انتخابات مجلس هشتم

کوتاه می گویم:

یا در انتخابات به هر علت ( مخالفت با رد صلاحیت ها، اعلام نارضایتی از وضعیت موجود، مخالفت با حکومت و … ) شرکت نمی کنید و یا اینکه به هر علت ( علاقه به شرکت در انتخابات، ترس از حمله ی آمریکا به ایران، مهر شدن شناسنامه برای آزمون های استخدامی و … ) شرکت می کنید.

به نظر من اگر می خواهید در انتخابات شرکت کنید بین بد و بدتر، بد ( اصلاح طلبان ) را انتخاب کنید، به این امید که بد کنونی بدتر آتی باشد. بهر حال مجلس ششم و دولت خاتمی با تمام کاستی ها و اشتباهات از بسیاری جهات از مجلس هفتم و دولت احمدی نژاد بهتر بود. البته خاطره ی مجلس ششم در این دور از انتخابات تکرار نمی شود ولی باید توجه داشت که هر چه مخالفان و منتقدان دولت آقای احمدی نژاد ( که منتخب رهبری است )، بیشتر در مجلس حضور داشته باشند ( چه اصلاح طلبان و چه اصولگرایان منتقد دولت ) توازون بیشتری بین قوا صورت می گیرد که از نظر من این توازون به نفع مردم داخل کشور می باشد.

برخی با افتخار بیان می کنند که برگ سفید، یا برگ رای حاوی فحش به صندوق ها می اندازند! به نگر من این گروه اشتباه بزرگی می کنند، چرا که از یک سو در صد مشارکت عمومی را بالا برده ( به حکومتی که مخالف آن هستند مشروعیت می دهند ) و از سوی دیگر به منتقدین داخلی حکومت نیز رای نداده اند. قاعدتا یک فرد مخالف ترجیه می دهد که شخصی منتقد در انتخابات پیروز گردد تا فردی که مداح حکومت است.

این فکر نیز اشتباه است که بگذاریم امثال احمدی نژاد در راس قرار گیرند تا آنچنان کارد را به استخوان رسانند که مردم قیام کنند. یکم اینکه آیا صحیص است آگاهانه مردم را این چنین تحت فشار قرار دهیم تا به مقاصد خود برسیم؟ ( آیا هدف وسیله را توجیح می کند؟ ) دوم اینکه اگر هم چنین انقلابی صورت پذیرد از نظر من ارزش چندانی ندارد، چرا که از روی آگاهی توده ی مردم نبوده و هر آن امکان دارد از مسیر صحیح منحرف شود.

به امید ایرانی آزاد و انتخاباتی آزاد.

افسانه ی ابراهیم و سوال کودک شش ساله

از اونجايي که براي اولين بار داستان ابراهيم و اسماعيل رو در سن 6 سالگي از اهالي مدرسه شنيده بود، سريعاً بعد از برگشت با آب و تاب براي مامانش تعريف مي کرد. وقتي تموم شد يک کم مکث کرد و پرسيد: يعني اگر خدا به تو هم بگه گردن من رو بزن،
مي زني؟