ده اندیشه‌ای که مسیر تاریخ را عوض کرد

نشریه گاردین بخشی دارد به نام تاپ تن (Top 10) که در آن چهره های سرشناس، ۱۰ کتاب یا موسیقی یا فیلم و یا اندیشه‌ی برتر یا بدتر را در زمینه ‌ای مشخص انتخاب کنند. یکی از این موارد، انتخاب ۱۰ اندیشه‌ ی تاریخ است. سه گزارش ‌گر گاردین در گفت و گو با اساتید دانشگاه، ۱۰ اندیشه‌ ای که مسیر تاریخ را عوض‌ کرده‌اند، به بحث گذاشته‌اند.

1 – افلاطون

فلسفه‌ ی افلاطون
در گفت و گو با انجی هابز، استاد فلسفه در دانشگاه واردیک
‌افلاطون اعتقاد داشت که همه ‌ی آدم ‌ها می‌خواهند به سعادت برسند و فلسفه‌ راهی است برای فهمیدن این ‌که چطور می‌توان سعادتمند شد. فلسفه‌ ی او در زمان خودش نظم جدیدی را پیشنهاد می‌کرد. یکی از رادیکال ترین افکار او، برابر انگاشتن سعادت و خوشبختی با هارمونی درونی روان انسان‌ هاست.
اگر به اشعار هومر و دیگر شاعران یونانی که قبل از او زندگی می‌کردند، نگاه کنید؛ متوجه می‌شوید که پیش از افلاطون، خوشبختی مساله ی بیرونی بود و نه ذهنی. افلاطون گفت که عدالت و فضیلت در حقیقت در باطن ماست و در روح ما جا دارد.
ایده‌ی او پس از آن توسط مسیحیان بسط داده شد که نتیجه‌ا‌ش مفهوم «آگاهی» بود. این ایده، یکی از مهم‌ترین جریانات در تاریخ اخلاق و مذهب غرب است که تاثیر قابل توجه‌ای بر گسترش مسیحیت گذاشت.

2 – گالیله

نظریه ی مرکزیت خورشید در جهان (کوپرنیکی)
در گفت و گو با رابرت مسی، عضو انجمن سلطنتی ستاره شناسی
اگرچه گالیله اولین کسی نبود که گفت زمین به دور خورشید می‌چرخد (حتا کوپرنیک هم اولین نفر نبود، طبق اسناد موجود، ستاره شناسی یونانی به نام آریستاکوس ۱۲۰۰ سال پیش از گالیله، این نظریه را مطرح کرده بود) اما کشف او به تئوری گردش زمین به دور خورشید، سندیت بخشید.
نظریه او پایه‌های اثباتی قدرتمندی داشت. او لکه های روی خورشید را کشف کرد و یکی از اولین افرادی بود که به وجود ماه‌هایی در سیاره‌ی مشتری پی برد.
این یافته‌ها نشان داد که زمین، تنها مرکز جهان نیست. او همچنین متوجه شد که کهکشان راه شیری، صرفاً یک مرکز تابش ندارد، بلکه متشکل از ستارگان متعددی است. این‌ها بزرگترین دستاوردهای عرصه‌ی ستاره شناسی است. مهم‌ترین کاری که گالیله انجام داد گشودن راه اندیشه‌ی کنکاش علمی در ستارگان با تلسکوپ و توانایی دیدن چیزهایی است که با چشم غیر مسلح نمی‌توان دید.

3 – ایزاک نیوتن

نظریه گرانش عمومی
در گفت و گو با مارتین ریز، پروفسور کیهان شناسی و فیزیک نجومی و استاد دانشگاه کمبریج
تئوری نیوتن، اولین سند برای اثبات این فرض بود که ریاضیات می‌تواند در فهم جهان طبیعی نقش داشته باشد.
حالا می‌توانیم کسوف را از یک قرن قبل، پیش بینی کنیم چون نظم مدار سیاره‌ها بسیار ساده است. اگر نیوتن نبود، شاید یک قرن یا بیشتر طول می‌کشید تا کسی پیدا شود و این نظریه را مطرح کند.
مفهوم نظم جهان (این‌که جهان تابع قواعد ریاضی است) در فرهنگ قرن هجدهم بسیار مهم بوده، نظریه‌ی جاذبه‌ی نیوتن هنوز هم اساس برنامه هایی است که هدف شان فرستادن کاوشگران فضایی به سیاره‌هاست.

4 – رنه دکارت

می‌اندیشم، پس هستم
در گفت و گو با جان کاتینگهام، پروفسور رشته‌ی فلسفه در دانشگاه ریدینگ و همکار گروه «یاران دکارت» کمبریج
دکارت با اعلام «‌می‌اندیشم، پس هستم»، موضوع اندیشیدن را در موضوع اصلی کنکاش قرار داد. او به جای آغاز بحث وجودی از فیزیک و جهان طبیعت، به سراغ اهمیت اندیشه‌ی فردی رفت و بین ذهن و ماده تفاوت قائل شد: محدوده ی علم که قابل اندازه‌گیری است و بخشی از واقعیت که نمی‌توان آن را به علم تعمیم دارد. این بخش اندیشه و آگاهی نام دارد.
دکارت را به درستی پدر فلسفه‌ی مدرن دانسته‌اند. دیدگاه او درباره ی اندیشه و آگاهی که آن را خارج از حوزه‌ی علم قرار داد، ایده ی بسیار مهمی بود که هنوز هم به آن می‌پردازیم. تفکر دکارت، امکان مطالعه‌ی جدی درباره ی ادراک و روانشناسی را فراهم آورد.

5 – آدام اسمیت

اقتصاد آزاد آدام اسمیت
در گفت و گو با جوزف استیگلیتز، برنده جایزه‌ی نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۱
ایده ی بزرگ اقتصاد آدام اسمیت، یا یکی از لایه‌های آن، این بود که اگر افراد، شخصاً تمایل داشته باشند، توسط دست نامرئی به خیر عمومی می‌رسند. این نظریه، انقلابی در عرصه‌های اقتصادی بود. چون می‌گفت که برای تامین رفاه عمومی، نیازی به یک دیکتاتور خیرخواه نیست، بلکه فقط تجارت می‌تواند این هدف را محقق کند.
تئوری اسمیت زمینه‌ساز تاچرسیم و ایده‌هایی است که بانک جهانی در اختیار کشورهای در حال توسعه قرار می‌دهد. همچنین در لابه لای سیاست‌های بوش هم می‌توان تاثیر افکار اسمیت را دید. اما نظریه‌ی آدام اسمیت لایه‌ی دومی هم دارد که فعالان اقتصاد آزاد کمتر درباره‌اش حرف می‌زنند. این لایه از افکار اسمیت بر لزوم مداخله‌ی دولت ها در بعضی از زمینه ها تاکید می‌کند.
اگر‌ چه ایده‌ی «دست نامرئی» حالا دیگر اعتبارش را از دست داده است، اما همچنان تاثیرات بد و خوب زیادی دارد. به کمک ایده ی اسمیت، ما قدرت تجارت را درک می‌کنیم اما کم رنگ شدن مرزهای تجارت، با هجوم سوبسیدهای کشاورزی به کشورهای در حال توسعه همراه بوده است که در نتیجه‌ی آن، ظرفیت های کشاورزی در این کشورها نابوده شده و خط وقوع خشکسالی افزایش یافته است.

6 – مری ولستون کرافت

جنبش آزادی زنان
در گفت و گو با لین سگال، پروفسور روانشناسی و مطالعات جنسیتی در دانشگاه برک‌بک
«احقاق حقوق زنان» (۱۹۷۲) بسیار مهم است چون نشان می‌دهد که زن ها همیشه یک پای تفکر رادیکال و اندیشه‌های آزادی‌خواهانه بوده‌اند. مری ولستون‌کرافت، منتقد همه ی ایده‌ هایی بود که به زعم او، مفاهیم زنانه را تحقیر می‌کرد.
تا پایان قرن نوزدهم، زنان درگیر رادیکالیسم ولستون کرافت بودند(او اعتقاد داشت که زنان هم مثل مردان باید زندگی آزادانه را انتخاب کنند.) اما ظهور موج‌ دوم فیمینستی، تا دهه‌ی ۱۹۶۰ طول کشید تا زنان بار دیگر به اندیشه‌های ولستون کرافت باز گردند. سال‌های زیادی طول کشید تا این ایده در کل جهان گسترش یابد.
ولی فکر می‌کنم اگر ولستون‌کرافت هم نبود، کس دیگری پیدا می‌شد که این ایده را مطرح کند. او نقش مهمی داشت اما در مورد این ایده خاص، معتقد نیستم که تک چهره ها مسیر تاریخ را عوض کرده‌اند.

7 – کارل مارکس

تحلیلِ مارکسیستی از کاپیتالیسم
در گفت و گو با تونی بن، نویسنده و سیاستمدار
این تحلیل مارکس، اهمیت زیادی دارد، چرا که توسعه‌ی کاپیتالیسم در جهان مدرن را مورد مطالعه قرار داد. به گفته‌ی مارکس، تضاد اصلی در جهان بین نژادها و جنسیت ها اتفاق نمی‌افتد، بلکه تضاد اصلی بین ۹۵ درصد کسانی که ثروت جهان را تولید می‌کنند، با پنج درصدی است که مالک آن همه ثروت هستند.
تحلیل او درباره‌ی منشا قدرت، به وضوح نشان می‌دهد که مردمی که استثمار می‌شوند، خود در شکل‌گیری آن نقش دارند. او بهترین توضیح را درباره ی آن چه در زمان خودش در جریان بود ارایه داد، تحلیلی که حتا در مورد وضعیت امروز هم صادق است. اگرچه کاپیتالیسم امروز قوی‌تر از هر زمانی است، اما مردم دارند می‌فهمند که منشاء قضیه کجاست.
برای مثال او به مردم کمک کرد که بفهمند آمریکا، برای به دست آوردن نفت به عراق حمله کرد. و قضاوت اخلاقی او را فراموش نکنید، هر کسی می‌تواند کتابی درباره‌ی کاپیتالیسم نوشته باشد، اما او گفت این اشتباه است. من فکر می‌کنم اندیشه‌های مارکس، ارتباط تنگاتنگی با دموکراسی دارد.
استالین با تحریف اندیشه‌های مارکس، به توجیه دیکتاتوری خود پرداخت. اما به خاطر آن نمی‌توان مارکس را مقصر دانست. همان‌طور که تفتیش عقاید کلیساهای اسپانیا (در قرن نوزدهم) ربطی به عیسی مسیح ندارد، استالین هم قرابتی با مارکس ندارد.

8 – زیگموند فروید

نظریه ی ناخودآگاه
در گفت و گو با سوسی اورباک، روانکاو و پروفسور در رشته‌ی جامعه شناسی در مدرسه‌ی اقتصاد لندن
فروید درباره‌ی این مساله تحقیق کرد که رفتار انسان، توسط ناخودآگاه شکل می‌گیرد و به واسطه‌ی آن، فرد به سمت انجام اعمالی می‌رود که شاید در خود آگاه فرد لزومی بر انجامش نیست یا احساس نمی‌شود که خود فرد علاقه‌ای به انجامش داشته باشد.
فروید، اولین کسی بود که گفت اگر به انسان‌ها اجازه دهیم در یک محیطی حرف بزنند، در خواب‌ها و لغزش‌های زبانی خود چیزهایی را کشف می‌کنند که بسیار پیچیده‌تر و مهم‌تر از ماجرایی است که درباره‌اش صحبت می‌کنند.
او این فکر را مطرح کرد که ما می‌توانیم در ارتباط با دیگران کنجکاو باشیم، او ارتباط شخصیت با ذهن خود و ذهن دیگران را موضوع مطالعه قرار داد. تقریباً هر چیزی که ما درباره‌ی داستان‌های عاشقانه، هنر، فرهنگ، سینما، مشکلات جنسیتی می‌فهمیم، به نوعی لحظه‌ی فرویدی ربط پیدا می‌کند، لحظه‌ای که در آن ما متوجه می‌شویم که پیچیده‌تر از چیزی هستیم که فکرش را می‌کنیم.
حالا همه‌ی ما پسا‌فرویدی هستیم. ما معتقدیم که احساسات، بخش انتقادی چیزی است که فرد را بر می‌انگیزاند. حالا دیگر تمام بحث‌های مبتنی بر نژاد‌پرستی بی‌اعتبار شده‌اند.

9 – آلبرت انیشتین

نظریه نسبیت
در گفت و گو با پروفسور برایان کاکس
نظریه‌ی انیشتین به طور کل جهان را تغییر داد. شاید در نگاه اول به چشم نیاید اما نسبیت، نظریه بسیار محکمی است. نظریه نسبیت می‌گوید همچنان که چیزی به نام زمان جهانی وجود ندارد و اگر در یک جای مشخص صدای تیک تیک ساعت را بشنوید، صدای تیک تیک در مکانی دیگر، سرعتی متفاوت دارد؛ بنابراین همه چیز غیرقطعی و مبهم است.
و البته این نظریه بنیاد همه‌ی نظریه‌های مدرنی است که درباره‌ی عملکرد جهان ارایه شده است: مغناطیس، تراشه‌های سیلیکونی، ترانزیستورها و… همه نظریه‌هایی است که بر پایه‌ی نظریه‌ی نسبیت مطرح شده‌اند.
بدون نسبیت، ما نمی‌توانیم نگاه مدرنی‌ به جهانی که هم اکنون در آن زندگی می‌کنیم، داشته باشیم. برای مثال، سیستم جی پی اس (جهت یاب ماهواره‌ای) بسیار شگفت‌انگیز است، چون بر اساس اندازه‌گیری تاخیر زمانی بین حرکت ماشین شما و حرکت ماهواره‌ها برمدار خود، عمل می‌کند.

10 – تیم برنرزلی

وب جهان‌گستر
در گفت و گو با پروفسور جان ناوتون، استاد دانشگاه اوپن
در کمتر از دو دهه، فضای جهانی اینترنت از صفر به صدها و میلیارد صفحه (هیچ‌کس نمی‌داند چقدر!) رسید و به هر فردی امکان داد که ناشر یا گوینده باشد. فضای جهانی اینترنت، موزه‌ی لوور را به لپ تاپ‌های شما آورد و حفظ رازها و چیزهای محرمانه را بسیار بسیار دشوار ساخت.
تیم برنرزلی، کسی که در سال‌های ۱۹۸۹-۹۰ به تنهایی فضای جهانی اینترنت را خلق کرد، گوتنبرگ زمان ماست. گوتنبرگ دستگاه چاپ با حروف متحرک را در سال ۱۴۵۵ اختراع کرد و به اصلاح‌طلبی دینی کمک کرد، اتوریته‌ی کلیسای کاتولیک را زیر سوال برد و امکان پیشرفت علوم مدرن را فراهم ساخت و جهان را شکل داد.
وب، فضا و دستاوردی مثال‌زدنی است. تلاش برای برآورد اهمیت بلند مدت ‌وب مثل تلاش برای پیش‌بینی تاثیر اختراع دستگاه چاپ است. کافی‌ست ۳۰۰ سال به عقب برگردیم تا اهمیت این دو را درک کنیم.

بن مایه :
+ رادیو زمانه، پور محسن

نتایج نظر خواهی و دو نظر خواهی جدید

سال گذشته یک نظر خواهی در وبلاگم قرار دادم، قبل از هر چیز از کسانی که نظرشون رو گفتند متشکرم، در کل 75 نظر داده شد که نتایجش به صورت زیر است.

» چه نوع گرایش و نظری نسبت به مذهب دارید؟ «
1 – مسلمانم و به تمامی اصول آن معتقدم 20 (26%)
2 – به خدا اعتقاد دارم ولی به پیامبران اعتقاد ندارم 18 (24%)
3 – زرتشتی هستم 13 (17%)
4 – مسلمانم ولی با برخی قوانین آن مخالفم 8 (10%)
5 – به خدا اعتقاد ندارم 8 (10%)
6 – مسلمانم ولی با آخوند های سیاسی مخالفم 4 (5%)
7 – مسلمانم ولی با تمامی آخوند ها مخالفم 2 (2%)
8 – مسیحی هستم 2 (2%)

امسال هم می خواهم دو نظر خواهی در وبلاگم قرار بدم، یکی با همان مضمون قبلی و دیگری در مورد مطالب وبلاگم.

» چه نوع گرایشی نسبت به مذهب دارید؟ «
1 – مسلمانم و با تمام احکام آن موافقم
2 – مسلمانم ولی با برخی احکام آن مخالفم
3 – زرتشتی هستم
4 – مسیحی هستم
5 – به خدا اعتقاد دارم ولی به پیامبران خیر
6 – اگنوستیک هستم ( نمی دانم خدایی هست یا خیر )
7 – اتئیست هستم ( به خدا اعتقاد ندارم )

«نظر کلی شما نسبت به مطالب وبلاگ؟ «
1 – بسیار بد
2 – بد
3 – متوسط
4 – خوب
5 – بسیار خوب

اگر انتقاد و یا پیشنهادی برای بهبود مطالب وبلاگ داشتید خوشحال می شم با من در میان بزارید. البته برخی در مورد مسائل مختلف نظراتی داشتند، به عنوان مثال برخی به من خورده می گیرند که «چرا نقد مذهب را می کنی؟ از خدا نمی ترسی؟» برخی از بی دین شدن ملت می ترسند و برخی می گویند «این حرفا یاسین خوندن تو گوش خره، این ملت آدم به شو نیست.» و برخی تشویق به ادامه ی کار. یا اینکه دوستی به من می گفت «چرا فکر می کنی همه چیز رو می دونی؟» !!!
سعی می کنم در یک پست دلیل و اهمیت نقد مذهب رو بگم شاید دوستان قانع شدند، شاید هم اون ها دلیل قانع کننده آوردند و من قانع شدم.
به هر حال از شنیدن نظرات موافق یا مخالف خوشحال می شم، برای من تبادل نظرات اهمیت داره.

سالروز تولد کارل مارکس

امروز سالروز تولد یکی از بزرگترین و مشهورترین فلاسفه ی جهان است. بسیاری از کمونیست‌های جهان نظریاتی هم‌سو و موافق با نظریات مارکس دارند که این نظریات را در قالب مارکسیستی ارائه می‌کنند. از جمله، مشهورترین نظریه مارکس درباره تاریخ که در خط اول مانیفست کمونیست خلاصه شده‌است جملهٔ: «تاریخ تا کنونی، تاریخ مبارزه طبقاتی بوده است.» می‌باشد.

در ادامه ی پست قسمتی از زندگی نامه ی وی را گردآوری نموده ام.

کارل هانریش مارکس (به آلمانی: Karl Heinrich Marx) در تاریخ پنجم می ( مصادف با شانزدهم اردیبهشت ) 1818 در شهر تریر آلمان دیده بر جهان گشود. پدر و مادرش یهودی بودند ولی به هنگام کودکی مارکس به علت سخت گیری هایی که به یهودیان می شد به مسیحیت گرویدند و خود را یک پروتستان معرفی نمودند.

مارکس در شهر های بن، برلن و ینا به تحصیل تاریخ، حقوق و فلسفه پرداخت و در سال 1841 از دانشگاه ینا دکترای فلسفه گرفت. تز دکترایش درباره ی اختلاف فلسفه ی طبیعت دموکریتوسی و اپیکوری بود. در این دوره مارکس یک ایده الیست هگلی بود و در برلین به حلقه ی هگلی های چپ تعلق داشت. در طول همین سال‌ها لودویگ فویرباخ نقد خود را از مذهب آغاز نموده و به تبیین دیدگاه ماتریالیستی خود پرداخت. ماتریالیسم فویرباخ در سال ۱۸۴۱ در کتاب جوهر مسیحیت به اوج خود رسید. دیدگاه‌های فویرباخ، به خصوص مفهوم بیگانگی مذهبی او، تاثیر زیادی بر سیر تحول اندیشه مارکس گذاشت. این تاثیرات را می‌توان به وضوح در دست‌نوشته‌های اقتصادی فلسفی ۱۸۴۴ و به صورت پخته‌تری در سرمایه مشاهده کرد.

او مبارزه عملی سیاسی و فلسفی را به همراه رفیقش، فردریک انگلس، آغاز کرد و با او بود که یک سال پیش از انقلابات ۱۸۴۸ «بیانیه کمونیست» را به رشته تحریر در آورد. مارکس در این سال‌ها با محیط دانشگاهی و ایده آلیسم آلمانی و هگلی‌ها جوان قطع رابطه کرد و به مسائل جنبش کارگری اروپا پرداخت و از ابتدا در بین‌الملل اول که در ۱۸۶۴ تأسیس شد، نقش بازی کرد و نهایتا دبیر این انجمن شد. او اولین جلد کتاب مشهورش، سرمایه، را در ۱۸۶۷ منتشر کرد. این کتاب حاوی نظریات او در نقد اقتصاد سیاسی است.

او بیش از ۳۰ سال آخر عمر را در لندن و در تبعید گذراند و در همانجا نیز درگذشت. بسیاری از این سال ها را با ناداری جانکاهی دست به گریبان بود و بیماری و مرگ فرزندان بر تلخی زندگی او می افزود. گهگاه درآمدی از نگاشته هایش تحصیل می کرد لیکن براستی، بیشتر از راه کمک های انگلس گذران زندگی می کرد. بیماری و ضعف اجازه نداد مارکس بیش از یک جلد کتاب «سرمایه» را در حیات خود منتشر کند، و جلد دوم و سوم آن را انگلس مدتها پس از مرگ وی از روی یاداشت هایش گرد آورد. با وجود این مسائل، رهبری وی بر جنبش سوسیالیسم انکار ناپذیر بود و در زمان حیاتش بر جایگاه قدیسی و پیامبری بر نشست. مارکس و انگلس در ترویج و تبلیغ اندیشه های کمونیستی در سراسر زندگی خود دوست و همکار یکدیگر بودند و همکاری آن دو براستی چنان نزدیک و صمیمانه بود که سخت می توان سهم هر یک را در پروراندن اصول عقاید کمونیسم باز نمود.

فردیش انگلس در کنار قبر وی در گورستان گیت لندن در 17 مارس 1883 می گوید:
«١٤ مارس، يک ربع به ساعت ٣ بعدازظهر، بزرگترين انديشمند روزگار ما از انديشيدن باز ايستاد. فقط دو دقيقه او را تنها گذاشته بوديم، همينکه به اتاق آمديم، ديديم که آرام روى صندلى خوابيده است – اما اين بار براى هميشه. ..
همانطور داروين به قانون تکامل جهان ارگانيک و موجودات زنده پى بُرد، مارکس هم قانون تکامل تاريخ بشر را کشف کرد؛ اين حقيقت ساده را که تا قبل از او در زير کوهى از ايدئولوژى پنهان شده بود، اين حقيقت که بشر پيش از آنکه بتواند به سياست، دانش، هنر، دين و جز اينها بپردازد، بايد بخورد، بياشامد، سرپناه و پوشاک و غيره داشته باشد؛ اين که بنابراين توليد وسايل مبرم مادى، و نتيجتاً ميزان رشد اقتصادى کسب شده توسط هر مردم معيّن يا در هر دوره معيّن، آن زيربنايى را تشکيل ميدهد که بر روى آن، دولت، مفاهيم حقوقى، هنر و حتى نظرات آن مردم در مورد مذهب تکامل پيدا کرده‌اند… و در پرتو اين نور است که بنابراين بايد همه اينها را تبيين کرد، نه برعکس، آنچنان تا حال شده است.
اما اين همه‌اش نيست. مارکس قانون ويژه حرکت ناظر بر شيوه توليد سرمايه‌دارى عصر حاضر و آن جامعه بورژوايى که زاده اين شيوه توليد است را هم کشف کرد. کشف ارزش اضافه، ناگهان مسأله‌اى را روشن کرد که هم اقتصاددانان بورژوا و هم منتقدين سوسياليستى که در صدد حلش بودند در تمام بررسى‌هاى قبلى، در تاريکى کورمالى‌اش ميکردند …»

عقاید او که در زمان خودش نیز طرفدار بسیاری یافتند، پس از مرگ توسط کسان بیشتری تبلیغ می‌شدند. با پیروزی و قدرت گیری بلشویک‌ها در روسیه در ۱۹۱۷ طرفداران کمونیسم و مارکسیسم در همه جای دنیا رشد کردند و چند سال پس از جنگ جهانی دوم، یک سوم از مردم دنیا زیر حکومت کسانی که خود را «مارکسیست» می‌دانستند، زندگی می‌کردند. رابطه این «مارکسیست»های متعدد با اندیشه مارکس مورد اختلاف نظر است. خود مارکس یک بار در مورد دیدگاه‌های حزبی سوسیال دموکراتیک در فرانسه که خود را مارکسیست می‌دانست گفت: «خوبست حداقل می‌دانم که من مارکسیست نیستم!»

هنوز احزاب و افراد و آکادمیسین‌های بسیاری خود را مارکسیست و یا کمونیست می‌دانند.

بن مایه:
خداوندان اندیشه ی سیاسی ( جلد سوم )
+ Wikipedia
+ مارکس انگلس

گرامیداشت روز جهانی کارگر

اول ماه مه ( 12 اردیبهشت )، روز جهانی کارگر را به همه ی مردم، بلاخص کارگران تبریک می گویم.
همان طور که می دانید این روز یادمان شورش کارگران آمریکائی در اول ماه مه ۱۸۸۶ در شیکاگو است و هر ساله در بسیاری از کشور ها گرامی داشته می شود.

من در وبلاگم بیشتر به نقد مذهب می پردازم، ولی سعی می کنم در آینده مطالبی نیز در مورد احزاب کارگری و کمونیستی بنویسم.

متاسفانه بسیاری از مردم تنها چیزی که در مورد کمونیست ها می دانند اتئیست ( بی خدا ) بودن آن هاست، البته برخی همین را نیز نمی دانند!

چهار شنبه سوری، عید نوروز 1387 و سیزده بدر

تعطیلات امسال یه جورای برام خاص بود، حسابی هم سرم شلوغ بود. از چهار شنبه سوریش گرفته که ابروها سوخت تا امروز ( شانزدهم ) که برگشتیم خونمون. به هر حال متاسفانه وقت نشود عید رو تبریک بگم، ولی می گن «ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازست!» پس:

چهار شنبه سوری، عید نوروز و سیزده بدر گذشتتون رو تبریک می گم و امیدوارم تعطیلات خوش گذشته باشه و سالی همراه با موفقیت، تندرستی و … رو در پیش داشته باشید.

نفرین سال، الهی سی دی ات پخش شود!

می توان میزان فرهنگ، آگاهی و فهم مردم را در مسائل مختلف مورد ارزیابی قرار داد. ‏
تمامی مردم در حرف به رعایت و حفظ حرمت خصوصی یکدیگر معتقدند، بسیاری حکومت ‏را به علت دخالت و کاوش در امور خصوصی شهروندان سرزنش می کنند. شعار «حفظ ‏حرمت خصوصی افراد» گوش خلق را کر کرده! ولی همین مردم شریف در عمل برای ‏دیدین خصوصی ترین روابط بین دو نفر، به گفته ی فرماندهی نیروی انتظامی 4 میلیارد ‏تومان خرج می کنند! ‏

با توجه به اینکه در زندگی هر شخص مسائل خصوصی و شخصی زیادی وجود دارد، پس ‏بلایی که بر سر خانوم زهرا امیر ابراهیمی آمد، می تواند بر سر هر شخص دیگر نیز بیاید. ‏متاسفانه هر روز شاهد تکثیر عکس ها و فیلم هایی از اماکن و مجالس خصوصی هم ‏میهنان و چهره های شاخص جامعه هستیم که در کمال تاسف مورد استقبال نیز قرار ‏می گیرد، چه بسیار خانواده هایی که از هم پاشیده و افرادی که دست به خودکشی ‏زدند. چگونه برخورد دولت و قوه ی قضاییه با چنین مسائلی می تواند اثر گذار باشد در ‏حالی که مردم حاظر به پرداخت 4 میلیارد هستند؟ ‏

اعتراض به نرخ بالای مکالمات تلفن همراه

برخی از دارندگان تلفن همراه طی روزهای اخیر در اعتراض به آنچه نرخ بالای مکالمات تلفن همراه دانسته اند SMS اعتراض آمیزی را وارد شبکه تلفن همراه کردند. SMSای با متن «برای اعتراض به گران بودن مکالمات تلفن همراه در ایران 15 دی ماه 8 میلیون مشترک تلفن همراه هماهنگ با هم فقط برای یک روز موبایل های خود را خاموش خواهیم کرد» در شبکه تلفن همراه در حال پخش شدن است.

در همین رابطه سرپرست روابط عمومی شرکت ارتباطات سیار با ارزان دانستن نرخ مکالمات تلفن همراه در این باره گفت؛ گرانی امری نسبی است و قدر مطلق ندارد. علاوه بر این، نرخ مکالمات تلفن همراه در ایران در میان کشورهای عرضه کننده خدمات تلفن همراه نه تنها گران نیست بلکه ارزان هم هست.

عباسعلی ابوالفضلی با اشاره به گزارش مشاوران فرانسوی این وزارتخانه افزود؛ ایران یکی از کشورهایی است که نرخ مکالمات تلفن همراه آن در حد بسیار پایینی قرار دارد و این یکی از دلایلی است که بخش خصوصی خارجی فعال در این زمینه در پروژه های مخابراتی کشور سرمایه گذاری نمی کند.وی با بیان اینکه نرخ یک دقیقه مکالمه تلفن همراه اکنون 447 ریال است خاطرنشان کرد؛ براساس آخرین اطلاعات ارایه شده توسط شرکت زیمنس آلمان نرخ یک دقیقه مکالمه تلفن همراه ایران در ساعات پیک در بین 148 کشور با مبلغ 5 سنت در رتبه 140 قرار دارد.ابوالفضلی در خاتمه تصریح کرد؛ ما قبول داریم که وجوه اولیه و ودیعه تلفن همراه در ایران گران است آن هم به این دلیل که سرمایه اولیه برای توسعه شبکه وجود ندارد.

بن مایه: سایت کارگزاران

پالس تلفن ثابت تقریبا 3 دقیقه ای 5 تومان است، تلفن همراه تقریبا دقیقه ای 50 تومان. به عبارتی نرخ هر پالس تلفن همراه نسبت به تلفن ثابت 30 برابر است. با همه ی این تفاسیر آقایان می فرمایند ارزان است!
برای کارمندی که درآمدی حدود 300 دلار در ماه دارد، پرداخت 5 سنت به ازای هر پالس تلفن همراه ارزان است؟
حقوق را به تومان پرداخت می کنید، ولی مبلغ قبوض را به دلار توجیه می کنید؟!

همگی در اعتراض جمعه 15 دی ماه شرکت خواهیم کرد.