متن کامل نامه هاشمی رفسنجانی به آیت الله خامنه‌ای

در مراسم بزرگداشت سالگرد امام (ره) به آقای احمدی‌نژاد گفتم که در اظهارات او خلاف‌گویی‌های فراوانی وجود داشته… و پیشنهاد کردم با صراحت، اتهام‌های نادرست را پس بگیرد که نیازی به اقدامات قانونی افراد و خانواده‌هایی که ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تیرهای ناسزاگویی قرار گرفته‌اند، نباشد.

اگر نظام نخواهد یا نتواند با پدیده‌های زشت و گناه‌آلودی مثل تهمت، دروغ‌ها و خلاف‌گویی‌های مطرح شده در آن مناظره برخورد کند… و اگر فردی در موقعیت ریاست جمهوری بدون مراعات شأن و منصب مقدسش خود را مجاز به ارتکاب چنین گناهان کبیره و اخلاق‌شکن علی‌رغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه می‌توانیم خود را از پیروان نظام مقدس اسلامی بدانیم؟

بسم الله الرحمن الرحیم

مقام معظم رهبری آیت‌الله خامنه‌ای زیده عزه

متاسفانه اظهارات عاری از حقیقت و غیرمسئولانه‌ آقای احمدی نژاد در جریان مناظره با مهندس موسوی و مقدمه چینی های قبل و حوادث بعد از آن، خاطرات تلخ اظهارات و اقدامات منافقان و گروهک های ضد انقلاب در سال های اول بعد از پیروزی انقلاب و نیز تهمت زدن ها در انتخابات ۸۴ و انتخابات مجلس ششم و لجن پراکنی های باند پالیزدار که در دادگاه محکوم شده را به نمایش گذاشت و از آن جا که بخشی از این اظهارات قبلا در رسانه های دولتی و آتش تهیه آن در سخنرانی مشهد مقدس مطرح شده، ادعای این‌که مطالب او تحت تاثیر فضای مناظره گفته شده و فاقد برنامه ریزی قبلی است، پذیرفتنی نیست و گویا برای تحت الشعاع قرار دادن گزارش های مستند و مکرر دیوان محاسبات درخصوص مفقودالاثر بودن یک میلیارد دلار و ارتکاب چند هزار تخلف در اجرای بودجه ها می باشد و شاید هم رقیب اصلی خود را افتخارات ربع قرن انقلاب اسلامی می داند.

ده ها میلیون نفر در داخل و خارج ناظر دروغ پردازی ها و خلاف‌گویی هایی بودند که بر خلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلامی مان را نشانه گرفته بود.
زیر سوال بردن تصمیمات بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران و تلاش های امام راحل و مردم مسلمان و متعهد و روحانیت عظیم‌القدر که در نیم قرن گذشته با مجاهدت های خویش توانستند بنای باشکوه نظام اسلامی را ایجاد و مستقر و بالنده کنند، از این بدتر نمی‌شد. دوران مشعشعی که خود شما پشت سر امام (ره) در قامت مجاهد پیشتاز، رییس‌جمهور و نهایتا رهبری نظام نقش و مسوولیت های ممتازی به عهده داشته اید.

نقطه قابل توجه در این تهمت ها این است که غیر مستقیم، مقام ولایت در زمان رهبری امام راحل و جناب عالی که هادی دولت ها بوده اید و با اظهارات صریح، مدیریت ها را مورد تایید و تحسین قرار داده اید، نشانه گرفته است.

بعد از جریان شوم ۱۴ اسفندماه ۱۳۵۹ با ارشاد امام و بنیان گذار جمهوری اسلامی، شهید مظلوم دکتر بهشتی و جناب عالی و این جانب که در شعارهای مردمی به عنوان «سه یاور خمینی» شناخته شده بودیم، با همراهی نیروهای انقلابی و به خصوص نمایندگان متعهد مجلس اول و حزب جمهوری اسلامی توانستیم در جهت زدودن غبارهای ابهامات و سمپاشی ها اقدامات موثری انجام دهیم و امام راحل دردآشنا با تشکیل گروه حقیقت یاب و داور، بخشی از حقایق را آشکار کردند. نتایج آن، آگاهی بیشتر مردم و رسوایی فتنه گران و در نهایت نجات کشور از خطری بود که دشمنان استکباری و ضدانقلاب طراحی کرده بودند.

البته این جانب قصد ندارم که دولت موجود را مثل دولت بنی صدر معرفی کنم و یا سرنوشتی شبیه آن دولت را برای این دولت بخواهم، بلکه مقصود این است که باید مانع گرفتار شدن کشور در سرنوشت آن روزگار شد.

این جانب برای پرهیز از آلوده شدن فضای سیاسی کشور در آستانه ی انتخابات به تشنجات بیشتر، از عکس العمل فوری که مورد انتظار ملت است، خودداری کردم.

در مراسم بزرگداشت سالگرد امام (ره) به آقای احمدی نژاد گفتم که در اظهارات او خلاف گویی های فراوانی وجود داشته و ادعای کذب تماس تلفنی من با یکی از سران عرب و ادعای کارگردانی مبارزات انتخاباتی رقبا و اتهامات ناروا به جمعی از بزرگان نظام، از جمله جناب آقای ناطق نوری و فرزندان من و بدتر از همه زیر سوال بردن اقدامات امام راحل را یادآوری و پیشنهاد کردم با صراحت، اتهام های نادرست را پس بگیرد که نیازی به اقدامات قانونی افراد و خانواده هایی که ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تیرهای ناسزاگویی قرار گرفته اند، نباشد.

از صداوسیما هم خواسته شد که فرصتی در اختیار طرف های ذیحق بر اساس مقررات سازمان قرار دهد که از خود دفاع نمایند. گرچه در گذشته به بخشی از این اتهامات پاسخ داده شده و رییس قوه قضاییه وقت جناب آقای یزدی در پایان کار ریاست جمهوری اینجانب، در عمل به اصل ۱۴۲ قانون اساسی رسما اعلام پاکی و منزه بودن خانواده رییس جمهور و حتی کم شدن دارایی ها در دوران مسوولیت را نمودند، ولی تکرار اتهام تکرار جواب را می طلبد.

مع الاسف، این دو پیشنهاد خیرخواهانه عملا پذیرفته نشده و رهبر معظم هم صلاح را در سکوت شان دیدند و بی شک جامعه و به خصوص نسل جوان نیازمند اطلاع از حقیقت است. حقیقتی که با اعتبار نظام و همدلی ملت ارتباط جدی دارد و اگر محدود به حق چند نفر بود؛ اقدام به نوشتن چنین نامه ای نمی کردم.

معتقدم جناب عالی به خوبی می دانید که اینجانب و بسیاری از بزرگان تاثیرگذار انقلاب و حتی خود جناب عالی از دوران مبارزه و سال های اول انقلاب و در تعدادی از مقاطع مورد تهاجم افراد لاابالی و ضد انقلاب بوده ایم و همیشه صبورانه تهمت ها و اهانت ها را پشت سر گذاشته ایم و در دور جدید تهمت ها و هجمه ها هم از حدود پنج سال پیش تاکنون دندان روی جگر دارم و به خاطر خداوند و مصالح انقلاب و کشور اندوه خویش را مکتوم می دارم و از این جهت هم مورد گلایه بسیاری از دلسوزان اسلام و انقلاب و بستگانم قرار می گیرم و مهم این است که این بار این تهمت ها توسط رییس جمهور و در رسانه ملی مطرح شده است. البته در موقع مناسب انحرافات و حق کشی های ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختیار مردم و تاریخ قرار خواهد گرفت، تاریخ گواه است که اکثریت مردم متعهد و انقلابی مان کمتر تحت تاثیر خلاف گویی ها قرار می گیرند و دلیل آن آراء افتخارآمیز مردم به اینجانب در آخرین انتخابات مجلس خبرگان رهبری است و نیز خوب می دانید که در جریان انتخابات جاری، تاکنون به خاطر مسوولیت های رسمی ام در رسانه ها مطلبی به نفع یا ضرر افراد و جریان های درگیر در انتخابات نگفته ام و در موارد ضروری به کلیاتی مبتنی بر حضور حداکثری مردم در پای صندوق ها و سلامت انتخابات اکتفا کرده ام و رسما گفته ام برنامه شرکت در انتخابات ندارم.

چهار نامزد موجود برای آمدن به صحنه با اطلاع از نظر و سیاست اینجانب از من نظر نخواسته اند و بعد از نامزدی هم از اینجانب درخواست حمایت نکرده اند و اگر هم در جلساتی به هم رسیده باشیم، چیزی جز همان کلیات فوق الذکر را از من نشنیده اند و اگر حزب یا گروهی در مورد جهت گیری در انتخابات نظر خواسته اند، گفته ام بر اساس آیین نامه خود عمل کنند و حقیقتا آن ها با تصمیم خودشان و همکارانشان در صحنه اند و عمل می کنند و انصافا تهمت دست نشانده بودن آنان ستم و بی حرمتی غیرقابل توجیه است.

به جاست که به این حقیقت هم توجه شود که احتمالا عوامل دولت از نظر این جانب مطلعند که من ادامه ی وضع موجود را به صلاح نظام و کشور نمی دانم و خود جناب عالی هم از این نظر من مطلعید و دلایل آن را هم می دانید. ولی این نظر را رسانه ای نکرده ام و خود عوامل دولت در این مورد بزرگ نمایی کرده اند که هدف بزرگ نمایی در آن مناظره روشن شد.

با این همه بر فرض این که این جانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی شک بخشی از مردم و احزاب و جریان ها این وضع را بیش از این برنمی تابند و آتش فشان هایی که از درون سینه های سوزان تغذیه می شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدان ها، خیابان ها و دانشگاه ها مشاهده می کنیم.

اگر نظام نخواهد یا نتواند با پدیده های زشت و گناه آلودی مثل تهمت، دروغ ها و خلاف گویی های مطرح شده در آن مناظره برخورد کند و اگر مسوولان اجرای قانون نخواهند و یا نتوانند به تخلف های صریح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد که فقط بعد از اثبات تخلف در دادگاه قابل اعلان است، رسیدگی کنند و اگر فردی در موقعیت ریاست جمهوری بدون مراعات شأن و منصب مقدسش خود را مجاز به ارتکاب چنین گناهان کبیره و اخلاق شکن علی رغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه می توانیم خود را از پیروان نظام مقدس اسلامی بدانیم؟

رهبری معظم انقلاب؛

اکنون که امام راحل (ره) آن پیر فرزانه و حلال مشکلات و ملجاء همه و یار صبور و دیرینه ی هر دوی ما آیت الله شهید مظلوم دکتر بهشتی و بسیاری از همسنگران قدیم که یا به فیض عظمای شهادت رسیدند و یا به دیار باقی شتافتند، در بین ما حضور ندارند، شما مانده اید و من و معدودی از یاران و همفکران قدیم، از جناب عالی با توجه به مقام و مسوولیت و شخصیت تان انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنه های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح می دانید اقدام موثری بنمایید و مانع شعله ورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید.

لذا در فرصت باقی مانده ضروری به نظر می رسد خواسته ی حق حضرت عالی و مردم درخصوص انجام انتخاباتی سالم و پرابهت و حداکثری تحقق یابد. کاری که می تواند عامل نجات کشور از خطر و باعث تحکیم وحدت ملی و اعتماد عمومی باشد و فتنه گران نتوانند با حدس و گمان نص پیامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحریف کنند و با نادیده گرفتن قانون، بنزین بر آتش افروخته بریزند.

سرچشمه شاید گرفتن به بیل /چو پر شد نشاید گرفتن به پیل

دوست، همراه، و هم سنگر دیروز، امروز و فردایتان
اکبر هاشمی رفسنجانی

(این نامه تاریخ ندارد، اما روز سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۸ – ۹ ژوئن ۲۰۰۹ منتشر شده است)

نامه ای خطاب به مردم

این نامه ای است خطاب به مردم شریف ایران. بخوانید و برای دوستان بفرستید.

کشور در شرايط سخت و حساس تاريخی خويش يکبار ديگر فرزندان پاک‌نهاد خود را به ياری می‌خواند.

بررسی اوضاع اقصادی، سياسی، اجتماعی و فرهنگی از جهات مختلف نگران‌ کننده است. حقوق اساسی ملت، آزادی‌های عمومی و خصوصی شهروندان، حق آزادی بيان و قلم و مطبوعات به‌عنوان رکن چهارم دموکراسی و ديده‌بان حقوق شهروندان در برابر حکومت، در وضعيت تجاوز قرار دارد.

در چنين شرايطی ضروريست سريعاً برای مقابله قانونی با اين نگرانی‌ها، تجاوزها و نيز تلاشهايی که اخيراً به منظور يکسره کردن سرنوشت انتخابات پيش‌رو در دور اول و به نفع تندروی‌های چهارساله اخير صورت پذيرفته، اقدامی همگانی انجام شود. مدنی‌ترين و کم‌هزينه‌ترين اقدامی که کنشگران دموکراسی‌خواه در کوتاه مدت می‌توانند انجام دهند تشويق مردم به بالا بردن ميليونی آراء مخالفان بنيادگرايی است، تا آراء سازماندهی‌‌شده‌ی تندروها نتواند در دور اول انتخابات نصف بعلاوه يک رأی‌ها را از آن خود کند .

بنابراين تمامی تلاش انديشه‌ورزان و مصلحان جامعه آن است که با رفتاری مدنی و ضمن پرهيز از هرگونه خشونت، در جهت پاسداری از حق آزادی بيان و مطبوعات، به منظور تلاش برای اصلاح امور اقتصادی و معيشتی جامعه، با تأکيد بر رعايت حقوق بشر و برای توسعه همه جانبه کشور مشارکتی بسيار گسترده را پی گيرند. اينک گاه آن فرا رسيده است که گامی فرا پيش نهيم و فلک را سقف بشکافيم و “موجی” نو دراندازيم.

بر اين اساس، ما امضاکنندگان اين بيانيه به منظورخروج از وضعيت بسيارنگران ‌کننده‌ی چهارسال اخير، هم‌ميهنان خويش را به حضور مثبت در انتخابات رياست جمهوری فرا می‌خوانيم و انتظار داريم با رأی خويش به يکی از نامزدهای اصلاح‌طلب ممکن ( کروبی يا موسوی ) گامی برای تغيير فضای موجود و ايجاد آمادگی برای توسعه و رسيدن به ايرانی پيشرفته، آزاد و آباد بردارند.

هشت خرداد ۸۸

حميد احراری/ طاهر احمدزاده/ بابک احمدی/ ابوالفضل بازرگان / پروين بختيارنژاد/ محمد بسته‌نگار/ محمدحسين بنی‌اسدی/ بهزاد بهزادی/ محمد بهزادی/ مسعود بهنود/ حبيب‌الله پيمان/ مسعود پدرام/ مصطفی تنها/ غلامعباس توسلی/ محمد توسلی / مجيد تولّايی/ رضا تهرانی/ علی حکمت/ عليرضا رجايی/ تقی رحمانی/ حسين رفيعی/ عبدالعلی رضايی/ رضا رئيس طوسی/ محمدرضا زهدی/ احمد زيدآبادی/ عزّت‌الله سحابی/ نسرين ستوده/ سيدمحمد سيف‌زاده/ عيسی سحرخيز/ حسين شاه‌حسينی/ ماشاء‌الله شمس‌الواعظين/ احمد صدر حاج‌سيدجوادی/ هاشم صباغيان/ عباس صفايی‌فر/ کيوان صميمی/ اعظم طالقانی/ رضا عليجانی/ محمود عمرانی/ حسين قاضيان/ نظام‌الدين قهاری/ مرتضی کاظميان/ محسن کديور/ نرگس محمدی/ بدرالسادات مفيدی/ وحيد ميرزاده/ سعيد مدنی/ مينو مرتاضی لنگرودی/ محمودنکوروح/ ناصرهاشمی/ حسن يوسفی اشکوری/ ميرمحمود يگانلی/ ابراهيم يزدی

متن کامل قطعنامه دفتر تحکیم وحدت: اولویت با کروبی است


دفتر تحکیم وحدت (اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان سراسر کشور) در تاریخ یکم خرداد 88 با صدور قطع نامه پایانی نشست خود که هفته پیش در تهران برگزار گردید، از مهدی کروبی حمایت کرد.

«معتقدیم حضور یک دولت میانه رو که دست به سرکوب وسیع جامعه مدنی وجنبش های اجتماعی نزند و در عین حال خود را در جایگاه متولی جامعه مدنی و رهبری جنبش اجتماعی نبیند و تنها نقش یک دولت تسهیل گر را ایفا کند می تواند زمینه ساز رشد جامعه مدنی و گذار به دموکراسی شود»

«از سویی دیگر شکست احمدی نژاد ارزشی استراتژیک در بازدارندگی روند گسترش گرایش های میلیتاریستی و بیناد گرایانه در حاکمیت دارد که علاوه بر بعد ملی، پژواکی بین المللی نیز خواهد یافت.»

«از نظر ما تغییر مدیریت اجرایی کشور در جهت منافع ملی امری ضروری است و با تأکید بر بیانیه ۵۴ انجمن اسلامی عضو اتحادیه خواهان این هستیم که: “احمدی نژاد بایدبرود”»

«از نظر ما هیچ یک از کاندیداهای حاضر درصحنه، نمایندگان ایده آل افکار عمومی نبوده و تنها برخی از آنها را می توان کاندیدایی برای گذار از شرایط اضطراری و ایجاد تغییرات حداقلی دانست.»

«با توجه به گفتگوها و رایزنی اعضای دفتر تحکیم وحدت با کاندیداها، احزاب و گروه های حامی آنها و همچنین سایر احزاب و شخصیت های برجسته سیاسی و با در نظر گرفتن نظرات اکثریت انجمن های اسلامی عضو و نیز گزارش نهایی کمیته انتخابات اتحادیه و نهایتاً با استقبال از پاسخ آقای کروبی به نامه ارسالی به کاندیداها، ضمن احترام به آقای میرحسین موسوی اعلام می داریم از نظر ما برنامه ها و تیم اجرایی ایشان به مطالبات دفتر تحکیم وحدت نزدیک تر بوده و در این مرحله از انتخابات اولویت با آقای مهدی کروبی است

«درنهایت از هر دو کاندیدا و احزاب حامی و هواداران آنها نیز می خواهیم از هرگونه تخریب که سود آن نهایتاً به نفع اقتدارگرایان خواهد بود بپرهیزند.»

متن كامل اين بيانيه به شرح زير است :‌

«جامعه مدنی، مطالبه محوری، دولت پاسخگو»
قطعنامه پایانی نشست دفتر تحکیم وحدت

مقدمه

نشست سراسری انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) در تاریخ ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ در شرایطی برگزار شد که عباس حکیم زاده دبیر سیاسی این اتحادیه و چند تن دیگر از اعضاء آن همچنان در بازداشت به سر می برند و اخبار نگران کننده ای از وضعیت آنها در زندان به گوش می رسد.

برگزاری موفقیت آمیز این نشست پس از زمستان سرد جنبش دانشجویی و در شرایطی که کیهان و کیهان نشینان همه تلاش خود را برای تضعیف بزرگترین اتحادیه دانشجویی منتقد و دموکراسی خواه به کار برده بودند، موجب دلگرمی فعالان جنبش دانشجویی گردید.

در این نشست چهره های مختلف سیاسی و مدنی به ارائه دیدگاه ها و نظرات خود پیرامون انتخابات ریاست جمهوری دهم پرداخته و در نهایت با بحث و بررسی اعضاء شورای عمومی تصمیمات لازم برای نوع مواجهه دفتر تحکیم وحدت با انتخابات اتخاذ گردید.

گام های پیشین: از تحریم تا مشارکت انتقادی

ورود دفتر تحکیم وحدت به بحث انتخابات دهم ریاست جمهوری از نشست آبان ۸۷ این اتحادیه کلید خورد. در این نشست اعضاء اتحادیه پس از بحث و بررسی جوانب مختلف تصمیم به مشارکت انتقادی در فرآیند انتخابات گرفتند و بر همین اساس واحد سیاسی دفتر تحکیم وحدت با تشکیل کمیته ای ویژه به بررسی مسأله انتخابات و گفتگو با صاحبنظران سیاسی پرداخت. نتیجه ۳ ماه کار فشرده واحد سیاسی، شورای مرکزی و نیز انجمن های اسلامی دانشگاه های سراسی کشور دراسفند ۱۳۸۷ به صورت بیانیه ای مفصل همراه با ۴ ضمیمه منتشر و در اختیار افکار عمومی قرار گرفت.

این بیانیه در ۴ ضمیمه خود به ترتیب به نقد عملکرد ۸ ساله اصلاح طلبان در قدرت، بررسی تحریم به عنوان یک استراتژی در انتخابات ۸۴، تحلیل شرایط کلی انتخابات و نیز طرح اولیه مطالبات دفتر تحکیم وحدت پرداخت و ۴ محور زیر را به عنوان دستور کار آتی اتحادیه اعلام نمود:

۱.تأکید بر انتخابات آزاد و سالم
۲.تأکید بر مطالبه محوری
۳.ادامه گفتگوی انتقادی
۴.پرهیز از فضای احساسی و هیجانی کاذب

اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در اواخر فروردین سال جاری با انتشار متن کامل مطالبات اتحادیه از کاندیداهای ریاست جمهوری در ۲ سرفصل مطالبات دانشگاهی و مطالبات کلان سیاسی، اجتماعی وارد فاز گفتگو و رایزنی با کاندیداهای نزدیک به جریان اصلاحات شدند که در این میان دیدار با مهدی کروبی انجام شد و دیدار با میرحسین موسوی به دلایل نامعلوم میسر نگردید.

سرانجام در تاریخ ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت با برگزاری نشست شورای عمومی و ارائه گزارش کمیته انتخابات گام آخر در تصمیم گیری دفتر تحکیم وحدت برداشته شد و مقرر گردید تا پس از ارسال نامه ای به ۲ کاندیدا و درخواست اظهارنظر صریح پیرامون مطالبات فعالان دانشجویی تصمیم نهایی گرفته شود که این تصمیم به شرح زیر اعلام می شود:

۱- تأکید بر نگاه حداقلی و تاکتیکی به انتخابات

همچون سالهای اخیر بر این باوریم که اصلاحات انتخابات محور، که نقش مردم را تنها به حضور در پای صندوق های رأی محدود می کند، به دلیل موانع ساختاری راهگشای مسیر دموکراسی، توسعه و حقوق بشر نخواهد بود و راهبرد مناسب برای عبور از بن بست فعلی را اصلاحات جامعه محور با تکیه بر جنبش های اجتماعی و نهادهای مدنی می دانیم. با این حال معتقدیم حضور یک دولت میانه رو که دست به سرکوب وسیع جامعه مدنی وجنبش های اجتماعی نزند و در عین حال خود را در جایگاه متولی جامعه مدنی و رهبری جنبش اجتماعی نبیند و تنها نقش یک دولت تسهیل گر را ایفا کند می تواند زمینه ساز رشد جامعه مدنی و گذار به دموکراسی شود. بنابراین ضرورتاً نگاه به انتخابات یک نگاه حداقلی بوده و کمک به حضور نیروهای میانه رو در دولت را به عنوان یک تاکتیک برای راهبرد اصلاحات جامعه محور می دانیم.

در نگاهی واقع بینانه پیروزی اصلاح طلبان درانتخابات آتی به معنای شکل گیری دموکراسی پایدار و حل همه جانبه معضلات کشور نیست ، بلکه این استعداد را دارد تا با باز کردن نسبی فضای سیاسی ، از فشار های موجود بر نیروهای جامعه مدنی بکاهد و بدین ترتیب فضا را برای رشد و تجدید سازمان انها هموار کند.

۲- توجه به ضرورت تغییر

اگر چه دولت و سایر نهادهای انتخابی در ساختار حاکمیت ایران تنها بخش کوچکی از قدرت را در دست دارند و بخش بزرگتر در اختیار نهادهای انتصابی است، با این حال حضور ۴ ساله محمود احمدی نژاد در رأس دولت نشان داد که یک اقتدارگرای تمام عیار با همین درصد کوچک از قدرت می تواند شریانهای حیاتی جامعه مدنی و فعالین سیاسی منتقد را یک به یک قطع کند و با اتخاذ سیاست های ماجراجویانه در عرصه بین الملل و بی توجهی به نظرات کارشناسان درحوزه اقتصاد، کشور را در لبه پرتگاه قرار دهد و البته که این شرایط پیش از آنکه به ضرر حاکمیت باشد زندگی را برای مردم سخت تر می کند. گسترش روزافزون فساد و قانون گریزی از سوی دولت باعث افزایش بی اعتمادی وافزایش شکاف دولت ملت گردیده و روحیه ماجراجویی و عقل ستیزی حاکم در سیاست خارجی به افزایش بی اعتباری در صحنه بین المللی منجر شده است.

از سویی دیگر شکست احمدی نژاد ارزشی استراتژیک در بازدارندگی روند گسترش گرایش های میلیتاریستی و بیناد گرایانه در حاکمیت دارد که علاوه بر بعد ملی، پژواکی بین المللی نیز خواهد یافت. اینک انتخابات ریاست جمهوری دهم ایران صرفنظر از اینکه با معیار های انتخابات آزاد، منصفانه و موثر تعارض بنیادین دارد، به بستری برای رویارویی مدافعان و دشمنان دموکراسی ، حقوق بشر، خرد گرایی و میانه روی در سطح جهانی تبدیل شده است. همچنین این شکست، عزم و اراده ملی در مخالفت با برنامه ساختار قدرت در بلا موضوع کردن انتخابات و تعطیلی کامل بعد جمهوریت نظام را نیز به نمایش می گذارد.

بنابراین از نظر ما تغییر مدیریت اجرایی کشور در جهت منافع ملی امری ضروری است و با تأکید بر بیانیه ۵۴ انجمن اسلامی عضو اتحادیه خواهان این هستیم که: “احمدی نژاد بایدبرود”

۳- مطالبه محوری به جای رأی آوری

برخورد مطالبه محور با انتخابات که نخستین بار توسط فعالان این اتحادیه در آبان ۸۷ مطرح گردید، امروز تبدیل به گفتمان غالب جنبش های اجتماعی و جامعه مدنی و حتی تشکل های سیاسی شده است. از نظر ما مطالبه محوری راهکاری مناسب برای فرار از دوگانه همیشگی تحریم یا مشارکت بی قید و شرط بوده و می تواند به شیوه ای دقیق تر تصمیم به تحریم یا مشارکت انتقادی را منجر شود. از سوی دیگر با درس گیری از انتخابات ۲ خرداد ۷۶، مطالبه محوری با عبور از شخص محوری سبب تنظیم صحیح رابطه ی جامعه مدنی و احزاب و گروه های سیاسی که برای حضور در قدرت با یکدیگر رقابت می کنند خواهد شد. دراین رابطه دو طرفه ما فعالان جامعه مدنی با طرح مطالبات خود تلاش می کنیم تا دولت را پاسخگو کرده و کاندیداها با اعلام تعهد به مطالبات در جهت جلب آرای ما تلاش می کنند. بدیهی است پیروزی کاندیدای نزدیک تر به مطالبات جامعه مدنی موجب تثبیت این رابطه خواهد شد.

از نظر ما حضور هر دو کاندیدای نزدیک به جریان اصلاحات در مرحله اول انتخابات سبب می شود تا با جمع آوری آرای اقشار مختلف و بالا رفتن میزان مشارکت مردم، احتمال دو مرحله ای شدن انتخابات بیشتر شود. بنابراین می بایست هر جریان اجتماعی در این مرحله کاندیدای نزدیک تر به خود را مشخص کرده و به او رأی دهد و در مرحله دوم همه آنها پشت سر رقیب احمدی نژاد بسیج شوند. بدین سبب در این مرحله شیوه مناسب برای مقایسه کاندیداها را پاسخ آنها به مطالبات و نه احتمال رأی آوری بیشتر قرار دادیم.

لازم به ذکر است کمیته انتخابات دفتر تحکیم وحدت با تحلیل محتوای گفتمان دو کاندیدا و بررسی سخنرانی ها و بیانیه های آنها و نیز سنجش وزن و احتمال تحقق مطالبات از طریق نظرسنجی از اعضای شورای عمومی به شیوه ای علمی اقدام به مقایسه ۲ کاندیدا نموده است که گزارشهای آن در روزهای آینده منتشر خواهد شد.

۴- کاندیدای اضطراری و نه کاندیدای ایده آل

در یک انتخابات آزاد در نظام های پایبند به دموکراسی مردم از طریق رأی دادن می توانند آزادانه کاندیدایی را برگزینند که به طور کامل نماینده افکار عمومی خواهد بود.

این نکته مشخص است که در ایران به دلیل وجود نهادی مانند شورای نگهبان که حتی عملکرد تنگ نظرانه آن فراتر از قانون اساسی است، بخش بزرگی از جامعه نمی تواند سخنگویان واقعی خود را در میدان رقابت ببیند. از نظر ما هیچ یک از کاندیداهای حاضر درصحنه، نمایندگان ایده آل افکار عمومی نبوده و تنها برخی از آنها را می توان کاندیدایی برای گذار از شرایط اضطراری و ایجاد تغییرات حداقلی دانست.

در این میان آنچه مهم است ضرورت حفظ هویت مستقل و متمایز نیروهای جامعه مدنی و جنبش های اجتماعی از جناح های میانه رو و اصلاح طلبان حکومتی است به گونه ای که کاندیداهای اصلاح طلب حداکثر در قامت بخش میانه روی قدرت مورد توجه قرار گیرند نه به عنوان رهبران جنبش اجتماعی و یا متولی جامعه مدنی.

۵- نگرانی نسبت به سلامت انتخابات

متأسفانه برخی اخبار و شواهد حاکی از آن است که نمی توان چندان نسبت به سلامت انتخابات امیدوار بود. لغو برنامه کاندیداهای منتقد، توقیف نشریات آنها، برخورد جانبدارانه صدا و سیما، ورود رسمی نظامیان به بحث انتخابات و تجربه انتخابات چند سال اخیر همگی نشان دهنده این است که گروهی عزم جدی برای انتخاب دوباره محمود احمدی نژاد حتی به قیمت جابجایی آرای مردم نموده اند.
از همه کاندیداها و هواداران آنها می خواهیم تا برنامه ای جدی برای صیانت آراء مردم داشته باشند و در صورت بروز تقلب اکتفا به شکایت به خدا نکرده و دست به اعتراضات عملی بزنند. از فعالین دانشجویی نیز می خواهیم تا به صورت نیروهای داوطلب به همکاری با “کمیته صیانت از آراء” بپردازند.

جمع بندی:

با توجه به گفتگوها و رایزنی اعضای دفتر تحکیم وحدت با کاندیداها، احزاب و گروه های حامی آنها و همچنین سایر احزاب و شخصیت های برجسته سیاسی و با در نظر گرفتن نظرات اکثریت انجمن های اسلامی عضو و نیز گزارش نهایی کمیته انتخابات اتحادیه و نهایتاً با استقبال از پاسخ آقای کروبی به نامه ارسالی به کاندیداها، ضمن احترام به آقای میرحسین موسوی اعلام می داریم از نظر ما برنامه ها و تیم اجرایی ایشان به مطالبات دفتر تحکیم وحدت نزدیک تر بوده و در این مرحله از انتخابات اولویت با آقای مهدی کروبی است.

امیدواریم که ایشان با پایبندی به تعهدات شان در پیگیری مطالبات مطرح شده، در عرصه ریاست جمهوری نیز پذیرای نقد جریان دانشجویی نسبت به امور مختلف کشور باشند.

درنهایت از هر دو کاندیدا و احزاب حامی و هواداران آنها نیز می خواهیم از هرگونه تخریب که سود آن نهایتاً به نفع اقتدارگرایان خواهد بود بپرهیزند.

اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور
دفتر تحکیم وحدت
اول خرداد ۱۳۸۸

جدول کامل پخش برنامه های نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در صدا و سیما

با کلیک بروی عکس، آن را با سایز اصلیش مشاهده کنید.

عصر روز چهارشنبه مراسم قرعه‌کشی برنامه‌های مناظره و تبلیغات نامزدها هم ‌زمان با اعلام رسمی اسامی نامزدها از سوی وزارت کشور انجام شد و در این مراسم قرار بر این شد که چهار رنگ زرد، سبز، آبی و قرمز قرعه‌کشی شوند تا هر کدام به عنوان رنگ یکی از کاندیداها در جدول برنامه‌ها گذاشته شود.
از نکات جالب توجه این قرعه کشی مشخص شدن رنگ سبز برای موسوی که نماد حامیانش است و همچنین رنگ قرمز برای احمدی نژاد!

* جمعه 1 خردادماه
– ساعت 21:45 برنامه 45 دقیقه‌ای با دوربین شبكه یك سیما میرحسین موسوی

* شنبه 2 خردادماه
– ساعت 21:45 برنامه 45 دقیقه‌ای با دوربین شبكه یك سیما محسن رضایی

* یك‌شنبه 3 خردادماه
– ساعت 21:45 برنامه 45 دقیقه‌ای با دوربین شبكه یك سیما مهدی كروبی

* دوشنبه 4 خردادماه
– ساعت 21:45 برنامه 45 دقیقه‌ای با دوربین شبكه یك سیما محمود احمدی نژاد
– پاسخ به پرسش ایرانیان خارج از كشور از شبكه جام جم به مدت 60 دقیقه میرحسین موسوی

* سه شنبه 5 خردادماه
– ساعت 18:30 برنامه 60 دقیقه‌ای شبكه 4 سیما پاسخ به پرسش كارشناسان مهدی كروبی

* چهارشنبه 6 خردادماه
– ساعت 19:30 برنامه 30 دقیقه‌ای گفتگو از شبكه خبر محسن رضایی
– پاسخ به پرسش ایرانیان خارج از كشور از شبكه جام جم به مدت 60 دقیقه محمود احمدی نژاد

* پنج شنبه 7 خردادماه
– ساعت 22:45 برنامه گفتگوی ویژه خبری 45 دقیقه از شبكه دو سیما مهدی كروبی

* جمعه 8 خردادماه
– ساعت 21:45 برنامه 30 دقیقه‌ای مستند یك از شبكه اول سیما محمود احمدی نژاد
– پاسخ به پرسش ایرانیان خارج از كشور از شبكه جام جم به مدت 60 دقیقه محسن رضایی

* شنبه 9 خردادماه
– ساعت 21:45 برنامه 30 دقیقه‌ای مستند یك از شبكه اول سیما میرحسین موسوی

* یك‌شنبه 10 خردادماه
– ساعت 21:45 برنامه 30 دقیقه‌ای مستند یك از شبكه اول سیما محسن رضایی
– ساعت 19:30 برنامه 30 دقیقه‌ای گفتگو از شبكه خبر محمود احمدی نژاد
– پاسخ به پرسش ایرانیان خارج از كشور از شبكه جام جم به مدت 60 دقیقه مهدی كروبی

* دوشنبه 11 خردادماه
– ساعت 21:45 برنامه 30 دقیقه‌ای مستند یك از شبكه اول سیما مهدی كروبی
– ساعت 22:45 برنامه گفتگوی ویژه خبری 45 دقیقه از شبكه دو سیما محسن رضایی

* سه شنبه 12 خردادماه
– ساعت 22:30 برنامه 90 دقیقه‌ای مناظره شبكه سوم سیما میان مهدی كروبی و محسن رضایی
– ساعت 18:30 برنامه 60 دقیقه‌ای شبكه 4 سیما پاسخ به پرسش كارشناسان میرحسین موسوی
– مستند 30 دقیقه‌ای شبكه جهانی جام‌جم محسن رضایی

* چهارشنبه 13 خردادماه
– ساعت 22:30 برنامه 90 دقیقه‌ای مناظره شبكه سوم سیما میان محمود احمدی نژاد و میرحسین موسوی

* پنج شنبه 14 خردادماه
– ساعت 22:30 برنامه 90 دقیقه‌ای مناظره شبكه سوم سیما میان محسن رضایی و میرحسین موسوی
– مستند 30 دقیقه‌ای شبكه جهانی جام‌جم محمود احمدی نژاد

* جمعه 15 خردادماه
– ساعت 22:45 برنامه گفتگوی ویژه خبری 45 دقیقه از شبكه دو سیما محمود احمدی نژاد
– ساعت 18:30 برنامه 60 دقیقه‌ای شبكه 4 سیما پاسخ به پرسش كارشناسان محسن رضایی
– ساعت 19:30 برنامه 30 دقیقه‌ای گفتگو از شبكه خبر میرحسین موسوی

* شنبه 16 خردادماه
– ساعت 21:45 برنامه 30 دقیقه‌ای مستند دو از شبكه یك سیما مهدی كروبی
– ساعت 22:30 برنامه 90 دقیقه‌ای مناظره شبكه سوم سیما میان محمود احمدی نژاد و مهدی كروبی
– مستند 30 دقیقه‌ای شبكه جهانی جام‌جم میرحسین موسوی

* یك‌شنبه 17 خردادماه
– ساعت 21:45 برنامه 30 دقیقه‌ای مستند2 از شبكه یك سیما محمود احمدی نژاد
– ساعت 22:30 برنامه 90 دقیقه‌ای مناظره شبكه سوم سیما میان میرحسین موسوی و مهدی كروبی

* دوشنبه 18 خردادماه
– ساعت 21:45 برنامه 30 دقیقه‌ای مستند2 از شبكه یك سیما میرحسین موسوی
– ساعت 22:30 برنامه 90 دقیقه‌ای مناظره شبكه سوم سیما میان احمدی نژاد و محسن رضایی
– مستند 30 دقیقه‌ای شبكه جهانی جام‌جم مهدی كروبی

* سه شنبه 19 خردادماه
– ساعت 21:45 برنامه 30 دقیقه‌ای مستند2 از شبكه یك سیما محسن رضایی
– ساعت 22:45 برنامه گفتگوی ویژه خبری 45 دقیقه از شبكه دو سیما میرحسین موسوی
– ساعت 18:30 برنامه 60 دقیقه‌ای شبكه 4 سیما پاسخ به پرسش كارشناسان محمود احمدی نژاد
– ساعت 19:30 برنامه 30 دقیقه‌ای گفتگو از شبكه خبر مهدی كروبی

بیش از ۵۰ انجمن اسلامی دانشجویی با امضای بیانیه مشترکی اعلام کردند: احمدی نژاد باید برود


خبرنامه امیرکبیر: بیش از ۵۰ انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه های کشور با امضای بیانیه مشترکی اعلام کردند حضور مجدد احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور با توجه به کارنامه ننگین وی باعث تبعات هر چه بیشتر برای اقشار مختلف مردم و وضعیت ایران خواهد شد. متن این بیانیه به شرح زیر است:

اینک زمان نشان دادن صلابت اراده هاست، حافظه ی تاریخی ما می گوید هیچ گاه ایران بعد از انقلاب چنین بر لبه ی خطرناک بحران ها قرار نگرفته بود، هیچ گاه چنین منافع ملت در معرض آسيب نبوده است، عزت و غرور ملي مان اين چنين به دنبال ماجراجويي هاي سياستمداران حاكم جريحه دار نشده بود و كرامت انسان ايراني در جهان خدشه دار نشده بود. امروز پس از گذشت قريب به چهار سال از عمر دولت آقاي احمدي نژاد بار ديگر با استناد به آنچه در اين مدت بر ملت و مملكت مان رفته است اعلام مي كنيم کارنامه ی دولت نهم منفی و غير قابل دفاع بوده و ادامه حیات این دولت منجر به چشم انداز نگران کننده تری برای منافع ملت می شود:

کارنامه ی سیاست های دولت نهم در دانشگاه [۱]

به جرئت می توان گفت دانشگاه، این مهمترین کانون آزادی خواهی و روشنگری سهمگین ترین ضربات و بیشترین فشار ها را از جانب دولت نهم دریافت کرده است. احضار تمام نشدني دانشجويان به كميته هاي انظباطي و صدور احكام سنگين محروميت از تحصيل و ممانعت از حضور دانشجويان منتقد به دانشگاه، سلب آزادی های آکادمیک به واسطه تهدید و اخراج اساتید برجسته و دگراندیش، تعلیق و جلوگیری از فعالیت های تشکل های دانشجویی مستقل و فشار بر اعضاء انجمن های اسلامی دانشجویان جلوگیری از اجرای برنامه ها و فعالیت های دانشجویان، بازداشت و شکنجه بسیاری از دانشجویان منتقد و معترض به دولت، ایجاد محدودیت های اداری و سیاسی به ویژه در زمينه علوم انسانی و اجتماعی برای اساتید و دانشجویان، اعمال سهمیه بندی جنسیتی و بومی گزینی جنسیتی و جلوگیری از ورود دختران به دانشگاه و… تنها بخش کوچکی از حمله کینه توزانه دولت به دانشگاه است که همراه با گسترش کرختی و یاس و کاهش نشاط و امید در فضای دانشگاه و کاهش شاخص های کمی و کیفی آموزش عالی بوده است و روند فرار مغز ها و نيروي انساني زبده را به دنبال داشته است.

مسئله شرم آور ستاره دار كردن دانشجويان منتقد و دگر انديش خود به خوبي پرده از تنگ نظري و تماميت خواهي مسئولين و مديران امر بر مي دارد. نامه سرگشاده بي سابقه ۱۰۹ نفر از اساتید دانشگاه خود به خوبی وضعیت اسفبار دانشگاه در ابعاد مختلف را به نمایش مي گذارد.

از سوي ديگر بسط نگاه امنیتی و ایجاد فضای پلیسی و بستن تمامی روزنه های تنفس نهایت دشمنی دولتمردان نهم را با دانشگاه نشان می دهد. سوء استفاده از شهید و فرهنگ شهادت و ارائه تصویری خشونت گرا و غیر عقلانی از دین و تحميل هزينه هاي سنگين به دانشجويان در اين مسير نه فقط سبب تحکیم خصایل والای انسانی در دانشگاه و جامعه نشده است بلکه به عکس جواب داده است و اساساٌ به باور هاي ديني نسل جدید ضربات سهمگيني وارد کرده است.

کارنامه ی سیاست های دولت نهم در عرصه ی اجتماعی و سیاسی [۲]

دولتی که شعار داده بود کابینه ای ۷۰ ملیونی می آفریند به سرکوب گسترده، سازمانی و بی وقفه جامعه مدنی پرداخت. این دولت تمام توان خود را به کار گرفت تا اندک نهاد های مدنی موجود را برچیند.

تعطیلی نسبتا کامل مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی، تهدید دائمی اندک روزنامه های مستقل، دخالت مستقيم و بي سابقه در روند مديريتي نشريات و مطبوعات غير دولتي و مستقل، سانسور شدید در عرصه کتاب و هنر، فیلترینگ فضای مجازی و اینترنت، افت کمی و کیفی تولیدات فرهنگی-هنری، سرکوب جنبش های اجتماعی از قبیل جنبش زنان، اقوام ايراني، کارگران و معلمان ، برخورد شدید و یورش به تجمعات مسالمت آمیز و قانونی زنان، کارگران ، معلمان و دانشجویان و بازداشت، شکنجه و تعقیب فعالین آنها ، برخورد بسیار خصمانه با با فعالان ترک و کرد و حتی دراویش، پلمپ غیر قانونی تشکل های حقوق بشری از جمله کانون مدافعان حقوق بشر و برخورد با گردانندگان آن ، ایجاد رعب و وحشت در جامعه به بهانه گشت های ارشاد و برخورد با ارازل و اوباش و …

همچنين نگاهي به عملكرد دولت نهم نشان از ركورد شكني ديگر اين دولت در عرصه كشورداري دارد. چه اينكه پس از پيروزي انقلاب تا كنون هيچ دولتي اينچنين چشم بر تحليل هاي كارشناسانه در امر كشورداري نبسته است.

کارنامه ی سیاست های دولت نهم در عرصه ی اقتصادی [۳]

دولتی که قرار بود نفت بر سر سفره های مردم آورد، به مبارزه با فساد بپردازد و عدالت گستر باشد با بها ندادن به مفاهیم بنیادی علم اقتصاد و عدم برنامه ریزی، شیوه اقتصاد دستوری و حتی بی توجهی به سند چشم انداز بیست ساله، برنامه چهارم و سیاست های اصل ۴۴ قانون اساسی، تنش های ستیزگرانه با جهان، بي توجهي به هشدار و پیش بینی های اقتصادانان کشور که به صورت چندین نامه در سال های گذشته گوشزد شده بود؛ عملا عزم برچيدن سفره هاي بي رنگ و رونق مردم را دارد. تورم، بیکاری و فقر را به بالاترین حد خود رسيده و “نظام پولی و بانکی” و “فضای کسب و کار” تقریبا از هم فروپاشیده است و یا در معرض فروپاشی است، امروز دولت به برکت آخرین دلارهای نفتی هنوز باقیمانده، می کوشد تا با بسط فرهنگ “گداپروری و صدقه سالاري” نگاه های مردم را در آستانه انتخابات به خود معطوف کند.

فساد اقتصادی و گسترش رانت خواری، ناسالم و غیر شفاف بودن عرصه اقتصاد، اکثریت مردم ایران را علی رغم برخورداری از مواهب طبیعی زیر خط فقر قرار داده است به گونه ای که آنان را حتی در تأمین مایحتاج روزانه خود دچار مشکل کرده است.

کارنامه ی سیاست های دولت نهم در عرصه بین المللی [۴]

موضع گیری و سخنان نسنجیده محمود احمدی نژاد در عرصه بین المللی علاوه بر هدر دادن منافع ملت ایران سبب مخدوش گشتن چهره صلح طلب و آزادی خواه ایرانیان در عرصه جهانی شده است.

دولت ماجراجوی نهم به اسم عزت کشور و اقتدار ایران بدون توجه به منافع ملت پیاپی تنش آفریده، کشور را در شرایط بغرنجي قرار داده و احتمال وقوع جنگ و تبعات ويرانگر آن نظير ریسک سرمایه گذاری را افزايش داده است. عدم اتخاذ سیاست های درست و متناسب با منافع ملت در خصوص پرونده هسته ای، ایران را اکنون با تحریم های گوناگون بین المللی روبه رو کرده است که آثار منفی تحريمها، اینک آشکار شده است و هر چه بیشتر به پیش برویم آثارشان بیش از پیش نمایان خواهد شد. عدم تدبیر لازم در عرصه سیاست خارجی و درک درست از مناسبات دیپلماتیک و تعامل با جامعه جهانی سبب زیر سوال رفتن حاکمیت ملی ایران بر جزایر سه گانه تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی در برابر ادعا های امارات شده و تقلیل حاکمیت مسلم ایران از ۵۰ درصد دریای خزر به ۱۲ درصد را در پی داشته است. همچنین نزدیکی بیش از حد ، هزینه زا و بدون توجه به منافع ملت به بعضی دیکتاتور های حاکم بر کشور های آمریکای لاتین و عدم همراهی با جامعه بین المللی در عرصه منطقه ای زمینه ساز تقويت سوء ظن جهاني به ايران و تشدید تحریم ها و فشار های بین المللی برکشور شده است.

جمع بندی

روی کار آمدن محمود احمدی نژاد و حضور نظامیان در حوزه اجرایی کشور، منجر به حاکم شدن یک نگاه امنیتی و سرکوبگر به جریانات اجتماعی و سیاسی گردید که ادامه روند سلب فضای تنفس از گروه ها و فعالین سیاسی آزادی خواه، کشور را در آستانه انفجاری اجتماعی قرار خواهد داد. از طرفی وضعیت اسفناک اقتصادی و تورم روز افزون ، بحران های ناشی از مسائل فراگیر اجتماعی همچون مسکن، ازدواج، اشتغال و بسیاری بحران های ریز و درشت دیگر که کشور درگیر آن است چشم انداز نه چندان روشنی را برای جامعه و خصوصـاُ نسل جوان نشان می دهد. گرچه ایستادگی فعالین دانشجویان و فعالین مدنی و اجتماعی در مقابل حملات سرکوبگرانه و بی خردانه دولت نهم تحسین برانگیز است اما این واقعیت آشکار شده است که ادامه این روند، زوال نهادهای مدنی، و خاموشی جنبش های اجتماعی را در پی و افزایش شورش های کورخیابانی ناشی از خشم و رنج را در پی خواهد داشت. سرگردانی مردم و ناتوانی در تامین نیاز های اولیه زندگی، سرخوردگی جامعه روشنفکری ،کرختی و رخوت حاکم بر فضای دانشگاه، گرایش بسیار زیاد نسل جوان به اعتیاد و مواد مخدر سایه یأس و نامیدی را بر سر جامعه افکنده است که در بخش زیادی از این معضلات رد پای سیاست های محمود احمدی نژاد را می توان دید.

افزایش روزافزون فساد، فقر، بیکاری، فاصله طبقاتی، ناهنجاری ها و معضلات اجتماعی، انزوا و تحریم های گسترده در عرصه بین المللی محصول دوران سیاه دولت نهم است. اینک بر اثر بحران های پیاپی و فراگیر؛ اقتصاد، اجتماع، سیاست و فرهنگ در وضعیتی آشفته اند و بدون شک ادامه این روند کشور را بیش از این در معرض مخاطرات جدی قرار می دهد که متاسفانه جبران آن توسط هیچ کسی امکان پذیر به نظر نمی رسد. برون رفت از این وضعیت حاد و نجات کشور نیازمند یک تصمیم گیری عقلانی از طرف همه ی گروه های اصلاح طلب و تحول خواه و همه علاقمندان کشور می باشد.

در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم و خاتمه یافتن دوران سیاه محمود احمدی نژاد قرار گرفته ایم. برخلاف سی سال گذشته که همواره حاکمیت از آن به عنوان “شرایط حساس کنونی” یاد می کرد، اتفاقا در مقطع کنونی شرایط واقعا حساس گشته است. روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد فصلی جدید را برای کشور رقم زد که متاسفانه انتظار می رود مردم عواقب وحشتناک آن را تا سالیان متمادی بپردازند.

اینک لزوم ایفای نقش تاریخی از سوی کلیه نیروهای آزادی خواه بیش از پیش عیان می گردد. ما معتقدیم حضور دوباره محمود احمدی نژاد موجب تشدید تمامی بحران ها و فروپاشی اجتماعی خواهد بود. با صدای بلند فریاد بر می آوریم احمدی نژاد باید برود. “نه به احمدی نژاد” و توقف روند فعلی می تواند تصمیمی عقلانی از طرف همه گروهها ، احزاب و فعالین سیاسی و مدنی آزادی خواه و اصلاح طلب باشد.

[۱] نزديك به ۳۰۰ استاد دانشگاه در اين مدت به طور ناخواسته بازنشست شدند.
حدود ۱۰۰۰ دانشجو ستاره دار شده اند كه ۳۰۰ تن از آنها سه ستاره بوده اند و از تحصیل در مقاطع تحصیلی بالاتر محروم شده اند.

قريب به ۷۰ تشكل دانشجويي در تعطيل يا فعاليت هايشان معلق شده است.

[۲] از جمله، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.
منحل کردن سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و حذف شمار بسیار زیادی از کارشناسان از روند تصمیم گیری، چیزی که حتی مورد مخالفت مجلس شورای اسلامی هم قرار گرفته و بخشی از قانون گریزی هم مربوط به این امر است.
عدم تغییر ساعت رسمی کشور در آغاز بهار (در سال اول زمامداری آقای احمدی نژاد) که با توجه به هزینه زیاد آن سبب مداخله مجلس و تصویب قانون برای اجرای اجباری آن شد.
تغییر ساعات کار بانک‌ها و مقاومت در برابر تصحیح آن.
منحل کردن شوراهای عالی در کشور که باز موجب واکنش مجلس شد.
اعلام طرحهای زود بازده اقتصادی و ملزم کردن بانکها به اعطای تسهیلات ویژه برای اجرای آنها، که موجب افزایش نقدینگی، افزایش قیمت بی رویه مسکن و افزایش طلبهای معوقه بانک‌ها شد و در بهبود تولید صنعتی نیز نقش معناداری نداشت.
اجرای شتاب‌زده بخشی از طرح تحول اقتصادی، پیش از نهایی شدن و تصویب آن، و آمارگیری با هزینه زیاد که سرانجام آن را از مجلس پس گرفت.
محدود کردن مدیران به نیروهای “خودی”کم تجربه و هزینه آفرین.

[۳] افزایش جمعیت بیکاران کشور به بیش از چهار میلیون نفر و رسیدن به آستانه تحمل جامعه (نرخ بیکاری به ۱۲درصد افزایش یافته است)، رشد اقتصادی ۵.۶ درصدی (در حالی که براساس برنامه چهارم رشد اقتصادی ایران ۱۲.۲ درصد پیش بینی شده بود)، کسری بودجه ۴۴ هزار میلیارد توماني در سال ۸۸ (بنا به اعلام مرکز پژوهش‌های مجلس)، افزايش ۲۵ درصدي نرخ تورم، واردات (حدودا) ۱۲ میلیارد دلاري در زمينه محصولات كشاورزي که ۸/۲ میلیارد دلار آن برای ورود ۶ میلیون تن گندم و بقیه برای وارد کردن۲/۱ میلیون تن روغن نباتی، ۳/۱ میلیون تن شکر، ۱/۱ میلیون تن برنج، ۵/۴ میلیون تن علوفه و…بوده و … تنها گوشه اي مديريت اقتصادي دولت نهم است.
همچنين در گزارش تفریغ بودجه سال ۱۳۸۶، اعلام شده که در ۱۷۰ مورد از ۳۱۲ بند و تبصره‌قانون بودجه ۸۶ (یعنی ۵۴ درصد بندها یا اجزای تبصره‌ها) تخلف صورت گرفته است. در سال ۸۶ ، شرکت‌های دولتی، بانک‌ها و مؤسسات انتفاعی وابسته به دولت بیشتر از ۵/۲ برابر بودجه مصوب خرج کرده‌اند.
وارد کردن ۸/۵ میلیارد دلار فرآورده‌های نفت به جای ۸/۳ میلیارد دلار مجاز. این تخلف در دوسال گذشته به ۵ میلیارد دلار رسیده است. قانون گریزی در این مورد به قدری گسترده بوده است که رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس آن را “دست بردن در جیب۷۰میلیون نفر”نامید.
قانون گریزی شدید قوه مجریه باعث شده است که سلامت اقتصادی ایران با ۵۴ پله سقوط، به رتبه ۱۴۱ در میان ۱۸۰ کشور برسد و از لحاظ شاخص‌های اشتغال و بیکاری، در سال ۲۰۰۷ ، در میان ۱۷۸ کشور جایگاه ۱۳۵ ام را داشته باشیم.
مطالبات معوقه بانک‌ها به ۳۰ تریلیون تومان رسیده که تنها ۳ تریلیون تومان وثیقه به وسیله بانک‌ها ضبط شده است.
رکود شدید صنایع چای، قند، نساجی و … با وارد شدن مهار گسیخته محصولات این صنایع از خارج.
وابستگی بیشتر تولید ناخالصی ملی به نفت، به علت عدم سرمایه گذاری در بخشهای دیگر. افزایش شکاف طبقاتی (نسبت درآمد دهک اول به دهک آخر ۲۱ برابر شده است.)

اسامی انجمن های اسلامی امضا کننده بیانیه

۱- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اراک
۲- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز
۳- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز
۴- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان
۵- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کاشان
۶- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه همدان
۷- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کرمان
۸- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف
۹- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه محقق اردبیل
۱۰- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل
۱۱- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر
۱۲- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید عباسپور
۱۳- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز
۱۴- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سهند تبریز
۱۵- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران
۱۶- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فروسی مشهد (فراکسیون مدرن)
۱۷- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه چمران اهواز
۱۸- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان
۱۹- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سبزوار
۲۰- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه دامغان
۲۱- تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب دانشگاه بین المللی قزوین
۲۲- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان
۲۳- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام
۲۴- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه
۲۵- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم
۲۶- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه باهنر شیراز
۲۷- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه لرستان
۲۸- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سمنان
۲۹- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ارومیه
۳۰- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه رجایی
۳۱- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بیرجند
۳۲- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد
۳۳- مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه سمنان
۳۴- انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران
۳۵- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کردستان
۳۶- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه
۳۷- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز
۳۸- انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده امور اقتصادی و دارایی
۳۹- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد واحد کرج
۴۰- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد
۴۱- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهرود
۴۲- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی
۴۳- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر
۴۴- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کاشان
۴۵- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان
۴۶- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه هرمزگان
۴۷- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تبریز
۴۸- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مهاجر اصفهان
۴۹- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد واحد کاشمر
۵۰- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
۵۱- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان
۵۲- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه هنر
۵۳- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان
۵۴- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد شهر تهران

بیانه کروبی در مورد حقوق زنان

معتقدم که باید حضور زنان را در جامعه احیا و تقویت کرد و نباید از آنان به عنوان پیاده نظام در عرصه های سیاسی – اجتماعی بهره جست یا از آنان به عنوان نردبان به قدرت رسیدن مردان سوءاستفاده کرد.

حضور زنان را در کابینه در قامت وزیر، معاون و مشاور رئیس جمهور را یک ضرورت می دانم و بارها در سخنانم بر این نکته پای فشرده ام

سهمیه بندی ها و بومی گزینی ناعادلانه منجر به تضییع حق بدیهی نیمی از جامعه و جمع کثیری از دختران نخبه می شود. به نظرم مسئولان کشور باید برای بی انگیزگی پسران راهکار دیگری بیندیشند

متن بیانیه به شرح زیر است.

اسلام دین رحمت، رافت و عدالت است و هرکس اسلام را به گونه ای متفاوت تفسیر و تاویل کند، جفای بزرگ در حق اسلام کرده است.

یک زن – خدیجه (س) – اولین لبیک گوی دین محمد (ص) بود و با یک زن – فاطمه (س) – سر منشا خیر کثیر ذریه پیامبر (ص) بود.

اسلام بر آن بود که در فضای جاهلیت عرب، ارزش و منزلت انسانی زنان را به آنها بازگرداند، هرچند که در طول تاریخ اسلام، به دلیل غلبه تفکر جاهلی و اسرائیلیات بر ذهن جامعه، زنان منزلت خود را بازنیافتند.

انقلاب اسلامی ایران براساس پیام رحمت و عدالت دین محمد (ص)، درصدد تحقق تساوی حقوق زنان و مردان بود و این خواسته بارها توسط بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) بیان گردید. در شرایطی که در سال های نخست انقلاب، تفکری متحجرانه حضور زنان را در عرصه های عمومی بر نمی تابید و به دنبال خانه نشین کردن زنان بود، امام خمینی (ره) با توجه به دیدگاه های روشنفکرانه و عدالت خواهانه خود، در برابر این نگرش های تنگ نظرانه ایستادگی کرد و با صلابت و اقتدار پشتیبان حضور زنان در عرصه های مختلف بود و بارها تاکید کرد که زنان باید در مقدرات اساسی کشور نقش تعیین کننده داشته باشند.

انتخابات یکی از صحنه هایی است که زنان همواره به عنوان بازیگران اصلی در آن نقش آفرینی کرده اند ولی کمتر از نتایج آن به نفع پیشبرد اهداف خود بهره گرفته اند.

به عنوان کاندیدای دهمین دوره ریاست جمهوری معتقدم که باید حضور زنان را در جامعه احیا و تقویت کرد و نباید از آنان به عنوان پیاده نظام در عرصه های سیاسی – اجتماعی بهره جست یا از آنان به عنوان نردبان به قدرت رسیدن مردان سوءاستفاده کرد.

باتوجه به اینکه «تغییر» شعار اصلی من در انتخابات ریاست جمهوری است، این تغییر محقق نمی شود مگر آنکه منزلت و کرامت زنان احیا شود و حقوق تضییع شده آنها تامین گردد. براین اساس بازیابی حقوق انسانی زنان و دستیابی به منزلت و جایگاه واقعیشان، اصل بنیادین برنامه های انتخاباتی این جانب است.

از آنجا که احیای حاکمیت قانون و حقوق شهروندی که بخش عظیمی از این حقوق، حقوق زنان است، از مهمترین دغدغه های فکری ام می باشد، معتقدم که باید زنان توانمند و شایسته ایرانی از کلیه حقوق حقه خود در جهت رفع عقب ماندگی های تاریخی برخوردار شوند.

اینجانب در گذشته، چه در زمانی که رئیس مجلس بودم و چه قبل و بعد از آن بارها حمایت خود را از زنان و حقوقشان اعلام کرده ام. نه تنها ضرورت ورود زنان به مجلس خبرگان، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام را تاکید نموده ام، بلکه بارها با دولتمردان برسر انتخاب زنان در سمت های مدیریتی جدل کرده ام یا در برابر انتقاداتی که به زنان وارد شده از آنها دفاع نموده ام.

حضور زنان را در کابینه در قامت وزیر، معاون و مشاور رئیس جمهور را یک ضرورت می دانم و بارها در سخنانم بر این نکته پای فشرده ام و چنانچه برنامه ریزی براساس مدیریت دانش محور استقرار یابد پرواضح است که با توجه به پیشتازی زنان در عرصه علم و جمعیت برتر دانشگاهی این قشر بخش وسیعی از مدیریت باید به زنان واگذار شود و محیط آزمون و خطای مدیریتی مردانه با محوریت زنان توانا به محیطی دانش محور و انسان مدار تبدیل شود.

تاکید به وزرا بر استفاده از زنان در سطوح معاونت، مشاورت و مدیر کلی وزارتخانه ها برای ساختن کادرهای مجرب و متخصص و توصیه آنها به تخصیص سهمیه مشخصی برای زنان مدیر می تواند یک راهکار عملی برای ارتقای شغلی زنان در سطح مدیریتی باشد.

اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی که تامین کننده حقوق زنان هم سطح مردان است یکی دیگر از اولویت های برنامه انتخاباتی من است. ضمن آنکه باید بررسی و بازخوانی بندهایی از قانون اساسی که به ظاهر با برخی حقوق زنان مغایرت دارد، مورد اهتمام نظام هم قرار گیرد.

در حال حاضر بیشترین توجه ما باید ارائه لوایح روزآمدی باشد که حقوق زنان را در سطوح مختلف تامین می کند. لوایح و مقرراتی که در جهت ایجاد عدالت، به رفع کلیه اشکال تبعیض جنسیتی اهتمام دارد. از جمله لوایحی که به ارتقای سطح مشارکت زنان در کلیه عرصه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و بین المللی می پردازد.

جایگاه زنان خانه دار در تحکیم و آرامش خانواده و ثبات جامعه مهمتر از آن است که نیازی به توضیح داشته باشد زنانی که عمر و جوانی خود را برای رفاه و راحتی حال همسر و فرزندان خود فدا می کنند، باید نسبت به آینده خود اطمینان خاطر داشته باشند. حمایت و تقویت نقش و شان این زنان با محاسبه نتیجه اقتصادی کار آنها در خانه، ایجاد صندوق بازنشستگی خاص زنان خانه دار و بیمه زنان خانه دار از جمله مهمترین اولویت های من در دولت آینده خواهد بود.

تاکید می کنم که حق آموزش در کلیه سطوح از جمله بدیهی ترین حقوق همه شهروندان است.

سهمیه بندی ها و بومی گزینی ناعادلانه منجر به تضییع حق بدیهی نیمی از جامعه و جمع کثیری از دختران نخبه می شود. به نظرم مسئولان کشور باید برای بی انگیزگی پسران راهکار دیگری بیندیشند و در آینده به جای محروم کردن جمع کثیری از دختران و زنان با استعداد، در فکر اشتغال خیل زنان تحصیلکرده برآیند.

ضمن ابراز تاثر از دستگیری یا ارعاب فعالان زنان به خاطر دفاع از حقوق خود، معتقدم که زنان از طیف های مختلف فکری باید امکان برگزاری تجمع های قانونی و مسالمت آمیز جهت ارائه دیدگاه های خود داشته باشند و بتوانند نشریات خاص خود را در چارچوب قانون اساسی منتشر کنند و چنین رخدادی کمک موثری به درک بهتر حکومت از مطالبات بانوان خواهد داشت.

هر نوع اهانت، تحقیر یا هتک حرمت زنان چه در خانواده و چه در جامعه از نظر اینجانب محکوم است. باید انواع خشونت های خانگی و اجتماعی، قتل های ناموسی، قتل های خانوادگی، فحشا و خودفروشی به طور ریشه ای آسیب شناسی و بررسی شود و برای صیانت از زنان و حل این مشکلات برنامه ریزی همه جانبه شود.

برنامه ریزی و تلاش جهت حل مشکلات زنان در زمینه های بهداشت، ورزش، آموزش، تفریح، حمایت از زنان سرپرست خانواده و بدون سرپرست با ارائه طرح جامع توانمندسازی آنها، تدوین برنامه های مناسب برای اشتغالزایی زنان، تهیه طرح های حمایتی مناسب جهت حمایت از زنان سالمند، معلول یا مبتلا به بیماری های خاص، توانمندسازی و افزایش بهره وری زنان عشایر و روستایی، ایجاد فرصت های شغلی در بخش کشاورزی، صنعت، خدمات و تقویت مهارت های آنان با انواع آموزش های حرفه ای، از جمله دیگر سر فصل های برنامه های من در رابطه با زنان در دوران ریاست جمهوری است.

از مسائل مهمی که در مجلس ششم تصویب ولی در شورای نگهبان رد و فعلا در مجمع تشخیص مصلحت نظام، متوقف مانده است، کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان است. پذیرش مشروط کنوانسیون با حق تحفظ عدم مغایرت با شرع و قانون اساسی در کنار اصلاح قوانین متناسب با شرایط روز جامعه، می تواند به اصلاح بسیاری از رویه های جاری کمک کند.

بدون تردید اگر تاکنون حقوق زنان را با ارائه طرح ها و لوایح کارآمد تامین نموده بودیم، چهره زن ایرانی در دنیا مخدوش ترسیم نمی شد.

به هر تقدیر، ایران به عنوان عضوی از نظام بین المللی، نمی تواند و نباید به خاطر برخی سوءتدبیرها، به ویژه در رابطه با مسئله زنان از جامعه جهانی منزوی باقی بماند.

در پایان بر این باورم که زن ایرانی شایسته شان و منزلتی بیش از آن است که تاکنون از آن برخوردار بوده است. علی رغم اینکه مسئله زنان یکی از سرفصل های 35 گانه برنامه من در اداره کشور محسوب می شود که جداگانه تقدیم خواهد شد، اما به لحاظ اهمیت مسئله زنان، شرح تفصیلی تری از نگاه خود را به این موضوع تقدیم به دختران جوان و بانوان محترم داشتم و امیدوارم که در ایضاح مسئله کمک نموده باشد.

مهدی کروبی

مناظره دوم حامیان کروبی و موسوی: کرباسچی – تاجیک


به گزارش خبرنامه امیرکبیر، در مناظره دوم حامیان مهدی کروبی و میرحسین موسوی، آقایان محمدرضا تاجیک و غلامحسین کرباسچی به مناظره پرداختند، که متن آن به شرح زیر است:

مجری: انجمن های اسلامی دانشجویان ۵۴ دانشگاه کشور با صدور بیانیه ای اعلام کردند که ادامه شرایط موجود کشور را به نابودی خواهد کشان ولذا احمدی نژاد باید کنار گذاشته شود و علی رغم مسائل گوناگون در مورد تفاوت کانیداهای موجود با مطلوب،ایرادات ساختاری و شبهاتی که در مورد سلامت انتخابات مطرح است باید از انتخاب مجدد احمدی نژاد جلوگیری کرد. این جمع بندی است که تاکنون داشتیم اما برای پاسخ به این سوال که به چه کسی رأی بدهیم در خدمت آقای تاجیک و کرباسچی هستیم تا بعد از شنیدن سخنان و پرسش و پاسخ تصمیم گیری کنیم.

محمدرضا تاجیک: باید نسبت به آینده ایران حساس باشیم و باید فکر کرد چگونه می توان تغییر ایجاد کرد

با امید به روزی که دیگر دانشجویی در بند نباشد شروع می کنم. من در فضای جنبش اصلاحات صحبت می کنم و به همین دلیل برای برشمردن برتری های آقای موسوی قصد ندارم اساعه ادبی نسبت به آقای کروبی بکنم و معتقدم باید در شرایط کنونی تمام شخصیت هایی که در فضای اصلاحات حضور دارند را پاس بداریم.

در شرایط حساس کنونی ما به عنوان دانشجو چه باید بکنیم و چه نباید بکنیم. در سخنانم تلاش می کنم به این پرسش پاسخ بدهم.

شرایط کنونی شرایط تصادم بزرگ سیاسی است که این تصادم نابرابر است و رقابتی است که طرفین بازی از کارت های متعددی که در دست دارند استفاده می کنند و بعضی از بازیگران کارت های بسیاری دارند و برخی نه تنها از قدرت گفتمانی که از قدرت پشت گفتمان هم بهره می برند و شبکه های انسانی، امکانات و رسانه های گوناگون بهره می برند اما هدف باید پیروزی باشد.

بارها از قول ماکیاولی گفته ام که قدرت در عده و عده نیست چه بسا یک فرمانده با عده کمتر بر دیگری پیروز می شود و ما باید امروز تلاش کنیم از استراتژی ها قدرت بسازیم و از گفتمان ها قدرت بسازیم.

یکصد سال در جامعه ما برای تحقق یک نظام دموکراتیک تلاش می شود و بتوانیم انتخابات را در جامعه نهادینه کنیم وبه همین دلیل باید انتخاب را پاس بداریم. در هر شرایطی باید حضو داشته باشیم. و گناه به گردن کسانی است که در لحظات تاریخی قائم هستند. باید در شرایط خاص حضور داشته باشند و گرنه تاریخ بی حضور آنها رقم می خورد و وقتی تاریخ ورق خورد دیگر وقت غر زدن نیست. پس باید اولین هدف ما خود انتخاب باشد.

دومین حرکتی که در شرایط کنونی باید انجام داد این است که جنبش اصلاحات را باید انتخاب کنیم و نگذاریم بی حضور تو این جنبش بمیرد. نگذارید این درخت تناور خشکیده شود. اگر آلترناتیو جامعه ما برای تغییر یک جنبش اصلاحی است و دیگر به انقلاب نمی اندیشیم باید به تغییر اصلاحی فکر کنیم و باید جنبش اصلاحات را پاس بداریم. نفس حضور شما نشان می دهد که روزنه های تغییر وجود دارد و از رهگذر گفتمان می توان حرکت توفنده ایجاد کرد. دیگر نمی توان منطق تغییر را از لوله تفنگ دید و جریان های رادیکال از راه گفتمان به دنبال تغییر هستند. ما هم باید بیندیشیم که این جنبش باید پابرجا بماند. مسئله اول ما انتخاب جنبش اصلاحات است و با هر فردی جنبش زنده می ماند باید به آن توجه کرد. باید بیندیشیم چگونه می توان جنبش را حفظ کرد و این موضوعی است که آقای خاتمی روی آن تأکید داشتند.

آیا زمان این نرسیده که مردم را متوجه قهرمانی های خودشان کنیم و ما باید سیاستی را راه بیندازیم که هر دانشجویی با زبان خود سخن بگوید، نه اینکه عده ای به جایش یا برایش سخن بگوید. ایده هایش را تئوریزه کند و آن را هژمونی دهد و به صورت آوانگارد بتواند حرکت کند.

بحث سوم هم این است که گفتمان را انتخاب کنیم. قبل از انتخاب فرد گفتمان را باید انتخاب کرد. گفتمان معنا و رنگ و بو دارد. گفتمان یک نظام معنایی است و ترکیبی از علائم روانشناختی و ماوراء روانشناختی است. آیا گفتمان منطبق با روح زمانه و آینده جامعه ما هست یا نیست؟ منطبق با متغیرهای بی بدیلی که در جامعه ما دارد ظهور می کند هست یا نیست؟ آیا چنین نظام گفتمانی می تواند تولید معنا کند؟ آیا چنین نظام گفتمانی می تواند هویت های متکثر جامعه ما را مانند یه زنجیر به هم وصل کند؟ نه اینکه همه یک هویتی شوند. چگونه می توان گفتمانی ایجاد کرد که همه آحاد جامعه را در خود جای دهد. بعضی از گفتمان ها سطح فراگیری شان جغرافیا نمی شناسد.

باید به گفتمانی توجه کرد که در شرایط کنونی جامعه ما از استعداد هژمونی شدن برخوردار باشدو بتواند گزینه اول جامعه باشد و پیروز شود و در لایه های مختلف جامعه نفوذ کند. و اینکه این گفتمان بتواند نقش کلید داشته باشد و مشکلات جامعه امروز را پاسخگو باشد. گفتمانی که کارآمد باشد. وقتی که انتخاب می کنید گفتمانی را انتخاب کنید که این خصوصیات را داشته باشد. گفتمانی باشد که امکان تحقق آن وجود داشته باشد.

چهارم اینکه باید جامعه را انتخاب کرد و به فکر آینده جوانان باشیم. باید نسبت به آینده ایران حساس باشیم و باید فکر کرد چگونه می توان تغییر ایجاد کرد. باید شرایطی را به وجود بیاوریم که یک گام به جلو برداریم و آهسته و پیوسته شرایط را تغییر دهیم. باید بتوانیم که یک حرکت را به انتها برسانیم. باید فکر کنیم تغییری که می خواهیم به وجود بیاوریم که انتها داشته باشد.

در مرحله آخر هم فرد را انتخاب کنید که من فکر می کنم باید آقای موسوی را انتخاب کرد اما شخصیت هایمان را نباید دچار خودشیفتگی کنیم. باید شخصی را انتخاب کرد که حامل این گفتمان باشد و کارگزار آن باشد و بتواند تغییر ایجاد کرد.

باید شرایطی ایجاد کرد که همه با شور و امید پای صندوق های رأی بیایند.

غلامحسین کرباسچی: باید مطالبه محوری را جدی تر از کاریزما سازی بگیریم

آرزو می کنم که بتوانیم همه دانشجویان زندانی را از بند آزاد کنیم و شرایطی به وجود بیاوریم که هیچ وقت چنین شرایطی برای دانشجویان پیش نیاید.

من با گفته های آقای تاجیک موافقم و گزاره های کلی را قبول دارم و شخصا خوشحالم که دوستان پیشگام آزادی خواهی و مطالبات دانشجویی در این مسیر گام برداشتند و این را از برکات دولت آقای احمدی نژاد می دانم. ما در ستاد آقای کروبی از زمانی که آنجا بودیم تلاش کردیم که یک سری اسنادی را تهیه کنیم که با چشم باز حرکت کنیم. اولین برگ این سند را آوردم که نشان دهم که با گزاره های آقای تاجیک موافق هستیم و اهداف ما به این شرح است:

۱)عبارت است از رئیس جمهور نشدن آقای احمدی نژاد
۲)رئیس جمهور شدن آقای کروبی
۳)تبدیل شدن جناحی که فعالیت می کند به مجموعه ای که نمایانگر اصلاحات باشد
۴)یکپارچه کردن نیروهای اصلاحات
۵)تقویت نهاد انتخابات به معنای واقعی کلمه به مثابه یک راه حل دموکراتیک

برای خودم آثار انتخابات و فضای آن از خود انتخابات مهمتر است. اگر در سی سالگی کشور بعد از تجربه های نه گانه در تجربه دهم بتوانیم، برنامه محوری و مقایسه آن با مطالبات را انجام دهیم این گام بزرگی در جهت یک انتخاب واقعی است و نه فقط یک رأی گیری.

باید مطالبه محوری را جدی تر از کاریزما سازی بگیریم و قطعا به لحاظ شخصی علاقه بیشتری به آقای موسوی دارم اما برای انتخاب با توجه به برنامه ها آقای کروبی را انتخاب می کنم. در بین خودمان نباید دچار احساسات شویم و اگر ما دنبال برنامه محوری نباشیم نباید امیدوار بود جامعه را بتوان به سمت مطالبه محوری سوق داد.

در دست جناح چپ غیر ازعنوانش و بحث هایش و انگیزه ای که می تواند در بین مردم ایجاد کند چیزی وجود ندارد. نه پول، نه دستگاه های اداری و… . قطعا اگر این شرایط تحقق پیدا کند و بتوانیم در نیمه راه شخصی را که شرایط دشواری به وجود آورده از قدرت پیاده کنیم نشان داده ایم که بخشی دموکراسی از قدرت پیاده کردن است نه فقط به قدرت رساندن. در درون گفتمان باید خیلی شفاف باید آن را مطرح کنیم که بخش زیادی از آن صنفی است که باید برای ان جواب داشته باشیم و بخشی هم مربوط به کل کشوراست. چند بحث مهم وجود دارد که اگر بتوانیم کاندیداها و مشاورین آنها را مجبور به پاسخگویی کنیم شفاف می توانیم تصمیم بگیریم چه کسی را انتخاب کنیم:

۱)چالش هسته ای که باید شفاف بگوییم که چه می خواهیم بکنیم. آیا ادامه روال موجود؟
۲)بحث روابط خارجی
۳)پرداختن به سیاست اصلی در گرایش دولت و اینکه یک اقتصاد آزاد خواهیم داشت یا دولتی؟در مورد سرمایه گذاری خارجی چه خواهیم کرد.
۴)کاهش تمرکز قدرت و گرایش واگذاری کارها به مدیران محلی، شوراها و مردم در قالب ان جی او و جمعیت های تخصصی و به نوعی حرکت به سمت فدرال اداره کردن کشور.
اینها را از کاندیداها شفاف باید پرسید.

در شرایط موجود باید اعلام کنیم تغییر قانونی اساسی سخنی که اسمش را نباید آورد نیست. همان طور که در زمان انقلاب بعد از ده سال تغییر اساسی در قانون اساسی در مورد تغییر نخست وزیری به رئیس جمهوری شکل گرفت و به اداره کشور و تثبیت نظام کمک کرد. الآن هم می توانیم بگوییم بعد از بیست سال مثلا چند اشکال دیگر هم وجود دارد که تغییر آنها به اداره بهتر کشور کمک می کند. بنابراین در این زمان انتخابات اگر این بحث را زمینه ذهنی اش را در جامعه فراهم نکنیم به صورت کاری که تثبیت حاکمیت و نظام جمهوری اسلامی می تواند باشد فرصت از دست می رود. البته تثبیتی که با اراده مردم باشد و با خدمت بهتر کردن نه با مسائل امنیتی و بگیر و ببند. اینها آثار و نتایج انتخابات است.

من پیشنهادم در این جمع که معقول ترین، با خواست ترین آدم هایی هستند که با انرژی جوانی خودحضور دارند و می توانند بسیاری را برای حضور به صحنه بیاورند، حتما بر تغییر شرایط موجود، بر مطالبات و مقایسه آنها حرکت بکنیم.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در مناظره دوم نیز سوالاتی برای آقایان کرباسچی و تاجیک مطرح شد که در ادامه آمده است:

مجری: در ستادهای آقای موسوی افراد متعددی حول ایشان حضور دارند. دوستانی که از انتهای جریان راست و چپ هستند. بعد از رأی آوردن آقای میرحسین کدام یک این افراد برنامه های خود را در دولت اجرا می کنند؟ اگر گفتمان هایی دچار تناقض باشند در مرحله عملیاتی شدن خیلی راحت تناقضات را نشان می دهد و پس از آن هم طرفداران کنار خواهند رفت.آقای موسوی می گویند بنده اصولگرای اصلاح طلب هستم. چه مولفه هایی از این دو کنار هم قرار گرفتند؟

تاجیک: ما که دغدغه تغییر گفتمان ایشان داریم توجه دوستان را به مانیفست آقای موسوی که این هفته منتشر خواهد شد جلب می کنم. اگر از من سوال می کنید که یک چهره شناخته شدم و بیشترین ادبیات را در زمینه اصلاحات منتشر کردم. الآن مشربی داریم که پست مدرن هستیم که تمام دوانگاری ها را به هم می ریزد. گفتمانی که که بین دوگانه ها ایجاد کرده ایم. آیا اینکه یک گفتمان هویت های مختلف را در خود جای دهد اختلاطی محسوب می شود؟ آیا معیاری داریم که میزان اختلاطی و کدر بودن آن را نشان دهیم؟ آیا گفتمانی که از دموکراسی، حقوق شهروندی، توزیع قدرت و کثرت گرایی استفاده می کند کدر نیست؟

جمهوری اسلامی گفتمانی است که هم در آن جمهوری است هم اسلامی. بگذارید منشور بیرون بیاید و بعد قضاوت کنیم در مورد میزان اصولگرا و اصلاح طلب بودن آن.

درون گفتمان ها هویت های متعددی وجود دارد و گفتمان شفاف وجود ندارد و بیشتر توهم است. گفتمان آقای موسوی از فراگیری برخوردار است و ذیل آن شهروندان گوناگون می گنجند. گفتمانی موفق است که اینقدر دامنه فراگیری آن وسیع باشد که دگرها را خودی کند.

به هیچ وجه معنای این اختلاط این نیست که ناگهانی شیرجه می رویم در گفتمان اصوگرایی یا بالعکس.

مجری: خیلی خوشحالیم که آقای تاجیک می گویند قرار است منشور آقای موسوی بیرون بیاید که خطوط کلی را مطرح می کند .و یکی ازاصول در پست مدرنیسم بسیار مطرح است قدسی زدایی است. بعدا با سوال های شفاف تری که خصیصه پست مدرنی است به سراغ آقای تاجیک می رویم. اما در آقای مورد کروبی ایشان شعارهای بسیار رادیکالی را مطرح می کنند و این در حالی است که موانع زیادی مانند سپاه و نهاد های امنیتی و شورای نگهبانی وجود دارد . آیا آقای کروبی فقط برای اخذ رأی این شعارهای رادیکال را می دهند یا به این مسئله اندیشیده اند که چگونه آنها را اجرایی کنند؟

کرباسچی: تاکنون ۴ تا بیانیه و ۳۵ سیاست در مورد اقتصاد و فرهنگ و سیاست داخلی و خارجی آقای کروبی داده اند و ما بررسی کرده این که همه اینها برای رئیس جمهوری که از مردم رأی بگیرد در یک زمان بندی قابل پیگیری است. هم اجرایی بودن و هم شفاف بودن مفاهیم مطلق نیستند ولی انتخاب گر باید نسبی انتخاب کند. همه شعارها را ببینید که کدام شفاف تر است و کدام نیست و کدام اجرایی تر است و کدام نیست.

اینکه ما از حوض گرم رادیکالیزم ناگهان به حوض سرد اصولگرایی شیرجه بزنیم خیلی بد است ولی بدتر از آن این است که بخواهیم یک پا در حوض اصولگرایی و یک پا در حوض رادیکالیزم شنا کنیم. این کار نشدنی است. هر مدیری باید جهت گیری هایش در این جامعه ای که یک عده اصولگرا هستند و یک عده اصلاح طلب مشخص باشد. در کشور ما همواره مفهوم چپ و راست وجود داشته و تغییر نیروها نیز داده است اما آیا ما به اسم تغییر شرایط موجود و تحولخواهی ما تحولخواهی داریم یا می خواهیم شرایط موجود حفظ شود؟

حتما باید نسبی نگاه کرد. اما کشور با درست کردن یک مخلوط اداره نمی شود. می توان کار را یک مدت دست انسان هایی داد که ادعای اصلاح طلبی دارند داد و اگر توانستند دوباره رأی بگیرند حاکم باشند.

اما درست کردن مخلوط در کجای دنیای امروز است؟ کجای پست مدرنیسم است؟ در دنیای امروز دمکراسی که با احزاب کار کند، احزاب می توانند غیر شفاف باشند؟ با درست کردن حزب رستاخیز می توان همه مردم را جمع کرد. اما وقتی حزبی می خواهد از مرد رأی بگیرد باید شعارهایش دقیق و شفاف باشند. اگر قرار است ما دموکراسی داشته باشیم و دموکراسی هم دموکراسی احزاب باشد باید شفاف باشیم.

مجری: خیر مقدم به آقای کروبی. البته ما از آقای میرحسین موسوی هم دعوت کرده بودیم که تشریف بیاورند. در مورد آقای میرحسین موسوی تک گفته هایی وجود دارد. مثل اظهاراتی که در مورد قانون مطبوعات و یا رد صلاحیت های مجلس هفتم داشتند. اما آقای موسوی بارها تأکید کردند که به قانون اساسی پایبند هستند و به نظر ما قانون اساسی علی رغم نقدهایی که به آن داریم ظرفیت های بسیاری دارد .اما آقای تاجیک طبق این قانون اساسی راهپیمایی و تجمع اگر بدون حمل سلاح و بدون زیر سوال بردن مبانی مقدسات و اسلام آزاد است، مطبوعات آزاد هستند و هیچ شخصی حق ندارد دیگری را به اتهام داشتن عقیده ای به زندان بیندازد.بنابراین اگر آقای موسوی رئیس جمهور شود و دفتر تحکیم وحدت درخواست مجوز تجمع برای ۱۶ آذر در مقابل سر در دانشگاه تهران کند، آیا وزارت کشور ایشان قبول می کنند؟ آیا وزیر علوم ایشان ۷۰ تشکلی را که در دولت نهم تعطیل شدند و یا غیرقانونی اعلام شدند به رسمیت خواهد شناخت و اجازه فعالیت به آنها خواهند داد؟

تاجیک: بله، این کار را خواهیم کرد.

مجری: در دولت نهم به ناحق و برخلاف قوانین تشکل هایی چون انجمن های اسلامی و حتی کانون های فرهنگی تعطیل شدند. در دانشگاه علوم پزشکی شیراز همین چند ماه پیش انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه را طی روندی غیرقانونی تعطیل کردند و یک شبه انتخابات برگزار کردند نشست طیف جعلی شیراز نیز آنجا برگزار شده است. گاها افرادی از طیف جعلی شیراز و یا کسانی که انجمن های دانشجویان را تعطیل کردند در ستاد آقای موسوی مشغول به کار هستند. آیا با روی کار آمدن آقای موسوی این تشکل ها با وجود اینکه جعل کنندگان آن در ستاد آقای موسوی هستند به دانشجویان برگردانده می شود؟

تاجیک: از نظر من آقای موسوی مبنای کار را قانون می دانند. و به هر تشکل و حزبی که در چارچوب قانون و مجاز باشند اجازه فعالیت می دهند. آقای موسوی صریحا اعلام کردند که با تعطیلی تشکل ها مخالف هستند و با زندان رفتن دانشجویان به دلایل سیاسی هم مخالف هستند. خانم رهنورد هم پشت تریبون رفتند و اعلام کردند که اگر ما بیاییم تمام زندانیان سیاسی را آزاد خواهیم کرد. آقای موسوی در چارچوب قانون تشکل هایی که آزاد هستند را پاس می دارند و تلاش می کنند هیچ تعرضی به آنان صورت نگیرد.

مجری: از آقای موسوی در مورد اعدام سال ۶۷ پرسیده شده است و ایشان فرمودند که شرایط انقلابی در کشور وجود داشته و گروه هایی خرابکاری می کردند و تفکیک قوا هم وجود دارد. اما دفاع آقای موسوی گاها در روزنامه و رسانه های خود آقای موسوی انعکاس پیدا نکرد. اما در دوران نخست وزیری آقای موسوی انقلاب فرهنگی صورت گرفته بوده و ایشان هنوز عضو شورای انقلاب فرهنگی هستند، اما موضع ایشان نسبت به آن اتفاقات چیست؟

سوال بعدی از آقای کرباسچی است که آقای کروبی در قانون مطبوعات حکم حکومتی را پذیرفتند. اما آقای کروبی شعارهایی می دهند که امکان دارد به حکم حکومت دیگری بینجامد. در آن زمان آقای کروبی چه کار می کنند؟

کرباسچی: در مورد حکم حکومتی اگر می گوییم در اداره کشور خوب نیست یعنی اگر کسی را با حکم حکومتی خواستند امتیازی به او بدهند او هم نپذیرد، مثلا اگر شخصی رد شد با حکم حکومتی خواستند بیاورند بگوییم نه. ما هیچ وقت به این مسئله ایراد هم نگرفتیم و آن طرف قضیه هم کسی نگفته که حکم حکومتی است. در زمانی به رئیس مجلس تلفن شده است که به مصلحت نیست این لایحه الآن مطرح شود، اگر شخص دیگری جای ایشان بود حتی ابراز نمی کرد که این حکم حکومتی است و خودش بر عهده می گرفت. اتفاقا این شفافیت آقای کروبی است که مسئله را بیان می کند که علاقه ندارد خواست نمایندگان مجلس را از دستور کار خارج کند اما چون رهبری این موضوع را اعلام کردند و قائل به قانون اساسی هستم آن را می پذیرد. این شفافیت دو خاصیت دارد. اول اینکه اگر باری در این قضیه هست چه خوب یا بد معلوم شود که چگونه است و بعد از بحث قانون مطبوعات چند لایحه دیگر با این موضوع وجود داشت که مثلا لایحه ای با حکم حکومتی به مجلس نیاید؟ هر مسئول دیگری هم می خواست با سیاست و عاقلانه تصمیم بگیرد و شفاف باشد راه دیگری غیر از این نداشت و ما بنا نداریم در کشور که یک مرتبه رفتارهای غیر معقول و به هم ریخته ایجاد کنیم. به هر حال قاون اساسی است و باید به آن تن داد اما شفاف و عاقلانه باشد. بدون اینکه بخواهم اسمی ببرم اما مسئولان زیادی بودند که مورد علاقه ما هستند این کار را انجام داده اند اما علنی نکرده اند کسی هم نمی داند.

آقای کروبی بارها گفتند که بنده در اداره کشور مثل زمان آقای موسوی، هاشمی و خاتمی بوده است، قصد ندارم به هیچ وجه از حکم حکومتی استفاده کنم.

تاجیک: آمار در کشور ما نشان می دهد که به نظر ۶۰ درصد مردم ما مسئولین قبل و بعد انتخابشان دو فرد هستند. قبلش مواضع شفاف دارند و مردمی هستند ولی بعد از آن اینطوری نیست. اما من می گویم که اگر شخصی روایت بعد از انتخابش کاملا متحول شد هیچ الزامی ندارم که پابرجا باشم. حتما آقای موسوی شخصی نیست که حرفی بزند که نخواهد انجام دهد و به نظرم گفته های ایشان هم پوشانی اش با گفتمان اصلاحات کاملا مشخص است. دیدگاه های اصولگرا هم دارند و همه دارند. اینکه شما می فرمایید که این مسائل باید شفاف بیان بشود موافقم اما نباید کاری کنیم که تقاضاهای جامعه تشدید شود و بعد که عملی هم نشد، نا امیدی در همه جا پخش شود.