می کند و اسم آن را گذاشته نظارت استصوابی.

در مورد سوال هم چون انتخابات دو مرحله ای است و نصف به علاوه یک است، آنچه فکر می کنیم در مورد رأی آوری موضوعیت ندارد. خوب اگر فکر می کنیم احمدی نژاد رأی دارد برویم خانه ها بنشینیم.اما این تخیلات نباید مانع کار کردن شود. اگر انتخابات یک مرحله و نسبی بود باید به این موضع توجه می کردیم.

تاجزاده: یک سری اختلاف سلیقه با آقای عبدی داریم و آن این است که اکثریت اصلاح طلبان با نظارت استصوابی مخالف اند. خود آقای موسوی گفته اند و استدلالشان این است که در دهه اول انقلاب نظارت نداشته ایم. این نظارت به صورت مطلقه غیر پاسخگو است و نباید زیر بار آن رفت چون از اول اشتباه است و به نظرم از حق وتو امریکا در شورای امنیت بدتر است.

وقتی آقای خاتمی انصراف داد ما به شهرستان ها اعلام کردیم که بیایید بررسی کنید که در انتخابات چه کار کنیم که چند راه داشتیم. اینکه سکوت کنیم و بکشیم کنار، اینکه نامزد حزبی معرفی کنیم، اینکه از آقای موسوی حمایت کنیم یا از آقای کروبی حمایت کنیم و یکی اینکه بیانیه بدهیم روی کسی که اجماع کرده شده است. بعد از تعطیلات عید استان ها را دعوت کردیم واز ۵۳ نفر ۳۷ نفر اعلام کردند که باید از آقای موسوی حمایت کنیم و وقت هم نداریم اما پیشنهاد ما این است که دو نامزد اجماع کنند.

سوال شفاهی: از نشست آبان ماه که آقای تاجزاده حضور داشتند ما بحث مطالبه محوری را پیگیری کردیم و بیانیه ای مفصل دادیم و مطالبات را تدوین کردیم و در دیدار با آقای کروبی مطرح نمودیم که ستاد ایشان هم پاسخ هایی داده اند اما در مورد آقای موسوی علیرغم مسئله دیدار با ایشان که تاکنون پاسخی نگرفته ایم، به مطالبات دانشجویان هم پاسخی داده نشده است و هیچ جلوه ای در صحبت های ایشان نداشته است در صورتی که در دانشگاه ها هم از ایشان پرسیده شده است. چرا شما در مشارکت و سازمان مجاهدین این روند را طی نکردید که مواضع کاندیداها را شفاف کنید و بعد حمایت کنید و تنها موضع تان هم این باشد که آقای موسوی رأی آور تر است؟

تاجزاده: چون ما فکر می کنیم در شرایط کنونی باید در کشور توزیع قدرت صورت بگیرد چه با آقای موسوی و چه با آقای کروبی. قطار مدیریت کشور در ریل درست قرار گیرد که هر دو می توانند و سوم هم اینکه از حقوق شهروندی در حد مقدورات دفاع شود که هر دو باز هم می توانند. اینکه روی رأی آوری تأکید می کنیم برای این است که مثلا در امریکا هم روی این موضوع تأکید می کنند. وقتی کاندیداها حداقل ها را دارند باید بین دو کاندیدا شخصی که رأی آور است را انتخاب کرد.

برای این مطالباتمان را از آقای موسوی نخواستیم که در سال ۸۴ هم رفتیم دیدار آقای موسوی و از وی خواستیم که بیاید و به او گفتیم هیچ مطالبه ای هم از او نداریم و می ترسیم که کشور در شرایط نامساعدی قرار بگیرد. لطفا در این شرایط نقد کاندیدای اصلاح طلبان نکنید و انرژی را روی تخریب دیگری نگذارید.

نامه خانواده های دانشجویان دربند امیرکبیر به آیت الله هاشمی شاهرودی: آیا عزیزان ما شهروند ایران نیستند؟


خبرنامه امیرکبیر: خانواده های دانشجویان دربند امیرکبیر با ارسال نامه ای به آیت الله هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه خواستار رعایت حقوق شهروندی فرزندان خود شدند. متن این نامه به شرح زیر است:

بسمه تعالی

حضرت آیت الله شاهرودی، ریاست محترم قوه قضائیه

با سلام

احتراما به استحضار می رساند چهار دانشجوی دانشگاه امیرکبیر با نام های مجید توکلی، حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار بیش از هشتاد روز است که بدون دسترسی به وکیل و هیچ گونه ملاقاتی با خانواده هایشان در بازداشت به سر می برند. نزدیک به شصت روز از بازداشت دیگر فرزندانمان با نام های عباس حکیم زاده، مهدی مشایخی، احمد قصابان، نریمان مصطفوی و بیش از ۴۰ روز از دستگیری یاسر ترکمن نیز می گذرد. چند روز پیش نیز مسعود دهقان، فرزند شهید و دانشجوی دیگر این دانشگاه بازداشت شد. تمام بازداشت ها به دلیل اعتراض به دفن شهدا در دانشگاه امیرکبیر و قبل و بعد از مراسم تدفین بوده است. چند تن از دانشجویان طی این مدت حتی تماسی با خانواده های خود نداشتند و اجازه ملاقات خانواده ها و دسترسی وکیل به پرونده آنها داده نشده است.

شما طی چند روز گذشته با صدور نامه ای خواستار رسیدگی به وضعیت رکسانا صابری شده اید. جای خوشحالی است که به سرنوشت شهروندان ایرانی حساسیت نشان می دهید اما آیا عزیزان ما شهروند ایران نیستند؟ آیا رسیدگی عادلانه یعنی فرق گذاشتن بین شهروندان ایرانی؟ چرا دستوری مشابه برای فرزندان بیگناه و جوان ما صادر نمی کنید؟ مادر و پدرهایی که هر روز با مراجعه به دادگاه انقلاب بی هیچ نتیجه ای باز می گردند و برنگرانی شان افزوده می شود، تاب و توان زندانی بودن فرزندانشان را در سلول های انفرادی زندان اوین ندارند. دو ماه است که برای دیدن آنها و اطلاع از وضعیت جسمانی شان به هر دری زده ایم اما هیچ نتیجه ای نگرفتیم. وقتی فرزندانمان را نمی بینیم چگونه اطمینان داشته باشیم که سالم هستند. چگونه آرام بگیریم در حالی که حتی از وضعیت جسمی و روحی آنها اطلاعی نداریم.

خواهشمدیم دستورات لازم را جهت دیدار فرزندانمان و آزادی آنها صادر کنید و خانواده نه دانشجوی در بند که جوانی شان را در زندان می گذرانند از نگرانی برهانید.

با احترام

خانواده های دانشجویان زندانی
ترکاشوند، ترکمن، توکلی، حکیم زاده، دانشیار، دهقان، قصابان، مشایخی، مصطفوی

بیانیه شماره دو روابط عمومی انجمن اسلامی پلی تکنیک تهران در خصوص بازداشت چهار تن از دانشجویان


بیانیه شماره ۲ روابط عمومی انجمن اسلامی پلی تکنیک تهران در خصوص بازداشت های اخیر: نهادهای امنیتی و مسئولین دانشگاه در جهت پیشبرد اهداف و پروژه های خویش در دانشگاه از ابزار بازداشت و پرونده سازی برای دانشجویان استفاده نکنند.

خبرنامه امیرکبیر: با گذشت بیش از ۷ روز از بازداشت اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر و بی خبری از وضعیت آنان، روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجویان بیانیه شماره ۲ را صادر کرد:

دانشجویان فهیم و آگاه پلی تکنیک؛

این روزها ۳۰ سال از انقلاب اسلامی ۵۷ می گذرد. انقلابی که به گفته آیت ا… خمینی قرار بود در آن مارکسیست ها هم آزاد باشند و عقاید خود را آزادانه مطرح کنند، اما اکنون ثمره های این انقلاب تا حدی است که دانشجویان، مردم و دوستداران مهندس بازرگان به جرم حضور در مراسم سالگرد درگذشت اولین رئیس دولت پس از انقلاب، به شدیدترین شکل ممکن مورد حمله، هتاکی و بازداشت قرار می گیرند. انقلابی که به گفته آیت ا… خمینی قرار بود بساط رعب و وحشت و شکنجه ای که دستگاه ساواک فراهم کرده بود را برچیند اما اکنون در زندان ها و به خصوص زندان خوش نام (!) اوین حکایت دیگری در جریان است که شمه ای از آن در بازداشت ۱۵ ماهه سه دانشجوی پلی تکنیک عیان شد. انقلابی که به گفته آیت ا… خمینی قرار بود با انجمن های اسلامی کاری نداشته باشند و در قانون اساسی مورد تائید آیت ا… خمینی قرار بود انجمن های اسلامی آزادانه فعالیت کنند اما اکنون به همت نیروهای امنیتی و بی کفایتی رئیس نالایق و بی آبروی پلی تکنیک، نه تنها دفتر انجمن اسلامی دانشجویان تخریب گردیده است بلکه با یکایک اعضای آن به شدیدترین شکل ممکن برخورد می کنند تا بتوانند استراتژی النصر بالرعب خود را به منصه ظهور برسانند؛ هر چند که این خیالی خام بیش نیست، چرا که جنبش دانشجویی زنده است و قلب تپنده آن – پلی تکنیک تهران – هنوز می تپد و خواب آرام اقتدار گرایان حاکم را آشفته تر از قبل می کند و بازداشت های فله ای و محدویت های که برای اعضای آن به وجود می آوردند تا بدین وسیله فضای دانشگاه را به سوی خققان پیش برده و با استفاده از این فضا اهداف استبداد طلبانه خویش را در دانشگاه پیاده کنند، نه تنها خللی در اراده آزادیخواهانه دانشجویان پلی تکنیک نخواهد داشت، بلکه عزم آنان را بیش از پیش برای سر دادن شعار آزادی خواهی و استبداد ستیزی جزم خواهد کرد.

بعد از گذشت بیش از ۷ روز روز از بازداشت ۴ تن از دانشجویان و اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان – حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمانپور، کوروش دانشیار و مجید توکلی – تاکنون هیچ گونه خبری از وضعیت این دانشجویان در دست نیست و پیگیری های وکلا و خانواده های این دانشجویان به سرانجامی نرسیده است. جالب اینجاست که تنها پاسخی که به خانواده های این دانشجویان گفته شده است این بوده که بروید ۱ ماه دیگر مراجعه کنید تا شاید وضعیت آنها مشخص شود.

اکنون نکات مهمی وجود دارد؛

۱- سوال مهم این است که بازداشت این دانشجویان به چه دلیل صورت گرفته است؟ چه نکته مبهمی در پرونده این دانشجویان وجود دارد که می بایست آنها بعد از بازداشت در مراسم یادبود مهندس بازرگان بیش از ۷ روز بدون هیچ تماسی در بازداشت نیروهای امنیتی باشند؟ این در حالی است که حسین ترکاشوند اندکی پیش از ۱۶ آذر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود و بعد از اینکه پرونده سازی برای وی به دلیل نقص مدارک معتبر بی نتیجه ماند، آزاد شده بود و مجید توکلی در پرونده جعل نشریات موهن به مدت ۱۵ ماه در بازداست بود و در این مدت تحت شدیدترین شکنجه ها در بند ۲۰۹ زندان اوین قرار داشت و تمامی فعالیت های اسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار توسط رئیس حراست دانشگاه امیرکبیر به تمامی نهادهای امنیتی ارسال می شود.

۲- در این روزها اعضای اصلی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیر کبیر در مخالفت با پروژه دفن اجساد بی نام و نشان جنگ ۸ ساله ایران و عراق در پلی تکنیک بسیار فعال عمل می کردند و به نگارش مقالات و صحبت با مسئولین مربوطه و … مشغول بودند، که همچنان نیز این اقدامات ادامه دارد اما سوال اینجاست که آیا این بازداشت و برخورد خصمانه می تواند در ارتباط با این پروژه در دانشگاه باشد؟ آیا مسئولین دانشگاه و آنانی که در حمایت از این پروژه به صورت فعال عمل می کنند این توصیه را به نهادهای امنیتی کرده اند که این دانشجویان را در بازداشت نگه دارند؟ آیا آنانی که از ترس برخورد سنگین دانشجویان با این پروژه قصد دفن این اجساد را در روزهای تعطیل دانشگاه داشته اند، در این بازداشت ها سهیم هستند؟

۳- مجید توکلی که بعد از افشای جعل نشریات موهن و بیان شکنجه های قرون وسطایی در بند امنیتی ۲۰۹ که باعث عیان شدن چهره واقعی جمهوری اسلامی شد، کمتر از ۷ ماه است با افتخار از دام نیروهای امنیتی و وزارت اطلاعات رهایی یافته است و در این مدت تنها به نوشتن یادداشت ها و مقالات خود مشغول بوده است. حال این برخورد خصمانه با وی چه دلیلی می تواند داشته باشد؟ آیا مجموعه وزارت اطلاعات به دنبال انتقام گیری از این فعال جنبش دانشجویی است؟ و یا مقالات وی که در آن به نقد دولت و حکومت جمهوری اسلامی و ارائه اندیشه های گوناگون پرداخته است، دلیل ادامه بازداشت وی در بند امنیتی ۲۰۹ گشته است؟ و در مورد تمامی بازداشت شدگان سوال اینجاست که آیا نیروهای امنیتی بازداشت کننده همچنان به دنبال انتقام گیری از دانشجویان پلی تکنیک به خاطر فریاد آزادیخواهانه شان در ۲۰ آذر ۱۳۸۵ در مقابل احمدی نژاد و افشاگری هایشان در جریان نشریات موهن می باشد؟

۴- انتقال دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک به بند امنیتی ۲۰۹ و عدم اجازه هیچگونه تماسی از سوی آنان چه منظوری انجام گرفته است؟ آیا سلامتی دانشجویان در بند ۲۰۹ که این روزها با توجه به آنچه که از زبان آزادیخواهان به گوش می رسد جایگزین زندان توحید سابق و موزه عبرت فعلی (!) شده است، با توجه ویژه به اینکه خطر اعتصاب غذای این دانشجویان در زندان بسیار جدی و محتمل است و همچنین بنا به اخبار شاهدان زمان بازداشت برخورد بسیار شدیدی با بازداشت شدگان صورت گرفته است، تامین است؟ اگر چنین است چرا مسئولین قضایی و امنیتی از دیدار وکلا با این دانشجویان ممانعت به عمل می آورند؟ بی شک حفظ سلامتی این دانشجویان بر عهده نیروهای امنیتی بازداشت کننده و دستگاه قضایی می باشد.

۵- آیا با توجه به اخبار غیر رسمی که به گوش می رسد آیا باز هم نیروهای امنیتی با این دستگیری ها به دنبال ایجاد پروژه ای دیگر در دانشگاه جهت هتک حرمت دانشگاه هستند؟

اینها سوال هایی است که دستگاه های مسئول می بایست به آنها پاسخی مستدل دهند و همچنین مسئولان دانشگاه که احتمال دخالت آنها در این پروژه بسیار محتمل است، باید هر چه سریعتر، جهت جلوگیری از ایجاد تشنج در دانشگاه، برای پایان یافتن این بازداشت ها و آزادی بی قید و شرط این دانشجویان اقدام کنند و پاسخگوی دانشجویان پلی تکنیک باشند و در نظر داشته باشند که در جهت پیشبرد اهداف و پروژه های خویش در دانشگاه از ابزار بازداشت و پرونده سازی برای دانشجویان استفاده نکنند.

دانشجویان پلی تکنیک تهران همواره نشان داده اند که هوشیاری خود را حفظ کرده و چنانچه در آغاز سال تحصیلی جدید پروژه ی جدیدی برای دانشگاه پلی تکنیک از سوی نهاد های امنیتی با همراهی مسئولین دانشگاه برنامه ریزی شده باشد، مطمئنا همچون سال های پیشین و با تمام وجود جواب این گستاخی به حریم دانشجویان را خواهند داد.

روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر ضمن محکوم کردن دستگیری اعضای شورای مرکزی انجمن، خواهان آزادی بی قید و شرط این دانشجویان می باشد. همچنین به مدیریت دانشگاه امیرکبیر هشدار می دهد که با توجه سابقه ایشان در همکاری با نیروهای امنیتی، دانشجویان پلی تکنیک هر آنچه که برای این دانشجویان اتفاق بیفتد را پیشاپیش از جانب ایشان می بینند. از سوی دیگر انجمن اسلامی دانشجویان به مسئولین جمهوری اسلامی گوشزد می نماید اکنون که ۳۰ سالگی انقلاب را جشن می گیرند و سیمای جمهوری اسلامی مرتبا فیلم های مستندی از سال های ابتدای انقلاب و موضع گیری رهبران جمهوری اسلامی را نشان می دهند اندکی به آنچه گفته اند و اکنون انجام می دهند بیندیشند.

روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران)

بن مایه +